سلام دوستان و خداحافظ میهن بلاگ

ان شاء الله از این ببعد در وبلاگی بنام «مشق تدبر» در سرویس «بیان» خواهیم نوشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 شهریور 1393
ارسالی: دختر قم
دوشنبه 15 اردیبهشت 93 00:46
مدیر وبلاگ: http://madar67.persianblog.ir/

شوهر، مغز خانه است و زن ، قلب آن.
(گوته)
......
شوهر مدیر خانه می باشد و بر کار و امورات منزل نظارت دارد و تذکرات می دهد و بر اساس عقل حرف می زند و نکته سنجی می کند و به بیان و رفع اشکالات می پردازد و احساسش را قاطی تفکرات و عوامل اجراییش نمی کند. ولی زن از عواطف و احساسات سرشاری برخوردار است و با مهر و علاقه ای که در اوست به امورات منزل رسیدگی می کند و به همسر و فرزندانش عشق می ورزد و نیازهای عاطفی و روحی آنان را تامین می کند و دلجویی از آنان می نماید و با احساساتش دل آنها را به دست می آورد و غم را از آنان می زداید .
بخاطر همین است شوهر مغز خانه است و نکته سنجی دقیق دارد و از روی احساسات تصمیم نمی گیرد.
و زن قلب خانه است و روی مسائل عاطفی حساس است و تشنه عشق ورزیدن و ایجاد علاقه و محبت در خانه و برآورده ساختن نیازمحبت و آسایش در همسر و فرزندان است. و احساسات مانع تفکرش هستند و قدرت تصمیم گیری منطقی ندارد و با دلش تصمیم می گیرد.

تفکیک مغز از قلب مورد قبول اسلام نیست! در قرآن از قلب بجای عقل استفاده شده است: لهم قلوب لا یفقهون بها (برای آنها قلبهایی است که با آن درک نمی کنند)
حرفی که می توان موافق با تفکر و ادبیات اسلام زد این است:
زن عقل خانه داریش (شوهر داری و فرزند داری) بهتر از مرد است و مرد عقل کسب مال و مصرف بهینه آن را بهتر از دارد!
عقل هر کاری را هر کسی ندارد. همچنان که دانش در رشد عقل در یک حوزه کاری مؤثر است جنسیت هم مؤثر است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
ارسالی: دختر قم
دوشنبه 15 اردیبهشت 93 00:17
مدیر وبلاگ:http://madar67.persianblog.ir

شب برای همه از راه خواهد رسید.
(فرناندو پسوا)
....................
آدمی کار یا اقدامی انجام می ده که شاید عواقب بدی رو به دنبال داشته باشه و پشیمونی به بار بیاره و به اقدامش فکر نمی کنه و یا اعتقادی نداره که عاقبت شوم می تونه برای اون هم باشه. مغرورانه و سرسخت کارشو دنبال می کنه و هیچ اعتنایی هم به عواقب یا مشکلات بعدش نمی کنه و فکر می کنه به مرز پیروزی می رسه و نتیجه عالی داره ولی این تفکر و بی اعتنایی به مسئله و اقدام ناشایست یا حتی بی خیالی فرد به هرچیزی و وقت تلف کردن براش گرون تموم می شه و ضرر می بینه و اینکه گفته می شه شب برای همه از راه خواهد رسید یعنی تیرگی و زیانشو می بینه.
پس در کل یعنی بشر نتیجه اعمالشو می بینه

البته نتیجه اعمال بد، شب و تیرگی است و قرار نیست همه اعمال بد انجام بدهند. دنیا برای کافر بهشت است ولی برای مومن زندان است! شب انتظار کافران و بدکاران را می کشد و روز انتظار مؤمنین و نیکوکاران را!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
ارسالی: ؟؟؟
یکشنبه 14 اردیبهشت 93 18:49

در دعای ماه رجب می گوییم: آمن سخطه عند کل شر
این سخط باید با خشم متفاوت باشد و صفتی سلبی باشد که در جایگاه مدح خداوند می گوییم از یکچنین صفتی ایمن هستیم

سخط مقابل رضایت است و غضب (خشم) مقابل رحمت می باشد. بنابر این سخط و غضب هر دو صفت سلبی هستند و هر دو نیز برای خداوند بکار رفته است:
انت الذی تسعی رحمته غضبه. (دعای 16 صحیفه سجادیه)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
ارسالی: دخترقم
سه شنبه 26 فروردین 93 17:51

آموزش را در خانواده، دانش را در جامعه،و بینش را در تفکرات تنهایی می آموزند.
(نیچه)
....
در زندگی از بذر تولددر کنار رشد،تربیت زیر نظر والدین شروع می شود و علاوه بر تربیت ، مسائل فرهنگی،مذهبی و اعتقاداتی در ذهن و عمل نقش می پذیرد، که خود نوعی علم است و به بینش و تفکر وا می دارد و گاهی امکان مشورت و همفکری وجود دارد و جمله فوق نمی تواند کلیت داشته باشد و بخصوص دو بخش اول جمله آموزش و دانش می تواند در خانواده و حتی خود فرد شکل بگیرد. و درمسائل تخصصی احتیاج به استاد یا ارتباط با جامعه می باشد.

کاشک اول مشخص می کردید تفاوت آموزش با دانش چیست! بخاطر ابهام جمله من نمی توانم این جمله را بررسی کنم مثل جمله بعدی ...

حکیم در مقام منجم ، مادام که ستارگان را بر فراز سر خویش حس نمی کند، نگرش اهل شناخت را ندارد.
(نیچه)
....
کسی که می خواهد در رابطه با مطلبی قضاوت کند یا نگرشی را به دیگران انتقال دهد ، هنگامی می تواند مطلبی واقعی بیان کند که با تمام وجود آن حرف را پذیرفته و حس کرده باشد. مانند ستاره شناسی که ستارگان را با چشم خویش می بیند و براساس آن مطلبی علمی بیان می کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 فروردین 1393
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 21 فروردین 93 15:26

*آدمها را آنگونه بخواهیم که هستند نه آنگونه که میخواهیم*
اندیشه های مشترک

ظاهر این جمله همان معنایی را میدهد که نوشته شده و ظاهرا هم معنای درست و خوبی دارد ولی این معنا در همه جا صدق نمیکند.
آدمها مجموعه ای از خصوصیات خوب و بد هستند که اگر با توجه به این جمله ما بخواهیم آدمهارا آنطور که هستند بخواهیم باید خصوصیات بدآنها را هم آنطور که هستند بخواهیم پس باید آدم دروغگو را با دروغگهایش و آدم خیانتکار را با خیانتش بخواهیم که این درست نمیباشد.

جمله فوق بیشتر نظر به این نکته تربیتی دارد که بیشتر بخواهیم که انسانها را بشناسیم و خود را با پست و بلند شخصیتی آنها وفق دهیم نه این که مدام اصرار داشته بابشیم تا آنها مثل ما باشند زیرا در این صورت با انسانها مدام چالش خواهیم داشت خصوصا با آنها که بیشتر زندگی می کنیم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 21 فروردین 93 13:58

*ایمان قیمت رزق نیست*
اندیشه های مشرتک

آیا این جمله این معنا را میدهد که ایمان سبب روزی بیشتر نمیشود؟ پس چرا خداوند در قرآن فرموده است که اگر مردم شهرا ایمان آورده و به تقوای خداوند گرویده بودند، قطعا برکاتی از آسمانها و زمین برایشان میگشودیم(اعراف/96)؟ شاید در اینجا بتوان این جواب را داد که (البته اگر رزق را در اینجا مال معنی کنیم) خیر آسمانها و زمین فقط مال نیست، بلکه میتواند علم، اخلاق نیکو و ... باشد.

منظور از جمله فوق این است که برای بدست آوردن روزی بیشتر نباید ایمان را فروخت!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 21 فروردین 93 13:18

*اول تکریم بعد اهانت ، اول تازیانه بعد شمشیر*
اندیشه های مشترک

سلام
اهانتی که بعد از تکریم بیاید مانند ضربه شمشیر زجر آور است زیرا آدم از کسی که از او تکریم دیده توقع اهانت ندارد که البته تکریمی که بعد آن اهانت بیاید مانند زدن تازیانه خواهد بود.

سلام علیکم
جمله فوق بیشتر بر این نکته تکیه دارد که برای برخورد با زشتکاریها نباید تیر آخر را اول زد! باید ابتداء بررسی کرد و دید آیا بخاطر عدم تکریم فرد دست به کارهای زشت می زند. اگر این طور است او را از این نظز تأمین نمود و بعد در گام بعدی رفت سراغ دیگر گزینه ها!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: دخترقم
سه شنبه 19 فروردین 93 15:57

کوثرسوره کوثر،آیه (1) می فرماید:انااعطیناک الکوثر
حاج آقای قرائتی درتفسیر این آیه می گویند:کوثرازکثرت گرفته شده و معنایش خیرکثیر و فراوان است و مصادیق مختلفی دارد مثل علم کثیر،...ولی آیه آخر مراد از کوثرنسل پیامبر(ص)است و دشمن ایشان را ابترنامیدوخداوندگفت دشمن ابتراست.
....................................
آیا کوثر منظور نسل پیامبر(ص)است؟یا در تفسیرفوق حاج آقای قرائتی فرمودند مرادازکوثر،نسل نباشد،برای ارتباط آیه اول و سوم توجیه و معنایی دل پند نخواهیم داشت،منظور ایشان چیست؟

در روایات ما اشاره ای به این که منظور از کوثر نسل حضرت زهرا است نشده است ولی عموم مفسرین شیعه و بعضی از مفسرین سنی مثل فخر رازی مصداق بارز کوثر را نسل حضرت زهراء می دانند که با تطایق صدر و ذیل آیه نیز سازگار است! فخر رازی می گوید:
قول سوم این است كه این سوره به عنوان رد بر كسانى نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اكرم ص خرده مى‏گرفتند، بنا بر این معنى سوره این است كه خداوند به او نسلى مى‏دهد كه در طول زمان باقى مى‏ماند، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید كردند، در عین حال جهان مملو از آنها است، این در حالى است كه از بنى امیه (كه دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذكرى در دنیا باقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنها است، مانند باقر و صادق و رضا و ..
تفسیر فخر رازى جلد 32 صفحه 124.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: دارابی
پنجشنبه 14 فروردین 93 17:51

یا بیاموز یا بیاموزان و یا در آرزوی آموختن باش و الا خسی خواهی بود بررود.
اندیشه های مشترک

سلام علیکم
در مورد اینکه گفته شده بیاموز یا بیاموزان به نظرم اینکه آدم چیز جدیدی یاد گبیرد هم ذهن او به کار می افتد و پیشر فت می کند و هم اینکه از ساکن بودن ذهن و فکر چلوگیری می کند و آموزاندن هم همین طوراست چون اموزاندن هم ذهن را در گیر کرده و باعث می شود همیشه ذهن و عقل به کار بیفتد ولی این که آروزی آموختن را داشته باشیم چه فایده ای دارد؟ مثل اینکه آرزوی داشتن پول زیاد یا هر چیزی که فقط با تلاش به دست می آید را داشته باشد فقط آرزو داشتن فایده ای ندارد بلکه باید خود انسان تلاش کند تا خسی بر رود نشود

سلام علیکم
گاهی انسان بخاطر موانعی نمی تواند در پی علم برود ولی می تواند آرزوی علم آموزی را داشته باشد و این آرزو یا در دنیا و یا در جهان پس از مرگ او را در مسیر علم آموزیقرار خواهد داد.





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : علم آموزی، آموختن، ذهن، پیشرفت، عقل، فکر، آرزو،
لینک های مرتبط :
ارسالی: دارابی
پنجشنبه 14 فروردین 93 17:43

هنگام خشم و شهوت داغ می شوی زیرا خلقت شیطان از آتش است.
اندیشه های مشترک

سلام علیکم
شیطان همیشه منتظر فرصت است که انسان را وسوسه کند تا به گناه بیافتد به خصوص در این دو موقعیت؛ چون در این دو موقعیت انسان بیشتر از روی هوای نفس تصمیم گیری می کند تا از روی عقل به همین خاطر شیطان در این دو موقعیت بیشتر به انسان نزدیک می شود و گرم شدن بدن در جمله بالا تمثیلی برای نزدیک شدن شیطان به انسان است.

سلام علیکم
متن فوق نقدی را به همراه نداشته است! می توانستی این پرسش را مطرح کنی که آیا داغ شدن بدن هنگام خشم و شهوت حلال هم امکان پذیر است؟ اگر جواب مثبت است این داغی چه علتی دارد؟ شیطان که در امور حلال وسوسه ای ندارد! 




نوع مطلب : خونسردی، خشم و نفرت، عفت، گناه، 
برچسب ها : شیطان، وسوسه، فرصت، هوای نفس، شهوت حلال، گناه، داغ،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
سه شنبه 13 اسفند 92 20:34

"بهتر است روی پای خود بمیری تا آنکه روی زانوهایت زندگی کنی."
(رودی)

ظاهرا این جمله از یک سیاستمدار معاصر آمریکایی نقل شده و اشاره به این دارد که زندگی با عزت و متکی به توان و استعدادهای خود، برتر از زندگی ننگین در زیر سایه منت و استبداد دیگران است. چرا که انسان معمولاً عزت و شرف خود را ارزشمندتر از رفاه دنیوی اش می بیند و در اسلام نیز همین مطلب تایید و تاکید شده.
ولی افسوس که بعضی از سیاستمدارانِ به اصطلاح مسلمان و حتی مدعیان تشیع، به اندازه این سیاستمدار آمریکایی، عزت ندارند.

اول این که از روی حرفهای قشنگ نمی توان قضاوت نمود که چه کسی عزت دارد و چه کسی ندارد!
دوم این که طبق تعالیم دینی عزت در سایه توحید شکل می گیرد و با کفر هیچ عزتی حاصل نمی شود!
سوم این که زندگی روی زانو در جایی که صلح و تقیه ایجاب می کند سخت تر از مردن روی دو پاست لذا امام حسن که برتر از امام حسین است تکلیف زندگی روی زانو را بر عهده گرفت و امام حسین مردن بر روی دو پا را!
طبق تربیت توحیدی ما مأمور به وظیفه هستیم! مهم نیست روی دوپای خود باشیم یا رو دو زانو! زندگی کنیم یا بمیریم!





نوع مطلب : تعامل انسانی(ارتباط با کفار)، سطح نگری و عمق نگری، عزت و حقارت، 
برچسب ها : تربیت توحیدی، کفر، صلح، تقیه، منت و استبداد، سیاستمداران مسلمان، امام حسن و اما حسین،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 فروردین 1393

ارسالی: گمگشته در نور

سه شنبه 27 اسفند 92 21:42

قال امیرالمومنین ... و ان امرنکم بالمعروف فخالفوهن کی لایطمعن منکم فی المنکر

سلام علیکم

آیا تحلیلی که در ادامه می آید در مورد این حدیث درست است؟

تا جایی که می توان باید با همسر مدارا کرد و این حدیث با توجه به علتی که در آخر آن بیان شده که می فرماید زن در مورد منکر طمع نکند مربوط به زنانی غیر مومنه و دارای ضعف اخلاقی است بنابراین با آن مطلب اصلی مدارا با همسر منافاتی ندارد

در واقع منظور زنانی خاص هستند.

 

سلام علیکم

متن کامل حدیث این است: اتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَ كُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلى‏ حَذَرٍ، وَ إِنْ أَمَرْنَكُمَ بِالْمَعْرُوفِ فَخَالِفُوهُنَ‏؛ كَیْ‏ لَایَطْمَعْنَ‏ مِنْكُمْ فِی الْمُنْكَر. ترجمه: از زنان بد بترسید، و از خوبانشان برحذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع پیروى نداشته باشند. (نهج البلاغه خطبه: 80)

امام علی این حدیث را بعد از جنگ جمل فرمودند. جنگی که در آن یک زن بنام عایشه نقش مخربی را ایفاء نمود.

خداوند به مردان وظیفه مراقبت از زنان را محول نموده است و به آنها فرموده: خودتان را و خانواده خود را از آتش دوزخ محافظت کنید (تحریم: 6)

مراقبت از زنان یعنی تلاش جهت تربیت آنها. و تربیت هر شخصی تربیت و مواظبت از نفس اوست! نفس هر انسانی او را به بدیها امر می کند (یوسف: 53) برای تربیت نفس باید برایش محدودیت درست نمود و خواسته های او را در امور حلال نیز با مراقبت و احتیاط پاسخ گفت.

در روایت آمده است با مقداری از حلال جائلی بین خود و حرام ایجاد کن!

اصولا احتیاط حکم می کند انسان برای رهایی از خطر در مرز بین حلال و حرام حرکت نکند بلکه مقداری از اموری را که انجامش رواست نیز برای خود ناروا بداند.

بنابر این حدیث فوق همه زنان را شامل می شود. و با توجه به تصریح حدیث (خیارهن) یقینا مخصوص زنان غیر مؤمن نیست.





نوع مطلب : نفس(تمایلات)، ولایت، نفس(ضعف)، 
برچسب ها : جنگ جمل، عایشه، مواظبت از نفس، احتیاط، مرز بین حلال و حرام، زنان، مدارا با همسر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 فروردین 1393
ارسالی: مریم
سه شنبه 13 اسفند 92 20:12

"من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند." شریعتی

سلام علیکم
این جمله که در نگاه بعضی از عوام، زیبا جلوه می کند از ریشه اشتباه است. چرا که اگر ملاک کارهایمان را فقط عشق و علاقه به آن کار قرار دهیم، خود را برده نفسمان کرده ایم، زیرا ما احساساتمان را بطور کامل با عقلمان همراه نکرده ایم. بر خلاف معصومین (علیهم السلام) که به علت اشراف به باطن گناهان، احساساتشان کاملا همراه با عقل و واقعیت امور است. بنابراین فقط فردی که با خودسازی و سرکوب نفس اماره به درجه رضا رسیده باشد، می تواند از تک تک وظایف و کارهای صحیحش لذت ببرد و مثلا با شوق و علاقه برای نماز شب از جایش برخیزد.

سلام علیکم
البته رقص دختران هندی می تواند بخاطر پول و یا شهرت و یا حتی عادت باشد! لزوما نشان شادی و نشاط و لذت از زندگی نیست! گرچه بشر رقص را برای رهایی مقطعی از رنج و لذت بردن آنی ابداع نموده است ولی بیشتر این مردان هستند که با استثمار زنان و براه انداختن مراکز رقص، زنان را وادار به رقص می کنند تا خود لذت ببرند ولی آیا زنان نیز به همین میزان لذت می برند! البته قطعا خیلی هاشان لذت می برند ولی نمی توان قانون کلی ارائه داد. از نماز هم خیلی ها لذت می برند.
ثانیا مگر هر عادتی بدون عشق و علاقه است؟ و یا بدون لذت است؟ آدمها عادت دارند به یکدیگر سلام کنند. عادت دارند حال یکدیگر را بپرسند. عادت دارند به یکیدگر دست دهند. عادت دارند سر صحبت را با یکدیگر باز کنند.عادت دارند از میهمان پذیرایی کنند. عادت دارند .... صدها عادت است که انسانها آنها را با میل و اشتیاق انجام می دهند. البته بعضی ها هم از انجام آنچه به آن عادت نموده اند لذتی نمی برند و شاید زجرشان هم بدهد ولی آیا کدام انسان است که از عادتهای خوبش زجر بکشد؟ و یا لذت نبرد! و یا آنها را دوست نداشته باشد! اگر اینطور است که تأکید بر داشتن ملکات پسندیده اخلاقی چیست؟ ملکات سبب می شود انسانها بطور خودکار دارای رفتارهای پسندیده شوند.
ثالثا آیا رقاصان هندی با عشق می رقصند و یا با لذت و شهوت؟ آنها با عشق به چی و به کی می رقصند؟ اصلا وقتی شما مقوله رقص را در ذهنتان مجسم می کنید چیزی جز شهوت به ذهنتان متبادر می شود؟!
 ارسالی: بنده خدا
شنبه 10 خرداد 93 13:10
سلام از نظر من جمله دکتر شریعتی درست هست شاید در دومورد نماز و رقص عادت دخیل باشد اما عادتی که همراه عشق و علاقه باشد منجر به جبر نمیشود و این چنین است که زیبا و لذت بخش هست و لذتی که با عشق همراه باشد پایدار تر است و نتایج بهتری همراه خواهد داشت
سلام علیکم
این که کار بر اساس عشق برتر از کار بر اسسا عادت حرفی در آن نیست بحث در این است که آیا می توان انجام هر کار بر اساس عشق را (هر چند ناپسند) بهتر از عادات پسندیده دانست!!




نوع مطلب : اعتقاد، حقیقت(تبیین سره از ناسره )، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، عادت، عقل(احساس خوشبختی)، 
برچسب ها : رقص هندی، عشق و علاقه، احساسات و عقل، ملکات پسندیده اخلاقی، لذت و شهوت، مراکز رقص، رنج و لذت عادت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اسفند 1392
ارسالی: زهرانجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 22:08

لذت ها و ناخوشی ها شناور در زمانند نه میتوان فرار نمود و نه به سرعت افزود
اندیشه های مشترک

باسلام
بنظر این جمله بسیار صحبح است اگر زمان را مانند جوی ابی تصورکنیم که همه به همراه خوشی ها وناخوشی ها در ان شناوریم درک میکنیم که همه ذرات معلق در جوی از یک سرعت بهره مندند بنابراین نمیتوان هیچ کدام را دستکاری کرد که زودتر یا دیرتر به انسان برسند باید یقین داشت انچه در تقدیر قرار گرفته بما میرسد میتوان دعاکرد انچه دفع شدنی است دفع شود و انچه خوب است بیشتر شود اما اطمینان به وقوع مقدرا ت انسان راازدست و پازدن بی فایده راحت میکند حال سوالی که ایجادمیشود این است که ایا این عبارت با تلاش برای زندگی بهتر در زمان کوتاهتر تا جایی که حرص هم نباشد را رد میکندیعنی فرد چه تلاش مضاعف کندیا نکندبه هرحال درزمان مقدر به خیر مطلوبش میرسد؟

سلام علیکم
تلاش بیشتر و البته خالی از حرص زندگی را یقینا بهتر می کند زیرا خداوند مقدرات خود را طبق کم و کیف تلاشهای انسان پایه گذاری نموده است. مقدرات مثل قوانین فیزیک و شیمی است. کم و زیاد شدن تأثیر عوامل مختلف، در آنچه بوقوع می پیوند کاملا مؤثر است!
منتها انسان باید قانونها را بداند. بداند که انسان چگونه از لذت واقعی بیشتر می تواند بهره ببرد. عوامل مریضی و سلامت قلب و روح را بخوبی درک کند آن وقت است که می تواند با کمک این عوامل زندگی خود را بهتر یا بدتر کند!





نوع مطلب : تلاش(ارتباط با نتیجه)، قضاو قدر، 
برچسب ها : مقدرات، قضاو قدر، تلاش و کوشش، زندگی بهتر، قوانین الهی، خوشی ها و ناخوشی ها، سلامت قلب و روح،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اسفند 1392
ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 21:50

شهدحقیقت که می رود جز شهیدان با آن نمی مانند
اندیشه های مشترک

باسلام
بنظرم این جمله ناظربه همان که حقیقت عین ته خیار تلخ است می باشد و بنظراین جمله درمورد کسانی است که در نفس خود اهل حقیقت نبستندچون گروهی حقیقت را تنها تا جایی می پذیرند که برای انان و راجع به مصالحشان تلخ و گزنده نباشد اما گروهی حقیقت را هرچه که باشد بخاطر نفس حق بودنش میپذیرند در مقابل گروه اول وقتی شیرینی حقیقت به تلخی رسید حقیقت را رهاکرده و دنبال باطلی می گردند که همانطور شیرین باشد واینجا شبهه و فتنه ایجادمیشود دراین هنگام اهل حق که مصداق اتم ان شهدا هستند با ان حقیقت باقی می مانندبه این معنا شهدا چون ناظر به حق هستند گواه نام گرفته اند و بقیه حق را تنها می گذارند.
این جمله کمی ارمانی بنظر میرسد!

سلام علیکم
توضیح کاملی ارائه دادید. بیتشر روی جملاتی کار کنید که معنای آن پیچیده و یا قابل نقد باشد!
البته جمله فوق کمی پیچیده بود!




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، حقیقت(تبیین سره از ناسره )، حقیقت(نصدیق)، حقیقت(مصلحت)، 
برچسب ها : حقیقت، ایجاد شبهه، فتنه، اهل حق، حق و باطل، حق پذیری، گواه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic