تبلیغات
تفسیر نمونه، ج‏12، ص: 246
"شاكلة" چیست؟!
" شاكلة" در اصل از ماده" شكل" به معنى مهار كردن حیوان است، و" شكال" به خود مهار مى‏ گویند، و از آنجا كه روحیات و سجایا و عادات هر انسانى او را مقید به رویه‏ اى مى‏ كند به آن" شاكله" مى‏ گویند و كلمه" اشكال" به سؤالها و نیازها و كلیه مسائلى گفته مى‏ شود كه به نوعى انسان را مقید مى‏ سازد «1».
به این ترتیب مفهوم" شاكله" هیچگونه اختصاصى به طبیعت ذاتى انسان ندارد، لذا مرحوم" طبرسى" در" مجمع البیان" دو معنى براى آن ذكر كرده است، طبیعت و خلقت و نیز طریقه و مذهب و سنت (چرا كه هر یك از این امور انسان را از نظر عمل به نحوى مقید میسازد).
و از اینجا روشن مى‏ شود آنها كه آیه فوق را دلیلى بر حكومت صفات ذات بر انسان گرفته‏ اند و آن را دلیلى بر جبر مى‏ پندارند، و در این راه تا آنجا پیش رفته‏ اند كه به تربیت و تزكیه اعتقاد ندارند، تا چه حد در اشتباهند.
این طرز تفكر كه به علل مختلف سیاسى و اجتماعى و روانى كه در مباحث جبر و اختیار آورده‏ ایم بر ادبیات بسیارى از ملتها حكومت مى‏ كند و براى توجیه نارساییهاى خود به آن متوسل مى‏ شوند از خطرناكترین اعتقاداتى است كه مى‏ تواند یك جامعه را به ذلت و زبونى بكشاند، و در حال عقب افتادگى، سالها یا قرنها نگاه دارد.
درست در شعر زیر كه بیانگر این تفكر در مساله تعلیم و تربیت است بیندیشید:
         درختى كه تلخ است اندر سرشت             گرش بر نشانى به باغ بهشت‏
         و از جوى خلدش به هنگام آب             به بیخ انگبین ریزى و شهد ناب‏
         سرانجام گوهر به كار آورد             همان میوه تلخ بار آورد!
 اگر براستى این منطق، زیر بناى مسائل تربیتى و اجتماعى قرار گیرد، بیهوده بودن هر گونه تعلیم و تربیت، اجتناب ناپذیر خواهد بود.
و به همین دلیل ما معتقدیم مسلك جبر همیشه دستاویزى براى سلطه‏هاى استعمارى بوده تا به این وسیله از واكنشهاى شدید مردمانى كه به زنجیر كشیده
شده‏ اند در امان بمانند.
جمله معروف: الجبر و التشبیه امویان و العدل و التوحید علویان:
" عقیده جبر و تشبیه خدا به موجودات از اعتقادات بنى امیه است، و عقیده عدل و توحید زیر بناى مكتب علوى است" بیانگر این واقعیت مى‏ باشد.
خلاصه، شاكله هرگز به معنى طبیعت ذاتى نیست، بلكه به هر گونه عادت و طریقه و مذهب و روشى كه به انسان جهت مى‏ دهد شاكله گفته مى‏ شود بنا بر این عادات و سننى كه انسان بر اثر تكرار یك عمل اختیارى كسب كرده است، و همچنین اعتقاداتى كه با استدلال و یا از روى تعصب پذیرفته است، همه اینها نقش تعیین كننده دارند، و شاكله محسوب مى‏ شوند.
اصولا ملكات و روحیات انسان معمولا جنبه اختیارى دارد چرا كه انسان هنگامى كه عملى را تكرار كند، نخست" حالت" و سپس" عادت" و بعد تدریجا تبدیل به" ملكه" مى‏ شود، همین ملكات است كه به اعمال انسان شكل مى‏ دهد و خط او را در زندگى مشخص میسازد، در حالى كه پیدایش آن مستند به عوامل اختیارى بوده است.
در بعضى از روایات" شاكله" به نیت تفسیر شده است، در اصول كافى از امام صادق ع چنین نقل شده:
النیة افضل من العمل الا و ان النیة هى العمل، ثم تلا قوله عز و جل قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ‏
یعنى على نیته:" نیت افضل از عمل است اصلا نیت همان عمل است سپس آیه قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ را قرائت فرمود و اضافه كرد منظور از شاكله نیت است" «2».
این تفسیر، نكته جالبى در بر دارد. و آن اینكه نیت انسان كه از اعتقادات او برمى‏ خیزد به عمل او شكل مى‏ دهد، و اصولا خود نیت یك نوع شاكله یعنى امر مقید كننده است، لذا گاهى نیت را به خود عمل، تفسیر فرموده و گاه آن را برتر از عمل شناخته، چرا كه به هر حال" خط عمل" منشعب از" خط نیت" است.
در روایت دیگرى مى‏ خوانیم كه از امام صادق علیه السلام پرسیدند آیا مى‏ توان در معابد یهود و كلیساهاى نصارى نماز خواند؟ فرمود:" در آنها نماز بخوانید" كسى مى‏ پرسد: آیا ما در آن نماز بخوانیم هر چند آنها هم در آن نماز مى‏ خوانند؟
فرمود: آرى، مگر قرآن نمى‏ خوانى آنجا كه مى‏ فرماید: قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبِیلًا سپس فرمود: تو به سوى قبله‏ ات نماز بخوان و آنها را رها كن «3».

 (1) مفردات راغب ماده" شكل".
 (2) نور الثقلین جلد 3 صفحه 114.
 (3) نور الثقلین ج 3 ص 114.