سلام دوستان و خداحافظ میهن بلاگ

ان شاء الله از این ببعد در وبلاگی بنام «مشق تدبر» در سرویس «بیان» خواهیم نوشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 شهریور 1393
ارسالی: بهشت
یکشنبه 28 مهر 92 14:19

"اشک برای هر چه باشد قلب را می شوید"

این و شنیدم که اشک از نشانه های رقت قلبه،اما لزوما نداشتن اشک نشانه ی سفتی قلب نیست.چون مسائل فیزیولوژی و ژنتیکی هم تاثیر دارند.
حالا چطور اشک حتی برای چیزای پوچ و لهو یا آرزوهای احمقانه، سبب شستن قلب میشه؟

بحث در کم اشکی نیست و یا خشکی چشمی که بخاطر بیماری هست بلکه خشکی چشم است جایی که غالبا افراد متأثر شده و چشمانشان به نم می نشیند. کسانی که در این مواقع هیچ نمی به چشمانشان نمی نشیند دارای قلبهای سفتی شده اند که باید برای علاج این مسئله کاری بکنند.
اما این که هر اشکی می تواند موجب شستشوی دل باشد، مطلب صحیحی است و استثناء هم ندارد. وقتی چشمی اشک می ریزد نشان این است که لااقل همان موقع از نرمی دل برخوردار است. و همین نرمی نشان شسته شدن لایه ای از دل است. هرچند ممکن است لایه های دیگر دل همچنان آلوده و سخت باقی مانده باشد و این میزان اشک نتواند همه لایه دل را متحول کند.





نوع مطلب : قلب(اشک و شستشو)، 
برچسب ها : اشک، شستشوی دل،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
شنبه 27 مهر 92 11:40

"هم به ریش است وهم به ریشه"
اندیشه های مشترک

بنظر میاد به این مسئله پرداخته که برای شناخت صحیح ادم ها هم ظاهر اونا مهمه و هم باطن و بروزات اعتقادی و رفتاری اونها،یعنی ظاهر مشکل دار ،قطعا باطن ناقصی خواهد داشت....

بله درسته! متأسفانه بعضی تصور می کنن همین که باطن پاک باشه کافیه و ظاهر اصلا مهم نیست با این که ما داریم کسانی را که ظاهرشان خوب است و باطنشان بد است یعنی همان منافقین ولی نداریم کسانی را که ظاهرشان بد باشد ولی باطنشان خوب! این دروغ بزرگی است!!
اسلام روی ظاهر مسلمین توصیه های اکیدی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد!





نوع مطلب : هماهنگی ظاهر و باطن، 
برچسب ها : ارتباط ظاهر با باطن،
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
دوشنبه 22 مهر 92 15:36

"ازدواج با یک مرد مثل کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید؛ اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می شوید...!"
جین کر

به نظر می رسد این جمله بسیار در زندگی دختران مصداق داشته باشد و اکثر دختران بعد از ازدواج این حس را تجربه می کنند.
اما این حس از کجا ناشی می شود؟ شاید به خاطر غلبه احساسات بر عقل است!

انسانها غالبا بعد از انتخاب دچار تردید می شوند. انتخاب همسر یکی از این انتخابهاست. با اولین اختلاف زنگ خطری بصورت مبالغه آمیز در گوش طنین می اندازد که: «نکند من در انتخاب اشتباه کردم؟!!»
ولی باید به این نکته توجه داشت که قبل از این که مردد در انتخاب خود شویم باید بدانیم که ما هم چندان تحفه ای نیستیم! خودخواهی ما همیشه سبب می شود تا دگرخواه نشویم! ندیدن عیوب خود باعث می شود عیوب دیگران را بیش از آنچه هست ببینیم.

 




نوع مطلب : همسران(واکنش به نقص ها)، 
برچسب ها : ازدواج، خودخواهی، تردید، جین کر،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان، ضرب و المثل و اندیشه درباره ازدواج،
ارسالی: ؟؟؟
دوشنبه 22 مهر 92 15:28

"ازدواج مثل شهر محاصره شده است؛ کسانی که داخل شهرند سعی دارند از آن خارج شوند، و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!"
فرانکلین

به نظرم این جمله مصداق عام ندارد. ازدواج هم مثل هر مسئله دیگری در نگاه اول به اعتقاد و نوع دیگاه و هدف شخص از زندگی بستگی دارد.
شاید خلاف این گفته فرانکلین در معدودی از ازدواج ها مصداق داشته باشد.
ازدواج یک قید است. یک مسؤولیت است. راهی برای رها شدن از دنیایی مجردی است. دنیایی که انسان در آن هر طور می خواسته زندگی کرده است.
دنیای ازدواج، راه دادن دیگری به درون خود است. دادن این حق به دیگری است که به حریم شخصی ما داخل شود و هرچه را که نمی پسندد مورد انتقاد قرار داده و تلاش کند تا آن را تغییر دهد.
ازدواج آغاز تلاشی جدی برای تغییر و یا تثبیت خود است. «خود» همسر مهمترین چالش سر راه «خود» همسر است. یا باید خود را به نفع حقیقت تغییر داد و یا باید آن را به پشتوانه حقیقت ثابت نمود و در نتیجه تثبیت کرد.
آنها که در این آزمون و چالش، موفق نمی شوند، به دیگران توصیه می کنند که ازدواج نکنند و خود نیز می خواهند از قید همسر داشتن رهایی یابند.
ولی دیگران ازدواج را بزرگترین موهبت می دانند. و این چنین است که بزرگان ما می گویند: ازدواج نیکوترنی بنایی است در زمین که خداوند ان را دوست دارد.



ارسالی: دخترقم
سه شنبه 23 مهر 92 09:32

سلام علیکم
مطلب مفیدی ارائه فرمودید
ولی گاهی نقدهای دیگران بی اساس و توجه نکردن و درک نکردن به شرایط ایشان است و همین موضوع سبب کدورت می شود.

سلام علیکم
مطمئنا بر نقدها نقد وارد است! هم بر محتوای آنها هم بر قالب آنها! ولی تنها را برای کنار آمدن با دیگران، کمتر نقد نمودن آنها بخصوص، نقد نمودن نقدهای آنهاست!
آدمها مثل گل می مانند. گلبرپهایشان را لمس نمودی، خارشان را نیز باید بچشی! زیرا که تار و پود این جهان از نوش و نیش بافته شده است!




نوع مطلب : همسران(واکنش به نقص ها)، 
برچسب ها : فرانکلین، ازدواج، تغییر، انتقاد از همسر،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان، ضرب المثل و اندیشه درباره ازدواج،
سلام
از جمله آثار یاد خدا برای مومنان، خداترسی و خشیت می باشد. قرآن در این زمینه می فرماید: " تنها مومنان هستند که هرگاه یاد خدا به میان آید، دلهایشان ترسان شود."

مراد از این آیه خوفی است که یک مومن نسبت به خدا دارد و ترس از این که کارهای او مورد قبول حق تعالی واقع نشود؟

ترسان شدن دل، به معنای لرزیدن دل است. لرزیدنی که معجونی از عوامل دلیل آن است: شرم، محبت، خوف و امید.





نوع مطلب : قلب(یاد خدا و لرزیدن)، 
برچسب ها : یاد خدا، لرزیدن دل،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
شنبه 20 مهر 92 16:06

"اگر میخواهی مردم تکذیبت نکنند از چیزی سخن بگو که مردم کمی از آن را میدانند."
اندیشه های مشترک

یعنی عموم مردم تصدیق و تکذیب هاشون صرفا برمبنای دانسته های قبلیشونه، حتی اگر از پدرانشون رسیده باشه و درستی و غلطی اون و اطمینان نداشته باشند؟
یعنی میخواد بگه عموم مردم تصدیق و تکذیب هاشون مبنای غلطی داره چون با دانش های قبلیشون می سنجند و بخاطر همین طرفداران حق غالبا از عموم جامعه نیستندو قلیل هستند؟؟

تنها آگاهیهای قبلی ملاک سنجش آگاهیهای جدید نیست؛ بلکه باورهای فطری و یا یذیره های عقل جمعی نیز دو مبنای دیگر بررسی صحت و کذب آگاهیهایی جدیدی است که به انسان عرضه می شود!
منظور از عقل جمعی، باید و نباید و هست و نیست هایی است که عموم انسانها، با توجه به عاقل بودنشان، به آن معترف هستند.


ارسالی: پر
سه شنبه 30 مهر 92 13:03

حالا برفرض که ما حرف حقی رو زدیم و مردم هم تکذیبمون کردن، چی میشه مگه

ما چرا حرف حق می زنیم؟ آیا برای غیر این است که حق را توسعه دهیم؟ برای توسعه حق باید برنامه داشت! برنامه این است که حق را آرام آرام منتقل کنیم. طوری که در هر مرحله شباهتی بین سخن حق و پذیرفته شده های قبلی وجود داشته باشد.





نوع مطلب : حقیقت(تبیین سره از ناسره )، 
برچسب ها : عقل جمعی، تصدیق و تکذیب، توسعه حق،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
جمعه 19 مهر 92 16:12

هرکس بگویید:"همه چیز را میدانم "هیچ چیز نمی داند.
اندیشه های مشترک

اینکه میگه "هیچ چیز" نمی داند،یعنی چی؟؟! ،چون بالاخره هر آدمی یه چیزایی و میداند!
منظورش اینه که این ادعا، باقی علمهاش و هم به جهل تبدیل می کنه ؟ ما از ادم های متکبر و مدعی هم چیزای زیادی میتونیم بیاموزیم!
یا اینکه میخواد بگه علمهاش به کمک خودش نمی آد؟؟ اما ادم ها مجموعه ای از حق و باطل ها هستند،یعنی این حقیقت ها داره تو جاهایی دستشون و میگیره............!

علم به معنای احاطه کامل به یک موضوع است! وقتی این احاطه ناقص باشد، در واقع علمی تحقق پیدا نکرده است. مثلا اگر نابینایی تنها با لمس قسمتی از بدن فیل بخواهد درباره آن اظهار نظر کند به او گفته می شود: «تو درباره فیل چیزی نمی دانی!»
کسی که تصورش این است که در باره همه چیز، می داند منظورش این است که در باره همه چیز، چیزهایی می داند، ولی او این «چیزهایی» را همه چیز می انگارد و در نتیجه بر اساس آکاهی ناقص، در باره همه چیز اظهار نظر می کند. و چون این نظراتش درست نیست پس در واقع هیچ چیز نمی داند!





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : علم، احاطه ناقص به موضوع،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مونا
پنجشنبه 18 مهر 92 14:17

آنها که خشمشان را فریاد می کشند کینه بر دل نمیگیرند
 اندیشه های مشترک

سلام علیکم
اینجا دقیقا منظور از خشم چیست؟ غالبا برای ما مردم عادی یک انفعال و حرکت بدون تعقل است. به نظرم کسی که بر اثر انفعال خشم خود را بروز دهد یا به عبارت دیگر فریاد می کشد برای او رفع کینه نمی کند.
اما خشمی که از روی تعقل صورت بگیرد (من منظورم از تعقل خشمی است که به خاطر خدا وند و ضایع شدن حق ایجاد می شود) در این نوع خشم هم که عقل دخیل است اگر کینه ای نسبت به ظالم ایجاد شده باشد این کینه چه با بروز خشم چه با عدم بروز آن از بین نخواهد رفت.
من فکر می کنم که فریاد کردن خشم زمانی تعریف شده است که حقی از خداوند در حال ضایع شدن است. که حق مظلوم هم از همین دست می باشد.

جمله فوق که ترجمه آزاد حدیثی از امام علی علیه السلام است، نگاه به موضوع خشم ندارد و تنها نگاهش به ابراز خشم است.
اصولا ابراز هر حسی در فروکش شدن آن مؤثر است. انسانهایی که بیشتر دورنی هستند و کمتر اهل بروز می باشند، دارای حسهای قوی می باشند.
خشم یکی از همین حسهاست. زنان خشم خود را زودتر از مردان بروز می دهند و به همین خاطر زنان کمتر کینه توز می باشند و بیشتر این مردان هستند که از این مسئله رنج می برند.
اما از نگاهی دیگر فردی که می خواهد عاقلانه به مسئله بروز خشم برخورد کند، متناسب با هدفی که دارد این بروز را مدیریت می کند. ممکن است در جایی ابراز خشم کند و حال آن که اصلا خشمگین نباشد و یا لبخند زند در حالی که از درون بشدت ملتهب است!







نوع مطلب : خونسردی، خشم و نفرت، 
برچسب ها : خشم، کینه توزی، حدیث امام علی علیه السلام،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بی نام
سه شنبه 16 مهر 92 12:15
مدیر وبلاگ: http://eslamic110.blogfa.com

سلام علیکم
دو جمله از اندیشه های مشترک برام سواله:
1-احساس حقارت نشان حقارت است

منظور از احساس حقارت دراینجا چیست؟ خب گاهی انسان بزرگی بخاطر تواضع درونیش دربرابر خدا یا کسانی دیگه ممکنه احساس کوچیک بودن داشتن باشن. اینم همون احساس حقارته که نشان از حقارته؟
حالا حقارت در برابر خدا که واقعی هست اما حقیقتاً در برابر بقیه که حقیر نیستن!

سلام علیکم
مسلما منظور از حقارت در جمله فوق حقارت در مقابل خلق است. اصولا مفهوم حقارت، با مفهوم تحقیر معنی می شود. کسی است که تحقیر می کند و فردی است که تحقیر می شود.
وقتی انسانی، دیگری را تحقیر کند و آن دیگری در خود احساس جقارت نماید، معلوم میشود، او قبل از تحقیر شدن نیز این احساس را داشته است. کسی که بر اساس آنچه خداوند به او داده است احساس «مورد عنایت خداوند قرار گرفتن« را دارد، هیچ کس نمی تواند با سخن و یا برخوردش این احساس را از او بگیرد زیرا منشأ احساس  یک امر واقعی است. پس اگر تحقیر اثر کرد معلوم می شود، احساس خوشایندی که داشته است، بر مبنای یک امر واقعی نبوده است.


2-استعدادهای مسموم، از آنِ هوشمندان ناشکیب است

تنها چیزی که از این جمله به ذهنم خطور کرد همین عبارت رایجه که خلافکارهای حرفه ای بسیار باهوشند.
اولاً جمله همین مضمون رو می رسونه؟ اگه نه تعریف استعداد مسموم چیه؟
ثانیاً اینکه لازم و کافی مسموم شدن استعداد، ناشکیب بودن فرد باهوشه، رو خوب متوجه نمیشم. چرا فقط ناشکیبی؟

بله مرادفی که گفتی درست است.
آنها که از استعداد ویژه ای برخوردار هستند، تصور می کنند زمان باید برای رساندن آنها به اهدافشان شتاب گیرد و وقتی می بینند این شتاب صورت نمی گیرد، از استعداد خود سوء استفاده می نمایند و تلاش می کنند به آنچه می خواهند خیلی زودتر برسند.


ارسالی: بی نام
دوشنبه 11 آذر 92 17:39

سلام علیکم
مگه انسان میتونه احساس واقعی مورد عنایت خدا قرار گرفتن رو داشته باشه؟
من فک میکردم این احساس همیشه وهمیه
برگرفته از مضامینی مث آیات سوره فجر که آدم تاخدا از سر امتحان بهش آسون میگیره و خلاصه عنایاتی میکنه فک می کنه خدا محترم دونسته اونو
و به خودش میباله حال اونکه این فقط امتحانه
برا همین حس میکنم کلاً عزت مداری نباید به این صورت باشه که آدم حس کنه از طرف خدا مورد عنایته. بلکه بیشتر اونو یه وظیفه میدونم مثلاً خدا نعمتی به ما داده به نام عزت و باید ازش محافظت کنیم همین!
کلاً تفکر قبلیم با این جمله شما زیر سوال رفت که کسی که فک میکنه مورد عنایت خداس، میتونه این فکرش مبنای واقعی داشته باشه

سلام علیکم
نشان عنایت خداوند به انسان هم در اصل وجود اوست و هم در نوع وجود او! یقینا خداوند بیشترین عنایت را به انسان دارد. خب البته انسان می تواند از این عنایت برای عنایت بیشتر استفاده کند و هم می تواند روی خداوند را از خودش برگرداند. ولی تا حتی وقتی هم که روی خدا را از خود برگداند باز این خداوند است که ابتداء رویش را دوباره به انسان می کند و  توبه را به قلب انسان می افکند و انسان توبه می کند!


ارسالی: بی نام
دوشنبه 11 آذر 92 21:32

شما بحث از احساس حقارت کردین و فرمودین اگه احساس مورد عنایت خدا بودن واقعی باشه پس احساس حقارت دست نمیده
وقتی احساس حقارت دست بده یعنی احساس عنایته واقعی نبوده
منم توضیح دادم که چرا فک می کنم این احساسه هیچوقت نمیتونه واقعی باشه همین

خب چرا احساس حقارت وهمی نباشه؟ البته ممکن است این احساس حقارت همان احساس عبودیت باشه که نشان خوبی از عنایت ربوبی است!




نوع مطلب : نعمت(سوء استفاده از استعداد)، عزت و حقارت، 
برچسب ها : حقارت، تحقیر، سوء استفاده از استعداد،
لینک های مرتبط :
ارسالی: حیدری
سه شنبه 16 مهر 92 01:06
سلام

از آینده هرکسی سهمی دارد، نباید بیشتر از سهمش برای آن برنامه ریزی کند.
(1200 اندیشه مشترک)

من اینجا نمیتونم مرز بین سهم آدمی و زیاده خواهی رو برای خودم تعیین کنم .
جملتون یه کم برام نامفهومه
و آیا جملتون به قضای الهی هم اشاره ای داره ؟

سلام
سهم ما از آینده، هماهنگ با توانائیهای ماست. برنامه ریزی برای آینده بدون توجه به محدودیتها، مصداق «طول امل» و آرزوی دراز است. مصداق زیاده خواهی است.
مقدرات الهی همان محدودیتهای انسانها است.
آنچه به عنوان هدف آفرینش هریک از ما مهم است، تن دادن و قبول نمودن و راضی شدن و درست انگاشتن محدودیتها است. مهم نیست هر یک از ما چقدر توانمند هستیم! مهم این است که خداوند را در همه آنچه خلق نموده است، حکیم بدانیم! به بی نظیر بودن خداوند در حکمتش اقرار کنیم و این یعنی اقرار به توحید. توحید یعنی یگانه بودن خداوند در همه خوبیها.
بهره وری ما از نعمتهای خداوند در آخرت بسته به این رضایت است. ممکن است انسانی از 100، 10 تا بیشتر توامندی نداشته باشد ولی چون آینده اش را فقط طبق همین 10 توامندی برنامه ریزی نموده است و جایگاهی به همین اندازه در جامعه برای خود مهیا کرده است، در آخرت جایگاهی بس رفیع تر بیابد از کسی که 90 بهره دارد ولی برای اینده اش برنامه ای طبق 100 می ریزد و چون به قسمتی از آرزوهایش نمی رسد، ناراضی از خداوند باشد.





نوع مطلب : عقل(احساس خوشبختی)، 
برچسب ها : برنامه ریزی آینده، طول امل، محدودیت ها، نارضایتی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بی نام
پنجشنبه 11 مهر 92 15:40

"همیشه سیر" را گرسنه نگذار و "همیشه گرسنه" را سیر نگذار
1200 اندیشه های مشترک

بخش اولش خب به نظر واضح میاد. کسی که عادت داشته همیشه سیر باشه، گرسنه موندنش خطرناکه! چنین مساله ای رو نمیتونه باهاش کنار بیاد
اما همیشه گرسنه، سیر بودنش چه مشکلی داره؟ این توصیه از این بابه که سیر بشه دیگه دردهای موقع گرسنگیش رو فراموش کنه و سرخوش بشه به اصطلاح؟ یا مساله از نظر دیگه ای قابل توضیحه؟
ممنون میشم توضیح بیشتر بدین

آدم همیشه گرسنه، تحت تأثیر همین فقر و گرسنگی دچار لئامت شده و در نتیجه در صورتی که کاملا از فقر بیرون بیاد بسیار محتمل هست بی ظرفیتی از خود نشان بدهد. اصولا با انسانهای لئیم  نباید کریمانه برخورد نمود و الا شرشان دامن کریم را هم خواهد گرفت.




نوع مطلب : اخلاق(لئامت)، 
برچسب ها : لئامت، برخورد کریمانه،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مینا
چهارشنبه 27 شهریور 92 18:55

"از هر کس بی نیاز باشی نظیرش خواهی بود"
امام علی علیه السلام

سلام
ایا معنای این جمله این است که چون نسبت به او بی نیازی میتوانی درست همه ی جوانبش را ببینی بدون اغراق در یک جنبه خاص و بنابراین میتوانی صفات او را دقیقا بشناسی و شناختن میتواند منجر به شبیه شدن شود؟
سوال حاشیه ای: بی نیازی دقیقا یعنی چی؟می شود تعریف جامع و خوبی از بی نیازی با ذکر چند مصداق از این مفهوم بیان کنید؟

جمله فوق در میانه دو جمله دیگر از امام علی علیه السلام نقل شده است: به هر کس می خواهی احسان کن، امیرش شو! از هر کس می خواهی بی نیاز شو، هم سطحش (نظیرش) شو! از هر کس می خواهی کمک بگیر، اسیرش شو!
وقتی تو نسبت به کسی از نظر مادی و معنوی بی نیاز هستی، آن کس برتری بر تو ندارد. اصولا برتری هر کس به دیگری بخاطر کاری است که برای او انجام داده و نیازی است که دیگران به او دارند. حق خداوند از این نظر بزرگتر از همه حقوق است زیرا که انسانها همه نیازمند اویند که اصلا رابطه وجودی انسانها به خداوند رابطه ناز و نیاز است همان عبودیت و ربوبیت.






نوع مطلب : ولایت، 
برچسب ها : رابطه وجودی با خداوند، هم سطحی انسان ها، حدیث امام علی علیه السلام،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بی نام

بسیاری از مردان باهوش زن کودن دارند اما زن باهوش به ندرت پیدا می شود که شوهر کودنی داشته باشد.
(اریکا یونگ)

سلام علیکم و رحمه الله
به نظرم این از فضایل زن نیست و حتی زرنگیش رو هم نمیرسونه که بخوایم جزء تفکرات فمنیستی بدونیمش.
چون تو یه خونواده معمولی و به اصطلاح نرمال، مرد مایه ی قوام خونوادس و نقص همسر رو میتونه با اقتدارش و ویژگی های مثبتش بپوشونه.
اما به عکسش اینطور نیس یعنی مرد کودن مصایب بسیاری رو برای خونوادش به دنبال داره و خیلی طبیعی هست که یه زن احتیاط بیشتری تو این زمینه داشته باشه.
سوالی که تو استدلالم پیش میاد:
چطور مردباهوش به انتخاب زن کودن رضایت میده؟ این از یه نظر باهوشی مرد رو میتونه زیر سوال ببره چون دوراندیشی لازم رو نداشته!
این سوال رو البته میشه اینطور جواب داد که مرد مصلحت اندیشی بزرگی کرده و تن به این ازدواج داده و در اون صورت اتفاقاً باز به فضایل مرد اضافه میشه و مصلحت اندیشی و فداکاری اون رو پررنگ جلوه میده.

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
جمله فوق نه کلیتی دارد و نه حتی عمومیتی. موارد مخالف آن بسیار دیده می شود.
همانطور که تو هم اشاره کردی، انتخاب همسر کودن، هوشِ انتخاب کننده با هوش را زیر سؤال می بره. هیچ چیز برای یک باهوش از داشتن همسر و یا رفیق کودن آزار دهنده تر نیست.
اما در رابطه با جمله نخستت باید عرض کنم هر یک از زن و مرد می توانند نفص های هم را پوشش دهند ولی زن در پوشش دادن نقصهای مرد بیشتر موفق هست زیرا خداوند متعال صبر و باریک اندیشی که به زن داده است به مرد به آن میزان عطا نکرده است.
این که زن می تواند مادر باشد، لزوما به این معنی نیست که فقط می تواند بچه داری کند بلکه بخاطر همان توان بچه داری، شوهر داری هم می تواند بکند.

ارسالی: بی نام
شنبه 30 شهریور 92 14:43

اینکه زن می تواند مادر باشد یعنی بخاطر توان بچه داری، شوهرداری هم میتواند بکند. بیشتر میشه این تیکه رو توضیح بدین؟

نیاز شوهر به همسر، شبیه نیاز کودک به مادر است با این تفاوت که شوهر نیاز مالی همسرش را مرتفع می سازد و البته نیاز جنسی هم به او دارد.
شباهتهای بچه داری و شوهر داری:
زن با مهر ورزی به کودک و شوهر، احساسات زنانه خود را ارضاء می کند.
زنان دوست دارند تا شوهران خود را تحت نفوذ خود بگیرند و مانند پسر خود از او مراقبت کنند.
زنان میخواهند همه توجه شوهر خود را به خود معطوف کنند و خود را تنها کسی معرفی کنند که می تواند به نیازهای او توجه کند. همانند کاری که با فرزند خود می کنند.
زنان به شوهران خود افتخار می کنند و زحمات و مراقبتهای خود را علت عمده موفقیتهای او می دانند.

ارسالی: دخترقم
دوشنبه 6 آبان 92 22:07

مطلب عالی ست
بله همین طوره زن همسرخودش رو مال خودش می دونه و تمام عشق و علاقه اش را به پای همسرش میریزد و همانند فرزند خود نگرانی دارد





نوع مطلب : همسران(واکنش به نقص ها)، همسران(بچه داری)، 
برچسب ها : قدرت مادر بودن، بچه داری و شوهر داری، همسر احمق، اریکا یونگ،
لینک های مرتبط : ضرب المثل و اندیشه درباره ازدواج، بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: حمید
جمعه 29 شهریور 92 00:23

این دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.
(آلبرت اینشتین)

حرف حكیمانه ایست چه اینكه شاید زهر شر بودن یك شرارت با قیام علیه آن به نیكى بدل شود. (ارجاع به بخش اندیشه ها)

این تأییدی بر جمله: اعتقاد به هیچ بدتر از اعتقاد به پوچ است. (قبلا بررسی این جمله صورت گرفته است).


ارسالی: بی نام
جمعه 29 شهریور 92 23:09

سلام
شاید بد باشه که بخوام باز مساله ام رو بگم.
من با این شکل فک کردن مشکل دارم از این نظر که درک نمی کنم!
یعنی ذهنم قد نمیده به اونچه ذهن شما و مرحوم انیشتین قد داده.
بهرحال اونکه بدی میکنه مقدم بر اونه که سکوت میکنه!اون در ذات خودش اراده بر بدی کرده پیش از اونکه سکوت کننده اراده بر سکوت کنه.
فرمودین منظلم هست که ظلم هست. اما آیا انسان های خوب و اولیای خدا هم منظلم بودن که این همه بهشون ظلم شد؟ ظلم همیشه هست، تا نفس اماره هست، تا شیطان هست. سکوت کننده مشکل رو بدتر می کنه، درست؛ اگه اعتراض کنه، مشکل بهبود پیدا می کنه اما قطعی نمیشه گفت که مشکل رو ریشه کن میکنه.

سلام
آنها که ظلم را پذیرفتند سبب جری شدن ظالم شدند و بعد همین ظالمین به اولیاء خدا آن رواداشتند که داشتند.
امام حسین را یزید کشت یا آنها که برایش نامه نوشتند؟ امام حسین در روز عاشورا بیشتر یزید را توبیخ نمود و یا نویسندگان نامه را؟
فکر نمی کنم فهم مطلب خیلی سخت باشد:
تا آدم خمیده ای نباشد کسی هوس سواری گرفتن نمی کند.
تا چوبی خشک و بی روح نباشد، آتشی شعله نمی کشد.
تا کانون هوسی نباشد، هوس بازان جایی برای ارضاء هوس خود نمی یابند.
تا بره نباشی، کسی گلویت را نمی برد.





نوع مطلب : اعتقاد، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، 
برچسب ها : ضرورت برخورد با شرارت، یاران بی وفا، اعتقاد به پوچ و اعتقاد به هیچ، ظالم و منظلم، انیشتین،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مونا
دوشنبه 18 شهریور 92 15:51

اعتقاد به پوچ بهتر از اعتقاد به هیچ است.
(اندیشه های مشترک)

من قبلا راجع به چنین جمله ای فکر کرده بودم.که آیا کسی که به پوج و یا نادرست اعتقاد دارد بهتر است یا کسی که کلا اعتقادر ندارد؟
مثالی که برای من همیشه مجسم است این است که می توانیم مقایسه ای داشته باشیم بین صهیونیسم و جامعه اروپایی.
من صهیونیسم را معتقد به یک پوچی می دانم و جامعه ای نظیر اروپا را بی اعتقاد.
ایدئولوژی صهیونیسم پوچ است اما غالب مردمی که در اروپا زندگی می کنند بدون ایدئولوژی خاصی هستند. که البته این خواسته سرمایه داریست که حتی به مردم اجتماع خود نیز رهم نکرده است.
خب ضربه ای که دنیای امروز از این اعتقاد پوچ متحمل شده است به عقیده بنده به مراتب بیشتر است.

صهیونیزم با ترویج بی اعتقادی کار خود را پیش می برد. پشت کردن به هر گونه دین و عرفان اعم از درست و نادرست. آنها که بی اعتقاد هستند، هیزم بیار آتش فتنه گرانی هستند که اعتقاد پوچ دارند.
باید قبل از این که مبارزه با معتقدین به پوچ در اولویت باشد، آنانی را که از هر اعتقادی خسته شدند بیدار نمود.
بی تفاوتی سیاسی، نقشه های منحرفین سیاسی را عملی می سازد.





نوع مطلب : اعتقاد، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، 
برچسب ها : بی اعتقادی، ترفند صهیونیزم، اعتقاد به پوچ و اعتقاد به هیچ،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،


( کل صفحات : 15 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic