سلام دوستان و خداحافظ میهن بلاگ

ان شاء الله از این ببعد در وبلاگی بنام «مشق تدبر» در سرویس «بیان» خواهیم نوشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 شهریور 1393
ارسالی: زهرانجاتی
پنجشنبه 24 بهمن 92 17:35

احمق نداند هم حرف می زند و عاقل بداند هم سکوت می کند.
اندیشه های مشترک

باعرض سلام
این را میدانیم که فرد عاقل کلا کمتر از انسان بی عقل حرف میزند اما اینکه آدم عاقل حتی اگر یداند سکوت میکند یعنی انسانها نباید تا وقتی از آنها سوال نشده سخن بگویند آیا میتوان این مورد را در باب مسایل اجتماعی تخصیص زد و گفت: در جمع کسانی که متهم به برخورد سرد می شوی و یا ترس طرد شدن داری، دیگر نباید منتظر سوال بمانی و این سخن یا حدیث دقیقا ناظر به محل و مکان خاصی است؟ مثلا در جمع خانواده اگر زن سخن نگوید زمان میگذرد  وباعث سردی روابط میشود طبیعتا معنی این سخن شامل اینجا نمیشود.
خوشحال میشوم توضیح بدید با تشکر

سلام علیکم
طبق حدیثی سخن گفتن نقره و سکوت طلاست! یعنی سخن گفتن فقط نباید سود داشته باشد بلکه باید سود زیادی داشته باشد و الا سود کم (نقره)، سخن گفتن را بهتر از سکوت نمی کند!
انسانی که اهل سکوت می شود، کلا تعریفی که دیگران از او دارند را متفاوت می کند! او به مرور در دنیایی دیگر وارد شده و تفاوت اساسی در نگرشش ایجاد می گردد!
البته شوخی نمودن (مزاح) و خوش و بش (مفاکهه) با دیگران کار پسندیده ای است ولی باید متوجه بود این کار نباید همپای دیگران تا آخر مجلس ادامه داشته باشد بلکه لازم است انسان معروف به شوخ بودن و مدام حرف زدن نشود! لذا بهتر است یا قسمت زیادی از مجلس را انسان به سکوت بگذراند و گاهی سخن جالبی بگوید و یا مقداری که در مجلس حضور داشت، بعد برخیزد و دنبال کاری دیگر برود!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: سیده فاطمه شفیعی
چهارشنبه 16 بهمن 92 17:48

سلام علیکم
هیچ غنچه ای عمر خود را بسان گل کوتاه نمی بیند و الا باز نمی شود.
اندیشه های مشترک

گل دارای ظاهری زیبااست ولی این زیبایی آن زودگذر است وعمر ان کوتاه است،به همین دلیل اگر غنچه بداند باز نمیشود؛دنیا هم مثل گل ظاهری زیبا دارد ولی هردو عمرشان کوتاه است،انسانها هم اگر بدانند که عمر انها کوتاه است دل به این دنیای فانی و زود گذر نمیبندند.

سلام علیکم
بله درست توضیح دادید کوتاهی عمر و کوتاهتر بودن نعمتهای آن و در لحظه بودن لذتهایش سبب می شود تا انسان عاقل دلبند امور فانی نشود!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
یکشنبه 13 بهمن 92 22:40

در مورد این جمله نظری داشتم:
اگر احساس خوشبختی نمیکنی از خدا بخواه که عقلت را رشد دهد.
(اندیشه های مشترک)

این جمله واقعا درست است.چون اگر انسان عاقل باشد تمام اتفاقاتی که در زندگی برای او می افتد درست تحلیل میکند وبه خوشبختی میرسد؛امروزه به دلیل تحلیلهای نادرست واینکه خوشبختی را در چیزهایی میبینیم که در اصل معنای خوشبختی ان نیست،خود را بد بخت میدانیم.
در ابتدا باید معنای خوشبختی را بدانیم بعد ببینیم خوشبخت هستیم یا نه؟
پس از خدا بخواهیم که عقل ما را رشد دهد!!

اگر عقل رشد یافته ای داشته باشیم متوجه می شویم ما از نعمت حیات، نعمت هدایت برخورداریم و این دو نعمت همه اسباب خوشبختی را با خود همراه دارند زیرا آنها که مرده اند دیگر هیچ امیدی برای پیشرفت ندارند و آنها که گمراهند و دارای عقائد باطل می باشند، هر چند هم امکانات داشته باشند، بیشتر در غفلت خود فرو می روند.
ما در هر وضعیت نامطلوبی هم که باشیم، آنها که مرده اند اگر بهترین وضعیتها را هم در دنیا داشته بودند حاضرند همه چیز خود را بدهند و کمی از عمر ما را از ا« خود سازند. و ما هم مالک آن مقدار عمر هستیم که صدها برابر آن را نیز داراییم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟

سلام علیکم
در مورد این جمله سوال داشتم:
هیچ کس همیشه بالا یا پایین نمی ماند.
(اندیشه های مشترک)

درست است که همیشه ان چیزی که انسان از زندگی انتظاردارد اتفاق نمی افتد یعنی ممکن است که انسان از بالا به پایین سقوط کند و بر عکس، که این به خواست خداست؛ ولی خب کسانی هستند که همیشه بالا ماندند و پایین نیامدند با تلاشی که در زندگی شان داشتند و برعکس، پس چگونه میتوان گفت که هیچ کس همیشه بالا یا پایین نمی ماند؟

سلام علیکم
هیچ یک از انسانها نه می توانند ایمن باشند نسبتا به جایگاه مطلوبی که دارند و نه ناامید باشند از وضعیت نامطلوبی که برخوردارش هستند.
سلامتی و مرض، ضعف و قدرت، فقر و غنی، وجه اجتماعی و بی آبرویی، محبوب بودن و از چشم افتادن، موفقیت و شکست، احترام و بی احترامی و ... همه اینها گذراست! همیشگی نیست! لذا ناامیدی و یا ایمنی از حوادث روزگار هر دو گناه بزرگ و اشتباهی جبران ناپذیر است!
کسی را که می گویید همیشه بالا است، آیا همیشه زندگی اش آنطور که می خواهد پیش می رود و اهداف مورد نظرش در زمانی که تعیین نموده است قابل وصول است؟ آیا پیامبران اینطور بودند؟ صاحبات ثروت چه؟ آیا جهانگاشایان اینطور بودند؟ من که کسی را نمی شناسم اینطور باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرانجاتی
یکشنبه 13 بهمن 92 13:33

جوانی دنیای پیری است و پیری اخرت جوانی است.

(اندیشه های مشترک)

با عرض سلام و پوزش این جمله چه بانگاه سطحی و چه با نگاهی عمیق تر به نظر صحیح می آید. اگر جوانان باور کنندکه همانطور که در اعتقاداتمان به برداشت پاداش کارهای مان در آخرت اعتقاد داریم به این مقوله هم در پایان عمر بیندیشیم آنوقت نگاه دیگری به اعمال و انتخابات خود خواهند داشت.
اما سوالی که به وجود می آید این است که می توانم درک کنم که کسی که مثلا در جوانی اهل دنیا باشد یا حتی در امور دنیوی کوتاهی کرده در پیری خود معمولا به ذلت می افتد و سایر صورت هایی که ممکن است را می فهمم، اما آنچه درک نمی کنم وضعیت پیری است که جوانی بسیار پرتلاش چه دنیایی و چه آخروی و حتی هر دوی آنها داشته است اما در سنین پیری به دلت کشیده می شود. این وضع چگونه قابل توجیه است آیا می توان ذلت پیش از مرگ را جزو کیفرهای دنیا برای گناهان احتمالی فرد دانست. و آیا این پایمالی عزت مسلمان بااصول اسلام سازگار است؟


سلام علیکم
منظور من از جمله فوق این است که دنیا، مثل جوان می ماند پر از هوس و زیور و غفلت و آرزو و قدرت و هیجان و پیری مثل آخرت است. زیرا انسان وقتی پیر می شود، نیروی او کاهش یافته و هیجانها کم شده و آنچه بیشتر خودش را نشان می دهد، همان چیزی است که اندوخته شده است! پیری تجسم اعمال است!
بر این اساس اگر جوای بخواهد آخرت خود را ببیند باید به پیر بنگرد و اگر پیری می خواهد دنیایی خود را ببیند و این که دنیایی خود را چگونه سپری نموده است به جوان بنگرد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ستاره پر فروغ
جمعه 4 بهمن 92 23:54

سلام

" ای کم ایمانان از چه هراسانید ؟ ترس یعنی ایمان انحراف یافته "
(فلورانس اسکاول شین، کتاب چهار اثر، به نقل از حضرت عیسی در انجیل متی )

انسان وقتی به خدا، قدرت، علم و حکمتش کاملا اعتقاد داشته باشه از چیزی نمیترسه چون قدرت و توانایی خدا رو فراتر از هر قدرتی میدونه! اما وقتی اعتقادمون به خدا درست نباشه یعنی در واقع به خدا اعتماد نداشته باشیم احساس ترس می کنیم. درسته؟
ممنونم

سلام علیکم
بله این سخن درستی است به عبارت دیگر همه ترسها و امیدها و طمعها متمرکز در خود خداوند می شود. و چون خداوند حق است همه این ترسها و دیگر هیچانات حقیقی می شود و آنچه حقیقی باشد انسان را از پرداختن به کارهای زندگی که حق است باز نمی دارد این وهم است که سایه اش را به همه چیز می گستراند و روز انسان را شب نموده و شب انسان را روز می نماید و جای همه چیز را عوض می کند! فلاتخشوهم و اخشون.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی 
پنجشنبه 3 بهمن 92 02:38

سلام علیکم
سوالی از اندیشه های مشترک داشتم
*از آتش گرما و نور بگیر ولی مواظب باش طعمه اش نشوی*

در این جمله آتش به چه چیزی تشبیه شده که نباید طعمه آن شویم؟

سلام علیکم
منظور از آتش در جمله فوق ارتباطات انسانی است که نباید از حدود خود بگذرد! البته حد هر اتباطی بسته به نوع آن متفاوت است: ارتباط والدین و فرزندان، خویشان با یگدیگر، ارتباط همسران، ارتباط دوستان، ارتباط استاد و شاگرد و ... ولی پس از تعیین حد، گذشت از این حد و قوی تر نمودن ارتباط از آنچه باید باشد، سبب می شود تا اصطکاکات بیشتر شده و انسانها بیشتر از آن که بتوانند برای هم مفید باشد مضر بحال یکدیگر باشند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 3 بهمن 92 01:33

با سلام
*ابرهای بلا که خوب بارید آسمان صاف میشود*
اندیشه های مشترک

به نظر بنده این یک واقعیت است که برای همه یکسان اتفاق نمی افتد فردی که در مقابل بارش بلا چتر صبر را بالای سر خود گرفته با کسی که در مقابل کوچکترین بلاها ناله کرده و ناشکری ، آسمان یکسانی ندارند.البته این را هم نباید نادید گرفت که رحمت و بخشش خداوند ورای تصوارت ماست.تا نظر استاد چه باشد.

سلام علیکم
جمله فوق که برگرفته از فرایشان ائمه معصومین علیهم السلام است اشراف به این حقیقت دارد که بلاها غالبا پست سر یکدیگر می آیند! و بعد از مدتی ابرهای بلا می روند و فرج بوقوع می پیونند.
نمونه این حقیقت را هم می شود در زندگی فردی انسانها دید و هم آن را در سطح جهان مشاهده نمود! جهان قبل از ظهور امام زمان عجل الله فرجه مملو از ستم می شود! و آنجاست که فرج بوقوع پیوسته و امام ظهور خواهند نمود!
البته صبر می تواند از عمق بلاها بکاهد و آثار نامطلوب آنها به حداقل برساند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا نجاتی
دوشنبه 30 دی 92 19:16

باسلام خدمت شما
به خوبی بشارت ده تا غربت خوبان برود

به نظر می رسد هرچه خوبی بزرگتر و سختتر می شود خوبان غریب تر میشوند مثل حق که هرچه پایداری به آن سخت تر میشود اهل آن هم کاهش می یابند معنایی که من از بشارت به خوبی می فهمم همان است که معصوم علیه السلام فرمود: کسی که به من عیب هایم رابگوید گویا به من هدیه داده است!
بشارت همچنین میتواند امربه معروف را شامل شود زیرا شخصی که مورد امر قرار میگیرد اگر به ان عمل کند در واقع در راه سعادت و خوشبختی گام نهاده است و دیگر از فواید آن اینست که در بعد اجتماعی بشارت به خوبی اگر به همین معنایی که فهمیدیم باشد پس امربه معروف موجب میشود که اهل معروف زیاد شده در نتیجه غربت آنان برود آیا به نظر شما این تحلیل صحیح است؟

آنچه در تحلیل سخن فوق گفته ای کامل به نظر می رسد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
جمعه 27 دی 92 16:21

هرچه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است، زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد.

به نظرم جمله درستیه؛ یاد خدا محکم ترین پشتوانه هاست. الا بذکر الله تطمئن القلوب.

نکته قابل توجه در جمله فوق تشبیه مدارج کمال به دایره است که تشبیه کامل تری است نسبت به نردبان زیرا با عبور از مرحله کمال و ورود به مرحله بعد، همچنان شخص سالک در مرحله قبل هم قرار دارد این گونه نیست که خود را رهای از مرحله قبل بداند آنگوه که باطنیه خود را رهای از پایندبی به ظواهر شریعت می دانند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
جمعه 27 دی 92 16:23

هرکجا محبت باشد، خدا هم هست.


بهتر بود می گفت هرجا محبت حقیقی و خالص باشد، خدا هم هست.
چون خیلی از محبت ها جنبه ریایی و سودجویانه داره که ظاهرش محبته ولی باطنش خودخواهی و فریبه.

محبت در ذات خود خلوص را نهفته دارد و الا نامش تعامل است نه محبت. حتی محبت غیر از تودد و اظهار دوستی است چون تودد هم یک نوع تعامل و بده بستان اجتماعی است. محبت اتفاقی است که می افتد و انسان در آن اختیاری دارد! وقتی معرفت انسان نسبت به کسی زیاد شود و او را قابل ستایش بداند از او در خود احساس محبت می کند!
به همین خاطر است که مزد رسالت پیامبر اسلام را خداوند مودت مشخص نموده است نه محبت! حتی اقل وظیفه در مقابل اهل بیت پیامبر اظهار محبت است! تا به مرور این ادب و تبعیتهای بعد از آن محبت را در قلبش جای دهد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: صحاف
دوشنبه 23 دی 92 18:37

در خشم به اخم اکتفا کن
(اندیشه های مشترک)

باسلام وتشکر از راهنمائی شما
این توصیه حقیقتا در همه مواقع کارائی نداره چون اولا این توصیه در مواقع خشم خیلی باعث آرامشم نمیشه وثانیا در برخورد با بعضی افراد مثل بچه ها این حالتم باعث متذکر شدنشون نمیشه بلکه گاهی احتیاج به شدت عمل بیشتریست و دیگر اینکه میزان خشم در جریانات مختلف متفاوته ولی اخم کردن ما متفاوت نیست چگونه میتوان این تفاوت را نشان داد؟ با تشکر

سلام علیکم
اگر ما ابزار بروز احساسات منفی خود را بیهوده مصرف نکرده باشیم! اخم ما تأثیر فریاد دیگران را خواهد داشت!
فرد کنید انسان با اخلاقی را که لبانش همیشه به شکوفه لبخند بهاری است! او وقتی در مواجه با مسئله ای دیگر لبخند نمی زند یعنی اولین سطح از ناراحتی خود را بروز داده است! و وقتی ناراحتیش بیشتر می شود، کمی روی بر می گرداند! و در مرحله بعد کاملا روی بر می گرداند و بعد از آن صورتش عبوس می شود و در آخر اخم می کند و البته ممکن است داد هم بزند که خیلی نادر است!

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: صحاف
یکشنبه 22 دی 92 19:14

از حرص با قناعت انتقام بگیر
(اندیشه های مشترک)

اینطور فهمیدم که حرص یعنی زیاده خواهی نفس وطبق فرموده شما قناعت کردن راهیست برای مقابله با این رذیله نفسانی ولی دوسوال در اینجا به وجود میآید اول اینکه نتیجه این قناعت چیست ؟آیا باعث ازبین رفتن آن خواسته نفس که ما میخواهیم با قناعت آنرا کنترل کنیم میشود یا در جای خود پا برجاست واین قناعت منتقمانه راچه فایده ایست؟

قناعت به معنی اکتفاء نمودن به آنچه موجود و در توان است و این که اصل را بر عدم خرید و عدم مصرف بگذاریم مگر این که دلیل قانع کننده ای برای خرید و مصرف داشته باشیم!
همیشه وقتی می خواهیم فضیلتی را درونی و یا درون خود را از رذیله ای پاک کنیم باید از بیرون آغاز کنیم یعنی از بروز رذیله درونی جلوگیری نموده و در عوض فضیلتی را که هنوز دارایش نیستیم بروز دهیم!
لذا در ابتدای خودسازی باید رفتار سازی کنیم! و زمانی که مشغول رفتار سازی هستیم نگران این نباشیم که درونمان ما را به چه مسیری میخواند و عجله هم نداشته باشیم! بالاخره جراحی نمودن درون زمانبر و راهی سخت است (الا ما رحم ربی) مگر این که خداوند ما را مورد رحمتش قرار دهد و خداوند این کار را می کند به شرط این که خداوند در ما تقضای شدید این رحمت را ببیند و ما با دعاهای پی در پی باید این اصرار خود را برای بارش رحمت الهی نشان دهیم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: پریچهر
دوشنبه 16 دی 92 18:27
با سلام و عرض ادب
یک سوال برام پیش اومده: چرا امام حسین علیه السلام در عاشورا به لشکریان دشمن فرمودن
"اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید"؟

این نکته برام سوال ایجاد کرده که فکر میکنم داشتن ارزشهای اخلاقی بدون دین و ولایت، برای آخرت آدم مفید نیست و میدانیم که امام هم هیچ حرفی رو بیدلیل نمیزنن.
خودم اینطور به خودم پاسخ دادم شاید همین آزادگی باعث سرازیر شدن رحمت خدا و در نتیجه هدایت اون افراد بشه؛ اما بنظرم این دلیل کامل نیست. میشه کمک بفرمایید؟

سلام علیکم
امام حسین علیه السلام فرمودند اگر دین ندارید در دنیای خود آزادمرد باشید! آزادمرد بودن در دنیا برای دنیا مفید است! بالاخره بسیاری از قهرمانان صلح و آزادی که در تاریخ ملتها اسطوره شدند، مشخصا رجال دینی نبودند ولی از آنها نام نیک مانده است و این لااقل برای دنیای آنها مفید است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ج
پنجشنبه 19 دی 92 23:26

ازدواج کردن و نکردن هردو موجب پشیمانی ست.
(سقراط)

ازاین مثل می شه فهمید که اگرکسی ازدواج کنه مشکلاتی سرراهش قرارمیگیره و درگیری جدیدتری به وجود میادوگاهی از فکرکردن و انجام فعالیت ها خوب ازپسش در نمیاد و دچارشکست می شه و خودش یاطرف مقابل یا هر دو دچارضربه روحی وعدم تمرکزدرزندگی می شن و از طرفی کسی که ازدواج می کنه قدرت تمرکز و فکری بالایی برخوردار می شه و دنبال ایده نوبرای حل مشکل میشه و به تکامل و رشدوشکوفایی می رسه و بزرگ می شه و در رویارویی بامشکلات قدرت تحمل بالا می ره وعقل رشدپیدامیکنه باتوجه به بعضی مشکلات زیادتری که در زندگی رخ می ده شاید احساس پشیمانی کنه ولی به کاربستن عقل و تصمیم درست و صبر و بالابردن تحمل پشیمانی نقشیی ندارد.
ازدواج نکردن که موجب پشیمانی می شود بخاطر اینکه فردتااخرعمرش تنها می ماند و از لذت های معنوی ازدواج بازمانده و فکرش به رشدوشکوفایی نمی رسد و آرامش درزندگی جستجونمی کند و احساس ضعف و عدم توانایی می کند و تداوم نسل صورت نمی پذیرد و در تنهایی خودرای و نظرش بردیگران ترجیح می دهد و اگرکمی بیندیشد می بیندعمرخودرا تباه ساخته و تمرکز و نظم دقیق و کافی در فعالیت های روزانه ندارد.که از مجردی و ازدواج نکردن نیز پشیمان می شود.

سلام علیکم
و من اضافه می کنم که عدم ازدواج و در نتیجه عدم ارضاء درست جنسی حدای از ضررهایی که دارد از منافع سرشار ارضاء درست جنسی وا می ماند!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic