سلام دوستان و خداحافظ میهن بلاگ

ان شاء الله از این ببعد در وبلاگی بنام «مشق تدبر» در سرویس «بیان» خواهیم نوشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 شهریور 1393
ارسالی: ؟؟؟
چهارشنبه 18 دی 92 15:17

"هرکس روزنه ای است به سوی خداوند؛ اگر اندوهگین شود"

وقتی انسان از کسی یا مساله ای دلگیر می شود، به ناگاه به یاد خداوند می افتد.
طوری که به نظر می رسد که چون خداوند را فراموش کرده بود و آرزوی انجام کار یا محبتی را از وسیله ای طلب کرده بود، خداوند خودش را به یاد انسان می آورد و در این لحظه تنها نیستی و چقدر خداوند را دوست داری و چقدر او تو را دوست دارد و شرمنده می شوی از این که این دوست عزیز را فراموش کرده یا می کنی.

سلام علیکم
خب البته! اندوه اگر به مرز استیصال و احساس واماندگی مطلق برسد، فطرت انسانی او را به سوی کسی که دارای نیکوترین نامهاست می کشاند!
ولی حیف و صد حیف که وقتی خداوند اندوه انسان را برطرف می کند باز غفلت سراغ او می آید و دلش را به غیر خوش می سازد!
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (یونس: 12)
و چون انسان را آسیبى رسد، ما را- به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده- مى‏خواند، و چون گرفتاریش را برطرف كنیم چنان مى‏رود كه گویى ما را براى گرفتاریى كه به او رسیده، نخوانده است. این گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مى‏دادند زینت داده شده است. 
وَ إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ، وَ لَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَ كَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّواْ فىِ طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُون (مؤمنون: 74 و 75)
امّا كسانى كه به آخرت ایمان ندارند از این راه منحرفند! و اگر به آنان رحم كنید و گرفتاریها و مشكلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمى‏شوند، بلكه) در طغیانشان لجاجت مى‏ورزند و (در این وادى) سرگردان مى‏مانند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سلام دوستان
بعضی وقتها جملاتی از سخنرانان و یا نویسندگان می شنوم و یا می خوانم که نیاز به نقد دارد! قصد دارم به نقد این سخنان نیز در این وبلاگ بپردازم! شما هم اگر جمله قابل نقدی را شنیدید می توانید آن را به بحث بگذارید!
مثلا آقایی در رادیو معارف به مناسبت روز شهادت امام رضا علیه السلام صحبت می کرد و در ضمن سخنانش به این مضمون گفت:
«مأمون امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو آورد تا ایشان را بکشد!»
به نظرم این تحلیل درست نیست! زیرا همه زمامداران جز یزید بن معاویه می دانستند که آلوده نمودن دست خود به خون رهبران شیعه می تواند چه عواقبی برای آنها داشته باشد لذا آنها ابتداء همه سعی خود را می کردند تا از این ذوات مقدسه به نفع خود سود ببرند و در مرحله بعد آنها را تحت کنترل خود داشته باشند و تحملشان کنند و در آخر وقتی فکر کردند که دیگر تاب تحمل اینان را ندارند اقدام به کشتن آنها به صورت غیر مستقیم می کردند!
در این میان برخورد مأمون با امام رضا علیه السلام شاخص بود! مأمون قصد داشت تا با درباری نمودن حضرت، شورش علوی ها را خاموش کند و از نیروی عظیم آنها به نفع حکومت بنی العباس بهره جوید! همچنان که بنی العباس برای مغلوب نمودن بنی امیه و روی کار آمدن خود نیاز مبرم به همیاری علوی ها داشتند! مأمون دریافته بود برای بقای بنی العباس نیز به نیروی آنها نیازمند است!
ولی وقتی دریافت که رهبر علویها - امام رضا علیه السلام - به هیچ وجه بنای همیاری با بنی العباس را ندارد، از سر یأس و ناچاری و با اگاهی از پیامدهای قتل امام، دست به مسموم نمودن آن حضرت زد!
در همین راستا بسیار لازم است تا پیامی را که مقام معظم رهبری به «کنگره علمی بین المللی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام» داشتند را مورد مطالعه دقیق قرار دهید!







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: سحر
یکشنبه 1 دی 92 14:20

سلام
میشه از باورهای عمومی هم بنویسیم؟
اینکه برخی به تصور اینکه این مطلب در دین وارد شده اونو ترویج می کنن و حال اونکه شاید واقعاً منبع درستی نداشته باشه اون باور یا اون دستور العمل اخلاقی؟
یه مثال بزنم به من گفته شده:
 هربار امکان نماز اول وقت رو نداشتی سه بار تسبیحات بگو
این در روایات معتبر وارد شده؟
چون من باهاش مشکل دارم و میخوام مطمئن شم معتبره یانه.
خب اگه امکانش رونداشته باشم و نیتم خوندن نماز باشه، مگه خدا همین رو ملاک نمیگیره؟ گفتن تسبیحات، چه نقشی میتونه داشته باشه؟

سلام علیکم
من این چنین روایتی را ندیدم ولی اگر روایتی به این مضمون باشد می توان به ان از باب رجاء ثواب عمل نمود. و البته ایرادی هم به مضمون آن نیست زیرا با این ذکر، لااقل دغدغه نماز اول بروز داده شده است!





نوع مطلب : اطاعت(نماز اول وقت)، 
برچسب ها : نماز اول وقت، صحت روایت، رجاء ثواب،
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
سه شنبه 26 آذر 92 21:03

امام خمینی (ره) در توصیه به خانم ها فرمودند: "... نماز خود را در اول وقت بخوانید، حتی اگر در پیاده رو خیابان باشید، نماز خود را اول وقت بخوانید."

سلام
منظور امام (ره) از این جمله به درستی درک نمی کنم. اگر جمله امام استعاره از تاکید بر اول وقت خواندن است که مسئله قابل فهم است؛ ولی اگر منظور ایشان مصداق وقتی داشته باشد، به نظر مشکلاتی می تواند مخصوصا برای خانم ها در جامعه ایجاد کند.

سلام علیکم
تا جایی که من تحقیق کردم این جمله را حضرت امام این جمله را به دختران خود می فرمود.
منظور از این جمله تأکید بر خواندن نماز اول وقت است! و الا خواندن نماز در پیاده رو ممکن است ایجاد سد معبر کند و یا ذهن انسان بطور فزاینده ای مشغول نگاه های پیرامونش شود و نتواند حواس جمعی در نماز داشته باشد و یا لباسهای فرد خاک آلود شود طوری که مجبور شود تا منزل و یا محیط کار با همان لباسهای خاک آلوده جلوی انظار حرکت نماید و این موجب وهنش می شود.
و این سه مشکل، سبب می شود تا ارجحیت نماز اول وقت از بین برود و البته اگر هیچ یک از این مشکلات نباشد، نماز اول وقت حتی در پیاده رو ارجحیت دارد!








نوع مطلب : اطاعت(نماز اول وقت)، 
برچسب ها : نماز اول وقت، حضور قلب، امام خمینی، وهن، سدمعبر،
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
پنجشنبه 21 آذر 92 16:04

"اگر شریک خوب بود، خدا هم یکی برای خودش قرار می داد"

آدمی زاد انگار بعضی وقتا آبش با هیچ کی تو یه جوب نمی ره. می خواد تنها باشه، می خواد سکوتش به هم نخوره. ولی بعضی وقتا هم برعکس؛ تنهایی آزارش می ده، دوست داره دورش شلوغ باشه. تو هر چیزی یه نفرو داشته باشه که باهاش مشورت کنه و دلش قرص باشه برای حرکت.
ولی انگار حرف پول که می آد وسط، آدم می خواد تنها باشه، از بس که آدم خودخواهه!
در حقیقت به نظر می رسه ضرب المثل درستیه؛ انسان مشاور می خوادنه شریک، مشاور می خواد اونم برای این که بتونه بهتر خودخواه باشه؟ درسته؟

انسان موجودی اجتماعی است و این به معنای شریک بودن انسان با دیگر انسانها در بسیاری از امورات زندگی است! همسر شریک همسر است! همسایه، نیز شریک همسایه در بسیاری از آسایشها و آزارهاست! در استنشاق هوای آلوده و یا تمییز همه مردم یک شهر سهیم هستند در نتیجه به همان میزان نیز مسؤولیت دارند!
در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) از پنجاه حق سخن به میان آمده است که تازه همه حقوق را شامل نشده است! و حق طرف دیگری از تکلیف است و حق و تکلیف رابطه دو طرفه انسانها است و این معنی جز شریک بودن انسانها در سعادت و شقاوت یکدیگر ندارد!
اما شرکت که یکی از عناوین اقتصادی است! محور بیشترین فعالیتهای اقتصادی خصوصا در عصر کنونی است! شرکتهای سهامی عام و خاص بیتشرین پول را میان خود به گردش می آورند و غالب انسانها مستقیم و غیر مستقیم اینگونه هزنیه های زندگی خود را کسب نموده و یا پرداخت می کنند!
بنابرین ضرب المثل فوق نمی تواند از پایه منطقی قابل دفاعی برخوردار باشد!
اما این که خداوند شریک ندارد از باب «لیس کمثله شیء» نمی تواند ملاکی برای توصیه به نداشتن شریک باشد!





نوع مطلب : تعامل انسانی(اثرگذاری)، تعامل انسانی(شراکت)، 
برچسب ها : شراکت اقتصادی، رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، شریک نداشتن خدا، شریک بودن انسان ها در سعادت و شقاوت هم،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
پنجشنبه 30 آبان 92 11:45
 
" یک دوست واقعی هیچ وقت تنهایی ات را از بین نخواهد برد"
اندیشه های مشترک

منظور از این تنهایی کدوم نوع تنهایی هست؟
معمولا در جریان دوستی ها ،حس تنهایی از بین میره یا بهتر بگم فراموش میشه. این نوع رابطه مورد اشکاله؟
یا از منظری دیگه میخواد بگه ،اساسا دنبال تسکین تنهایی تو دنیا نباید بود؟؟
میشه در مورد واقعیت تنهایی هم بگین؟؟
سپاسگزارم از زحمتی که میکشین!
 
 منظور از تنهایی در جمله فوق، تنهایی است که هر انسانی به آن نیازمند است:
تنهایی که در آن خودش هست، ساده و بدون رعایت آداب دست و پا گیر!
تنهایی که در آن رها از دیگران و بحث و مجادله با آنهاست!
تنهایی که در آن می تواند به کارهای شخصی اش بپردازد!
تنهایی که می تواند هرکس را که خواست دوست بدارد و با آنها به مقداری که ضرورت می داند و می خواهد ارتباط برقرار کند!
تنهایی که در آن نیازمند حضور فیزیکی دوست نیست و می تواند آرامش خودش را داشته باشد!
اما اگر دوستی به شکلی است که همه این آزادی ها را از فرد سلب نموده است، این ارتباط دیگر نامش دوستی نیست! بلکه ارتباطی اسارت گونه است.
زیرا هر یک از دو طرف مدعی دوستی، می خواهد طرف دیگر را از آن خودش سازد و از او برای رسیدن به امیال شخصی خود بهره ببرد و این امیال را به دیگری نیز تحمیل نماید و به او بباوراند که این امیال مجموعه ای از مصالح است که اصلا شخصی نیست و او هم باید ملتزم به همین امیال و حتی دارای آنها باشد!




نوع مطلب : دوستی، 
برچسب ها : دوستی، تنهایی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
دوشنبه 27 آبان 92 10:58
 
"اگر احساس خوشبختی نمی کنی از خداوند بخواه عقلت را رشد دهد"
اندیشه های مشترک

یعنی هیچ عاقلی نیست که احساس خوشبختی نکنه؟ ربط اینا با هم چیه؟
 
خوشبخت بودن بیتشر نوعی نگاه است! این که انسان خوشبختی خود را در رسیدن به چه وضعیتی می داند میزان عقل او را می رساند.
همه انسانها برای خوشبختی خود پیشنهادهایی دارند و آرزوهایی! بسیاری از آنها وقتی پیشنهادهایشان عملی می شود و آرزوهایشان برآورده می گردد، باز احساس خوشبختی نمی کنند و این به این خاطر است که در ارائه آن پیشنهادها و خلق آرزوها همه جوانب را رعایت نکرده اند و نتوانستند ارزیابی درستی از خود و از اهداف از پیش تعیین شده داشته باشند!
 
ارسالی: بهشت
دوشنبه 27 آبان 92 11:14
 
ببخشید در ادامه سوال قبلیم ،من فکر می کنم کلا با "تعریف درست احساس خوشبختی " مشکل دارم.میشه در ابتدا یه تعریف از حس خوشبختی داشته باشین؟
خیلی ممنونم از زقتی که میذارین....
 
 خوشبختی یعنی بخت و سرنوشت و سرانجامی خوش. سرنوشتی که انسان از آن راضی باشد و عمر رفته خود را برای رسیدن به آن هدف، بیهوده نه انگارد. همان «عیشة راضیة مرضیة» ای که قرآن می فرماید!




نوع مطلب : عقل(احساس خوشبختی)، 
برچسب ها : عقل، خوشبختی، احساس خوشبختی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
یکشنبه 26 آبان 92 17:13
 
"اگر به مردم حقیقت های تلخی را بگویی ،به تو باطل های تلخ تری را نسبت میدهند."
اندیشه های مشترک

راهش چیه؟ اینه که حقیقت رو با قالبهای دل نشین ارائه دهیم،یا ما مسئولیتی در قبال این موضع نداریم؟
 
 اگر هنگام بیان حقائق از پذیرفته شده های مخاطب کمک گرفته شود، حقیقت جدید طبق فهم مخاطب خواهد بود و او آن را تلخ نخواهد دید.
اینکه خداوند برای بیان حقائق اینقدر مثال می زند برای این است که معقول را محسوس نشان دهد و قابل لمس و پذیرش!
به همین خاطر است که در فرمایشی از پیامبر آمده است که ما انبیاء مأمور شده ایم که طبق فهم مردم با آنها سخن بگوییم!




نوع مطلب : حقیقت(تبیین سره از ناسره )، 
برچسب ها : بیان حقیقت، فهم مخاطب،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بی نام
جمعه 17 آبان 92 08:40
مدیر وبلاگ: http://eslamic110.blogfa.com

ازدواج همیشه به عشق پایان داده است.
(ناپلئون)
تنها علاج عشق ازدواج است.
(آرت بوخوالد)

سلام علیکم
به نظرم میاد این دوجمله باهم جمع نمیشن.
البته هردو رو درست میدونم اینکه اضافات و نقایص عشق مجازی با ازدواج رفع میشه و به قول شما با ازدواج دل های آلوده پاک میشه پس اگه عشق مجازی رونوعی آلودگی انسان به مشغولیت غیر خدایی بدونیم راه علاجش ازدواجه
اما چرا با پایان دادن به عشق؟؟ اتفاقاً وعده ی خداس که مودت بین زن و شوهر ایجاد می کنه پس باید یک عشق جدیدی بینشون شکل بگیره که؟

سلام علیکم
هر دو جمله ازدواج را پایان عشق می داند. جمله دوم می گوید علاج و چاره و درمان عشق ازدواج است.
عشق مجازی بر پایه توهم و ذهنیت عاشق بنا گذاشته شده است ولی عشق حقیقی بر اساس حقیقت و واقعیت سامان یافته است.
ازدواج سبب می شود تا کمتر ذهن و بیشتر واقعیت ملاک کشش ها قرار گیرد. لذاست که احساسات عشق مجازی وقتی مورد تابش خورشید واقعیت قرار می گیرد، از گرما می افتد!

ارسالی: بی نام
یکشنبه 19 آبان 92 01:34

بله عشق مجازی تموم میشه قبول دارم اما صورت جدیدی از عشق آغاز میشه
مگه وعده ی خدا این نیس که مودت قرار میده؟ پس انگار باید اصل عشق از بین نره فقط تعدیل و تبدیل به صورت دیگه ای بشه

وقتی بر اساس احساسات واهی انتخابی صورت می گیرد، واقعیت که خودش را نشان بدهد، فرد از انتخاب خودش پشیمان می شود در نتیجه زمینه ای برای عشق از نوعی دیگر نیز فراهم نخوئاهد شد.





نوع مطلب : همسران(عشق مجازی)، 
برچسب ها : ناپلئون، بوخوالد، عشق مجازی، ازدواج،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان، ضرب المثل و اندیشه درباره ازدواج،
ارسالی: ؟؟؟

"بیش از حد عاقل بودن كار عاقلانه ای نیست"
(مارون)

اساسا به خود عقل كه افراط و تفریط راه نداره ،آیا اینجا منظور ابراز عاقل بودنه؟

منظور از عقل در  جمله فوق تظاهر به فهمیدن هست! نباید همه جا تظاهر به فهمیدن نمود. شاید لازم باشد بعضی وقتها بگداریم دیگران تصور کنند ما ابله هستیم!! در فرمایشی از امام صادق علیه السلام است که: دو سوم خوشی در زندگی زیرکی است و یک سوم آن تغافل است.




نوع مطلب : عقل(تغافل)، فهم، 
برچسب ها : عقل، تظاهر به فهم، مارون، حدیث امام صادق علیه السلام، تغافل،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،

  سلام عزیزان

  از 5 آبان (یک شنبه قبل) برنامه بیان معارف بصورت آنلاین برای دوستان خارج از کشور توسط اینجانب تدارک دیده شده است.

  این برنامه روزهای یک شنبه ساعت 1 بعد از ظهر به وقت تهران اجرا می شود.


  عزیزانی که می خواهند در این برنامه شرکت کنند ابتداء نرم افزار اسکایپ را نصب نموده و سپس آیدی
jalaseh.haftehgi اد کنید.

   فعلا مباحثی در باره امام حسین علیه السلام مطرح است که بعد از چند جلسه طبق نظر دوستان، مباحث، بر اساس موضوع دیگری ان شاء الله ادامه خواهد یافت.
روش نصب نرم افزار اسکایپ را می توانید از
اینجا 
و خود نرم افزار را از
اینجا دانلود کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : جلسات آنلاین،
لینک های مرتبط : روش نصب نرم افزار اسکایپ، دانلود نرم افزار از وبسایت اصلی،
ارسالی: بهشت
شنبه 11 آبان 92 18:35

"دوستی با دوستان خدا سخت تراز دوستی با خود خداست."
اندیشه های مشترک

مگر دوستان خداوند شبیه ترین ها به صفات خداوند نیستن ،پس مشکل چیه؟ آیا منطور اینه که فهمیدن حکمت کارهاشون سخته و بیشتر در معرض قضاوت اشتباه قرار میگیرن ،اما قضاوت اشتباه در مورد خداوند مردم پسند نخواهد بود....؟؟؟؟!
باتشکر از زحماتتون

انسانها را به خداوند حق می دهند که دستور دهد و تهدید کند و تطمیع نماید و سخنش را مستدل به دلیلی نکند و از کارهایش کسی نپرسد و مورد بازخواست قرار ندهد. همه اینها بخاطر این است که او خداست!
اما وقتی کسی را خداوند به عنوان خلیفه خود منصوب می کند می بینیم فرشتگانی که همه زندگی خود را تقدیس و تسبیح خداوند نموده اند (نحن نسبح بحمدک و نقدس لک) به خداوند درباره خلافت آدم اعتراض می کنند. (ا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء)
مثل این که حرف شنوی از پدر راحت تر از حرف شنوی از پسر بزرگتر است و همین رابطه در باره معلم و ارشد کلاس و یا رئیس و قائم مقام او نیز جاری است و ... پیامبر و وصی او!
آنچه گفتم تعبیری دیگر از همان چیزی بود که تو گفتی!





نوع مطلب : ولایت، 
برچسب ها : دوستی، خدا، خلیفه ی خدا،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
سه شنبه 7 آبان 92 21:13

"کسی که برمیگردد استحقاق فرصتی دیگر را خواهد داشت"
(اندیشه های مشترک)

این جمله صحیحه؟ عمومیت داره؟مخصوصا تو روابط ادمها ،اجراش عاقلانه ست؟ مثلا گاهی روابط بین دو ادم بخاطر خصلت بدی تو یکی از طرفین بهم میخوره،مثل خیانت مثلاً، ایا بازگشت و تشکیل رابطه مجدد عاقلانه ست؟ به نظر میاد کسی که یک بار همچین کاری و میکنه محتمل تره که باز انجامش بده ،و از طرفی میگن مومن از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه ،آیا صحیحه با بازگشت شخص خائن ،علاوه بربخشش باز رابطه ایجاد بشه؟

فرض جمله فوق بر برگشتن است نه تظاهر به توبه! کسی که توبه می کند احتمال دوباره آلوده شدنش به گناه قبلی بیشتر نخواهد بود از کسی که اصلا آلوده نشده است زیرا او تجربه گناه را دارد و در نتیجه کمتر فریب شیطان را می خورد و تنها چیزی که او را دوباره سوی گناه می کشاند مزه گناه است و فرض هم بر این است که او توبه نموده و کامش از مزه گناه تطهیر شده است.

ارسالی: حمید
شنبه 18 آبان 92 03:18

شاید تجربه های بشری در زمینه های علوم انسانی و سیستم های سیاسی و اقتصادی دست ساز بشر که در دوره هایی، مورد اقبال زیادی قرار می گیرد اما جامعه پس از مدتی آن را پس میزند هم به منزله توبه ای از گذشته اش باشد. اما متاسفانه تمایل بشر به تجربه های دست ساز خود هر روز بیشتر می شود.

توبه به معنای ارزیابی گذشته برای پیدا نمودن علت لغزش و شکست است.
کسی که اصلا هدفی ندارد، توبه هم برای او معنی دارد. خب او می خواهد ارز
یابی کدام شکست را انجام دهد؟! مگر او قرارش این وبده است که پیشرفتی داشته باشد که حال بخواهد شکستش را ارزیابی کند؟!
بشری که هدفی متعالی در زندگی ندارد و جز تکاثر مقصدی را نمی بیند، در واقع توبه او پیدا کردن راهی سریع تر برای سقوط است.





نوع مطلب : توبه، 
برچسب ها : توبه،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بی نام
دوشنبه 6 آبان 92 18:43

امید سرابی است که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت.
(محمد حجازی)

سلام علیکم
در اینکه به امید نیاز حیاتی داریم و نباید ناامید بشیم تردیدی نیست کمااینکه این جمله هم همینو درواقع میگه
اما شکل بیان جمله به نظر من غلط اندازه. سراب، انعکاس غلطی از یه واقعیت دیگه اس که وجود خارجی نداره. یعنی یه توهمه که آدم تشنه تو روزای گرم بخصوص خیلی بهش چنگ میزنه
اما امید اگه واقعی نباشه، چندان کمکی نمیکنه؛ و فقط یه مدت کوتاه، میتونه شخص امیدوار رو سرپا نگه داره، دیر یا زود، مشخص میشه که توهمی بیش نبوده و چه بسا بدتر از قبل بشه اوضاع و احوالش
پس به نظرم، تشبیه امید به سراب، تشبیه کاملی نیست

سلام علیکم
امید، ذهنیت شخص امیدوار است. همین که فرد را وادار به تلاش کند کافی است.
این که «باید امید هماهنگ با توانمندیها باشد» حرف درستی است ولی با چه معیاری میتوان این توامدیها را مشخص نمود؟ اصلا قسمتی از توانمتدیها توسط تلقین بوجود می آید یعنی با امید این قسمت از توانمندیها بوجود می آید بعد چطور چیزی که معلول امید است بتواند علت امید باشد؟!


ارسالی: بی نام
دوشنبه 6 آبان 92 20:34

ممنونم صحبتتون درسته
اما من تصور می کردم امید یعنی امید به رحمت خدا که میتونه خواسته رو اجابت کنه و میتونه تلاش ها رو به نتیجه برسونه و...
این امیدی که فرمودین به توانمندیهای خود فرد، یه کم با تعریف ذهنیم متفاوت بود. اگه امید به این تعبیر باشه، بله تلقین خیلی میتونه اثرگذار بشه
اما اینکه میگن غیر از کافر، ناامید نمیشه با این تعریف، تعارضی نداره؟

کافرین چون منکر قدرت خداوند هستند و همه چیز را با نگاه مادی و محاسبات روزمره می بینند نمی توانند همیشه امید خود را نگه دارند.
البته همین کفار، در مرز بین حیات و مرگ، نور الهی و امید به رحمت حق را در قلبهای خود احساس می کنند و از او کمک می خواهند منتهی در حالت عادی باز به کفر خود برگشته و اظهار ناامیدی از رحمت خداوند می کنند.


ارسالی: بی نام
یکشنبه 19 آبان 92 23:05

خب همین دیگه اگه موضوع امیدواری رو رحمت خدا بدونیم خب، نمیشه ازش تعبیر به سراب کرد. منظورم از سوال همین بود. چون اون سراب نیس واقعیته. امروز در پست های قبلی تونم خوندم همین رو تایید کردین که امید وهم نیس و پس تعبیر به سراب در اون جمله غلطه
اما اگه امید رو به توانمندیای فردی بدونیم میشه تعبیر به سراب کرد، چون واقعی بودنش مشخص نیس و چه بسا وهم باشه

که من با این تعریف مشکل دارم. اساساً فک می کردم امید فقط موضوعش رحمت خداست و لاغیر
اینکه فردی باور به توانمندیاش داشته باشه رو امیدواری نمیدونستم

موید باشید


درست است که خود امید مصداق رحمت خداوند است ولی چیزی که باعث امید شخص شده است، قابل اعتماد و اطمینان نیست. اصلا آدم امیدوار دقیقا نمی داند قرار است چطوری مشکلش حل شود! فقط امید دارد. لذا امید یک وهم و یک سراب است. سرابی که دل را تسلی می دهد و سبب می شود فرد بتواند به زندگی روز مره اش ادامه دهد.




نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : ارتباط امید با توانمندی ها، امیدواری، ناامیدی، شخصیت کافر،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: حیدری
سه شنبه 30 مهر 92 11:21

«هیچ کس نداشتن» دلیل بر « هیچ کس بودن » نیست ، چون خدا هست.
اندیشه های مشترک

به نظر من گاهی لازمه آدم حس کنه هیچ کس رو نداره ، چون اون لحظه بیشتر به این نکته میرسه که الهی و ربی من لی غیرک .
گاهی آدم تو جمعه ولی حس تنهایی داره
و گاهی تنهاست ولی با خدا بودنش این حس تنهاییش رو از بین می بره

همه چیزو گفتی عزیز!




نوع مطلب : تنهایی(حضور خدا)، 
برچسب ها : خدا، احساس تنهایی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic