سلام دوستان و خداحافظ میهن بلاگ

ان شاء الله از این ببعد در وبلاگی بنام «مشق تدبر» در سرویس «بیان» خواهیم نوشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 شهریور 1393
ارسالی: سمیه
شنبه 16 شهریور 92 22:48

آنان که نمی توانند خود اراده کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند.
(ویکتور هوگو)

موافق نیستم. فکر می کنم اطاعت حقیقی، ناشی از انتخاب صحیح است و پشت هر انتخاب صحیح، اراده ای است محکم. اطاعتی که به ناچار صورت بگیرد، اطاعت نیست، جبر است و جبر هیچگاه به معنی اطاعت نیست. اطاعت یک حس درونی است که بروزات آن در بیرون است. اطاعتی که در درون انسان اتفاق می افتد، ناشی از اراده و خواست درونی است که این خواست نیز مستلزم استفاده از نیروی تفکر و منطق است.
بنابراین به نظر من بر خلاف عقیده ویکتورهوگو کسانی که اراده قوی ندارند، نمی توانند مطیع خوبی هم باشند!

به نظر می آید سمیه عزیز مطلق گویی نموده است و همه اطاعتها را منطقی می داند و حال آن که بسیاری از اطاعتها کورکورانه است. آیا آنها که در صدر اسلام با اطاعت از رجاله ها، خورشید ولایت را وادار به کسوف کردند، برای اطاعت خود منطق داشتند؟ کدام منطق؟ آیا منطق آنها با عقل سالم همخوانی داشت؟
البته سخن فوق دچار ابهام است. معلوم نیست مفهوم «خود اراده» کنند یعنی چه؟ بالاخره در هر اطاعتی اراده ای وجود دارد. حتی اگر به جبر هم باشد، باز خود فرد است که اراده می کند تن به اطاعت دهد تا از آنچه او را از آن می هراسانند، رهایی یابد.
یا منظور از «خود اراده» کند این است که خود تدبیر کند و خود بیاندیشد. اگر منظور این باشد نمی تواند این سخن همه اطاعتها را پوشش دهد زیرا اطاعتی که انسانها از انبیاء می کنند و اطاعتی که آنها از صلحاء قومشان می کنند، همراه با تدبر است.







نوع مطلب : اطاعت، اراده، 
برچسب ها : اطاعت کوکورانه، رابطه اطاعت و اراده، ویکتور هوگو،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
راسالی: شناس
جمعه 15 شهریور 92 21:17

«چشم در برابر چشم» همه دنیا را نابینا می کند.
منسوب به
گاندی.

درست نیست چون همیشه افرادی هستند که گذشت می کنند و افرادی هستند که چشمی کور نکرده اند.

قرآن وقتی بحث قصاص را مطرح می کند صاحبان مغز و اندیشه را مخاطب قرار می دهد و می فرماید: در قصاص زندگی است.
در قانون «چشم در مقابل چشم» کور نشدن چشمهای بسیاری است. قصاص بیشترین مانع را سر راه بروز خشمهای افسار گسیخته ایجاد می کند.





نوع مطلب : قصاص، 
برچسب ها : چشم در مقابل چشم، قصاص عاملی بازدارنده، گاندی،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مهناز
پنجشنبه 14 شهریور 92 21:01

از انچه میگویی بیشتر بدان و از انچه میدانی بیشتر بفهم!
(اندیشه های مشترک)

سلام
باعرض پوزش،فک کنم سوالی شبیه این پیشتر پرسیده شد! اگه سوال مشابه نیست لطفاً جواب بدین.
بخش اولش خب متوجه میشم که یعنی دانسته هات از گفته هات بیشتر باشه
اما دانستن و فهمیدن من همیشه فکر می کردم تو یه سلسله مراتب در ادامه ی هم هستن
یعنی اول می دانی و بعد خدا عنایتی می کند و دانسته هاتو می فهمی
اما این جمله رو درست متوجه نمیشم، بیش از دانسته فهمیدن؟
پیشتر توضیحی دادین در باب ایمان و دانستن؛ و اینکه فرد ممکنه چیزی رو ایمان داشته باشه اما ندونه؛ البته اونجا هم بحث خوب چا نیفتاده بود برام؛ اگه این هم از همون مقوله اس؛ توضیح بیشتر بدین.
ممنون

سلام
امام علی علیه السلام از یک باب علم که پیامبر به ایشان آموخت هزار باب علم را گشود.
فهم نیرویی است که دانسته ها را رویش می دهد و از آن دانشهای جدیدی را بیرون می کشد.




نوع مطلب : فهم، علم، 
برچسب ها : هزار باب علم، فهم، رویش دانسته ها،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مرجان
پنجشنبه 14 شهریور 92 16:36

اگر كمی از دلت اطاعت كنی او را فریفته ای اگر بیشتر اطاعت كنی او تو را فریفته است.
(اندیشه های مشترک)

اگر منظور از دل دل خواستن است كه همان نفس است اطاعت از ان حتی كم هم فریفتگی است.اگر منظور قلب است فریفتگی چه معنایی می دهد؟

دل همان نفس است. و نفس همیشه تمایلات باطل ندارد. انسان هر آنچه از لذائذ مادی را که درک می کند منسوب به نفس است.
باز گذاشتن نفس برای بهره وری از لذائذ حلال، انسان را آماده می کند تا بتواند در مقابل حرامها و شبهات ایستادگی کند.






نوع مطلب : نفس(تمایلات)، 
برچسب ها : رابطه حلال و حرام، راه کنترل نفس،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
پنجشنبه 14 شهریور 1392
ارسالی: مینا
پنجشنبه 14 شهریور 92 16:17

اختلاف های سطحی حافظ فردیت ستوده است ولی تفاوت های عمیق موجب منیت شوم است
(اندیشه های مشترک)

سلام
تعریف از سطح و عمق در این جمله چیست؟مثلا اینکه کسی کم حرف است و یکی هیجانی و پر حرف؟ بعد اگر اینچنین است مگر یک حالت مطلوب وجود ندارد که همه باید به سمت ان حرکت کنند در مسیر کمالشان؟ چطور اختلافات میتواند مطلوب باشد کلا؟حالا شاید بگوییم مضر نیست اما مطلوب بودنش به چه دلیلی است؟
ایا اینچنین نیست که انسان های مومن به میزان موحد بودنشان به هم شبیه اند؟
سوال حاشیه ای: این جمله از کیست؟

سلام
اختلافات سطحی برگرفته از شرائط اقلیمی، مزاجی، سنی و جنسیتی است. این اختلافات ربطی به روح انسان ندارد. همانطور که جسم انسانها متفاوت خلق شده و بالتبع دارای نیازمندیهای مختلف است، پس باید بپذیریم که این اختلافات باید محفوظ بماند چه این که این خود یکی از آیات الهی است.
مثلا امام باقر علیه السلام بخاطر این که جسمی گوشتی (لَحِم) و تنومند داشتند، علاقه بیشتری به خوردن گوشت داشتند. این علاقه را فرزند ایشان امام صادق علیه السلام نداشتند.
اختلافات سطحی، اختلافات بر مبنای واقعیت خارجی است. ولی اختلافات عمیق بر اساس ذهن است و ذهن واقعیت نیست. مؤمنین در دریافت از واقعیت متحد هستند. حال اگر خود واقعیت مختلف بود، یقینا این مؤمنین نیز در همان محدوده، با هم مختلف خواهند بود.
پاسخ سؤال حاشیه ای:
جملات اندیشه های مشترک غالبا نوشته و عموما تفکرات خود من است.



ارسالی: مینا
پنجشنبه 14 شهریور 92 20:56

سلام
ممنون از پاسختان
سوال دیگر:این مواردی که ذکر کردید از اختلافات سطحی بیشترش آثار جسمانی است و اصلا کسی نمیتواند تغییرش بدهد. من تصورم این بود که چون در برابر اختلافات عمیق قرارش داده اید باید از جنس همان عمیق ها باشد اما سطحی اش. مثلا یک سری خصائصی که عرفا میگویند ذاتی مثل شوخ بودن یا پر حرارت بودن یا کند بودن و ... ایا این مصادیق جزء ان سطحی ها نیستند؟
و سوال دیگر این که این اختلافات سطحی از ایات الهی است آیا از این حیث است که مثلا میفهمیم خدا بر خلقی تواناست؟

سلام
پرسش تو بر می گردد به این پرسش جامع تر که آیا ما چیزی بنام شخصیت داریم؟ شخصیت یعنی آنچه یکی را از دیگری از نظر روحی شاخص کند. یکی کمی بیشتر بترسد، کمی بیشتر خجالت بکشد. کمی بیشتر جذب شود و یا جذب کند.
یقینا ما چیزی بنام شخصیت دارم. رابطه جسم با روح و تأثیری که ایندو روی یکدیگر می گذارند مسئله  ای اثبات شده است. تأثیرات ژنیتیکی یقینا روح را نیز بی نصیب نمی گذارد. امام علی علیه السلام وقتی ترس را در محمد بن حنفیه دید دید فرمود: تو فرزند منی (فرزند همسرشان حنفیه) ولی حسن و حسین فرزندان رسول خدایند.
منتها چیزی که مؤمنین را با هم متحد می کند و اختلاف بینشان را از بین می برد، تحملی است که آنها برای تظاهرات ارزشی داشته و از بروز صفات ضد ارزشی خود داری می کنند. به همین خاطر است که امام صادق علیه السلام فرمود: شما شعیان از ما صبورترید زیرا شما فضائلی را که ندارید بدست می آورید و حال آن که آن فضائل را ما خود (بصورت غیر اکتسابی) داریم.
این که اختلافات از آیات الهی است هم به همان معنی است که تو گفتی و هم به این معناست که انسانها با دیدن این اختلافات متوجه می شوند اینها ارزش نیست بلکه ارزش، احترام به خواسته خداوند و در نتیجه تقوا است. اگر این اختلافات نبود، انسانها پی به ارزشمندی تقوا و اطااعت از خداوند نمی بردند. پس این اختلاف است که آنها را به این امر هم راهنمایی کرده است و این معنای آیه بودن احتلاف است.


ارسالی: مرجان1211
شنبه 16 شهریور 92 10:58

سلام
با توجه به توضیحاتی كه دادید پس میشه گفت مومنین به میزان عدم تحمل بروز صفات ضد ارزشی با هم متفاوتن؟ یعنی درجه شون فرق میكنه؟ پس ما میتونیم بر اساس رفتار بیرونی اونها برای اعتماد كردن بهشون قضاوت كنیم؟و اگه بخوایم انتخاب كنیم ترجیحمون با كسی باشه كه رفتارهای بیرونیش نقص هاش كمتره؟

سلام
مؤمنین در تقوا با هم متفاوت هستند. تفاوتی که نباید باشد بلکه هر مؤمنی باید سطح تقوای خود را ارتقاء داده و به دیگران برسد.
تقوا به معنای کنترل بدیهایی است که نفس ما به آن تمایل دارد.
هر انسانی تحت تأثیر عواملی متعدد، زمینه های متفاوتی از ناهنجاریها را دارا شده است. او از وقتی تصمیم به خودسازی می گیرد مجبور خواهد بود از بروز این رذائل جلوگیری کند. تا به مرور بتواند از شر آنها خلاص شود و به نفس مطمئنه برسد.



ارسالی: مرجان
یکشنبه 17 شهریور 92 12:45

سلام
شرمنده من متوجه نمیشم! فرمودید مومنین در تقوا با هم متفاوت هستند منظورتون از تفاوتی كه نباید باشه چیه؟ تقوای آدما اونهارو از هم متفاوت میكنه، و برای ما آدما در شناخت مومنین و تفاوتشون بروز رفتارها نشانه تقوا و بی تقواییه اونهاست.

سلام
من شرمندم که باید منظورم را بهتر برسونم.
تفاوت رتبه ای بین مؤمنین بخاطر کم و زیاد بودن تقوای آنهاست. و همین تفاوت موجب شناخت آنها می شود. ولی این تفاوت نباید بین آنها وجود داشته باشد. زیرا نشان از کم تقوایی بعضی از آنها دارد. مؤمنین باید آنچنان به وحدت برسند که اصلا قابل شناخته شدن از یکدگیر نباشند. مثلا آیا تو می توانی شخصیت مثلا امام حسین را بررسی کنی و حرفهایی در این باره بزنی که نتوانی آن سخنان را برای شخصیت امامی دیگر بگویی؟ این کار شدنی نیست چون آنها نور واحدند.





نوع مطلب : تفاوت انسان ها، تقوا، صبر(رشد و بالندگی)، 
برچسب ها : آیه بودن اختلاف، ذهن و واقعیت، محدوده وحدت مؤمنین، ژنتیک (عرق)، شخصیت، صبوری شیعیان در کسب فضایل،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
پنجشنبه 14 شهریور 1392
ارسالی: مهناز
پنجشنبه 7 شهریور 92 22:31

حقیقت(=راستی) باورنکردنی است.
(کریستین بوبن)

سلام علیکم
یه کم فهمش سخته. اینکه حقیقت محض رو هرکسی ظرفیت نداره بهش برسه درسته اما آدم از تیپ جملات این شکلی می ترسه.
چون کم کم از اینکه ظرفیت فهم کامل حق رو نداریم ما رو می رسونن به تکثر گرایی و اکتفا کردن به همون باور نصفه نیمه و حتی شاید نادرستی که از حق داریم!
یه کم توضیح لازم دارم باتوجه به اینکه رسیدن به حقیقت ناب، بسادگی ممکن نیست،افراد چه خط قرمزی باید بذارن که بدونن خارج از اون از مرز حق رد شدن!
و اصلاً تو همین جمله، اینکه تعبیر باورنکردنی رو بکار برده منظوری بیش از اینکه فهمیدن حق سخته رو نمیخواد برسونه؟

سلام علیکم
حقیقت ناب، مفهومی است ملکوتی که وقتی تنزیل یافته و به عالم ملک آمده تکثر یافته و تنوع گرفته و گوناگون شده.
مثلا وقتی کسی می خواد به حقیقت بخل برسه، سر از حرص و طمع در میاره و بعد به حسادت و تکبر می رسه و در ادامه مفهوم امید و ترس رو بخوبی در میابه و همچنین در می نورده و در همه خصائص نفسانی را غور می کنه.
همه موجودات جهان هستی نمودهای خصائص نفسانی است و مثالی برای آن است.
سنگ نشان سخت دلی، آب نشان نرم دلی، خس نشان باطل و ...
و از نگاهی عمیق تر همه نمودهای جهان هستی، با ازمون ولایت متکثر شدند. و رتبه پیدا کردند.
پس حقیقت بعد از خصائص  نفسانی ولایت است و ولایت باب الله است.
و الله همه حقیقت است که قرآن فرمود: انه الحق.
جمله فوق که می گوید حقیقت باور نکردنی است، طبق اندیشه و مغز کوچک الحادی می گوید. همیشه مغزهای ملحد، نارس و رشد نیافته و کم ظرفیت بوده اند. به همین علت است که همه تلاششان را می کنند تا همه حقائق را با همین ملاکهای مادی دنیوی بسنجند و ثابت و یا رد کنند.





نوع مطلب : حقیقت(تنزیل و تکثر)، ولایت، 
برچسب ها : هرم ولایت، ملکوت و ملک، خصائص نفسانی، وحدت و کثرت، اندیشه الحادی، کریستین بوبن،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: جواد
سه شنبه 5 شهریور 92 15:08

غَلَطُ الْإِنْسَانِ فِیمَنْ یَنْبَسِطُ إِلَیْهِ أَخْطَرُ شَیْ‏ءٍ عَلَیْهِ.
اشتباه کردن انسان درباره کسی که خود را نزد او آشکار کرده، خطرناک ترین چیزها برای او است.

(امام علی علیه السلام)

سلام
من مفهوم این حدیث امام علی را نمی فهمم. می شود کمی برایم توضیح دهید.


سلام
وقتی انسان با کسی صمیمی می شود باید مواظب باشد که شناختش از او کامل باشد و اشتباه و خطا و غلطی  در این شناخت صورت نگرفته باشد زیرا این اشتباه، بیشتر به او آسیب می زند نسبت به اشتباه در باره شناخت کسی که با او صمیمی نیست!





نوع مطلب : دوستی، 
برچسب ها : ضرورت شناخت انسانهای صمیمی، حدیث امام علی علیه السلام،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
چهارشنبه 6 شهریور 1392
ارسالی: مرجان
سه شنبه 5 شهریور 92 14:33

اگر به تغییرات پایان دهیدزندگی خود را پایان داده اید.
(بنجامین فرانكلین)

میل به كمال در همه ی انسان ها وجود داره وهمین تغییرات و رشد به زندگی انسان معنی میده و اگه حركت و تغییری نباشه انسان مثل آب راكدی میمونه كه كم كم رو به تباهی میره.

خب باید دید منظور از این تغییرات چیست
آنچه ما در روایاتمان داریم این است که انسان نباید دو روزش مساوی باشد.
این مساوی نبودن به ایجاد تغییر در ظاهر زندگی نیست. ظاهر زندگی انسانها طبق شرائط محیطی تغییر آرامی دارد و دست کسی بخصوص هم نیست.
مکتب الحادی مدام تغییر در ظاهر زندگی را نشان شادی و سرور و رشد می داند. این که الاغ هواپیما شده است را تمدن می نامد و جامعه روستایی که هنوز همان الاغ هواپیمایش هست را غیر متمدن می داند.







نوع مطلب : تغییر در زندگی، 
برچسب ها : مدگرایی، مساوی بودن دو روز، حدیث امام صادق علیه السلام، فرانکلین،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
چهارشنبه 6 شهریور 1392
ارسالی: نوبهار
سه شنبه 5 شهریور 92 11:48

اعتقادی كه به زور به دست بیاید ارزشی ندارد.
(ارسطو)

حرف صحیحی است اعتقادهایی كه با زور بدست می آید از پشتوانه عقلی مناسبی بر خوردار نیست مثلاٌ وقتی كودكی تحت فشار خانواده مذهبی خود اعتقادی راپیدا می كند غالباً تظاهر به آن اعتقاد دارد و اعتقادش از بن مایه های فكری خالی خواهد بود زیرا وقی آدمی چیزی را به زور به پذیرد چون زور عنصر رضا را از بین برده است رغبتی برای چرایی اعتقاد ندارد و دیر یا زود آن اعتقاد را از دست خواهد داد البته این جبر تنها جبر فیزیكی و ظاهری نیست حتی ممكن است یك رودروایسی برای فرد به جبری درونی برای پذیرش یك اعتقاد تبدیل شود

اعتقاد (به معنای علقه قلبی با یک اندیشه) با زور چطور حاصل می شود؟ «پذیرفتن» چطور با عدم رضایت حاصل می شود؟ پس نقش تربیت در بوجود آمدن اعتقاد چیست؟
تربیت تأثیر ناخودآگاه است. بسیاری از انسانها اعتقادات خودشان را از فرهنگ جاکم بر جامعه اشان اخد نموده اند و پای این اعتقاد ممکن است تا سرجانشان بایستند.
مگر مشرکینی که با پیامبر می جنگیدند مال و جان خود را فدای اعتقاد نمی کردند.
این ارزشی که ارسطو می گوید اگر با توجه به محتوای حق و باطل بودن محتوای اعتقاد باشد حرف درستی است ولی اگر به صرف مقوله اعتقاد نظر دارد حرف درستی به نظر نمی رسد. مگر این که بنوعی توجیه شود.





نوع مطلب : اعتقاد، اراده، 
برچسب ها : اعتقاد و فرهنگ، ارسطو، اعتقاد و اجبار،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
چهارشنبه 6 شهریور 1392
ارسالی: نوبهار
سه شنبه 5 شهریور 92 11:35

بی صبری شخص را از هیچ رنجی نمی رهاند بلكه درد جدیدی را برای از پا دراوردن او به وجود می آورد.
(افلاطون)

حرف صحیحی است نفس انسان همیشه آدم و به عجله و بی صبری توصیه می كنه و همیشه هم با عجله زیاد موجب تصمیم های اشتباه میشه برای همه شاید پیش اومده باشه كه یكی به ما حرفی زده باشه به منمون فشار بیاد این موقع است كه نفس تشویق می كنه كه زود جواب بدیم وقتی هم می خوایم زود جواب بدیم این موقع است كه احساسات بر ما غالب میشه و حرف چرت زیاد می زنیم كه نتیجه اش هم غالباًپشیمانی است انشاالله كه خدا كمكمون كنه تا بتونیم همیشه افسار نفس را در دست بگیریم

به قول امام صادق علیه السلام بی تابی بر مصیبت تازه شروع مصیبت است!
چقدر حکمت از زبان حکیمان سترگ متفاوت جلوه میکند.





نوع مطلب : صبر(مصائب)، 
برچسب ها : بی تابی، شتابزدگی، حدیث امام صادق علیه السلام، حکیمان سترگ، افلاطون،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
چهارشنبه 6 شهریور 1392
ارسالی: نوبهار
چهارشنبه 30 مرداد 92 23:26

شادکامی از ستایش، در برخی افراد، گونه ای از احترام قلبی و در حقیقت اقدامی بر ضد خودپسندی عقل است
(نیچه)

در ابتدا هر انسانی ممکن از ستایش دیگران مغرور بشه تا جایی که به خود پسندی بی انجامه پس در این مرحله آدم برای رشد خودش تصمیم می گیره ستایش دیگران براش اهمیتی نداشته باشه اما اگر افراط کنه ممکنه در مرحله ای بعد همین اهمیت ندادن به ستایش دیگران خودش برای طرف خودپسندی و غرور ایجاد کنه پس در این مرحله تا حدودی اهمیت دادن به ستایش فردو متعادل برخورد کردن خود رشدی دیگر است در واقع نباید نسبت به ستایش فرد واکنش بدی نشون داد که من این طوری نیستم و فلان و فلان بلکه ضمن تشکر از فرد می توان از خدا خواست تا به مورد تعریف رسید پس حرف نیچه می تونه صحیح باشه

اگر این شادکامی بخاطر رشد یافتگی ستایشگر  باشد خوب است مثل اینکه ما اولیاء خداوند را ستایش می کنیم و آنها را به این وسیله از خود راضی می کنیم چنانچه همین مضمون در بعضی زیارتنامه ها آمده است.
و یا به این خاطر باشد که ستایشگر نعمتی فراموش شده را که خداوند به انسان داده است بیاد بیاورد و این زمینه ای باشد به این که از خداوند تشکر کند.
ولی در غیر این دو صورت ظاهرا دلیلی برای خشنودی از ستایش دیگران وجود ندارد. زیرا ستایش ها بیش از آنکه خوشنودی بیاورند هراس آورند. هم بخاطر این که عجیب زمینه رشد منیتهای انسانند و هم این که خلوص ستایشگر به شدت غیر قابل اطمینان است!





نوع مطلب : ستایش، 
برچسب ها : چاپلوسی، تملق، تذکر نعمتها، نیچه، ستایش اولیاء خداوند،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مرجان
چهارشنبه 30 مرداد 92 17:01

هیچ كس از قلب شما به شما نزدیك تر و راستگوتر نیست. بنابراین از كسانی كه قلب پاك شماآنان را به خود نمی پذیرد، دوری كنید
(سقراط)

اگر منظور از قلب پاك قلب انسان كامل باشه شاید درست باشه.ولی به نظر میاد خطاب به عموم انسان هاست كه در این صورت، درسته كه قلب آدم با آدم صادقه منتها نمیشه بر اساس اون نسبت به آدما قضاوت كرد، چه بسا كه قلب آدم نسبت به آدمای بزرگ به خاطر فاصله هاش سخت میشه،ممكنه لزوما ناپاك هم نباشه ولی بودن كنار اونها براش سخت میشه لذا قلب صادقه و واقعیت درون رو بیان میكنه. اما نمیتونه میزانی برای قضاوت باشه.

قلب انسان چه در ابتدای ارتباط و چه در ادامه آن در لحظات مختلف نظرش را صادقانه می گوید. و این انسان است که غالبا به سخن قلبش گوش نمی دهد.
فرق نمی کند این انسان چقدر کامل یا ناقص باشد.
البته هر چه انسان کمتر به قلبش گوش دهد، قلب او کمتر در جزئیات، نظرش را می دهد و بیشتر به کلیات بسنده می کند.
این همان سخن قرآن است: آنها قلب دارند ولی با آن بصیرت نمی یابند.
خطاب قرآن به مشرکین است پس انسانهای موحد حال در هر درجه ایمانی که باشند قلبشان به آنها بصیرت می دهد.
و همچنین آیات دیگری هم هست که همین را بگوید:
اگر تقوا داشته باشید به شما نیروی فرقان داده خواهد شد.
اگر تقوا داشته باشید راه های برون رفت (از مشکلات) به شما نشان داده خواهد شد!
قسم به نفس انسانی و آنکه او را آفرید و (راه شناخت) گناهان و جلوگیری از آنها را به او الهام نمود.






نوع مطلب : قلب(الهام)، تقوا، 
برچسب ها : اثر تقوا، فالهمها فجورها و تقواها، ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا، سقراط،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مینا
سه شنبه 29 مرداد 92 21:23

افسوس هرچه کردم مردم بفهمند خندیدند
(چارلی چاپلین)

سلام
این جمله در وهله اول به نظر می آید در نکوهش مردم باشد. اما به این فکر میکنم که اشکالی از نحوه ارائه یک مطلب نیست که فهمیده نمیشود؟ یا اینکه هرگاه از سلاح طنز استفاده کردی برای ارائه مفهومی که میخواهی برسانی باید بدانی که هرلحظه امکان محو خود مفهوم در سایه خنده ها وجود دارد. یا اصلا ایا لزوما واکنش خنده به یک مطلب طنز به معنای نفهمیدن آن است؟ و اصلا طنز فاخر مگر طنزی نیست که در سایه خنده ها مفهومش را میرساند؟
یک سوال حاشیه ای: ایا طنز چارلی چاپلین از نظر شما فاخر است؟

سلام
چاپلین مننظورش از جمله فوق این است مردم بجای فهمیدن و خندیدن فقط خندیدن و چیزی نهفهمیدن. بیشتر آثار چاپلین مصداق طنز فاخر است.
البته این سخن با مبالغه همراه است. زیرا همیشه پیامی که با هنر داده می شود ماندگار است. 
افسوس چاپلین بخاطر عدم حمایت مردمی از او بخاطر تبعید از آمریکا بود!





نوع مطلب : هنر(طنز فاخر)، 
برچسب ها : تبعید از آمریکا، اندوه چاپلین، پیام هنری، طنز فاخر، چارلی چاپلین،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار
سه شنبه 22 مرداد 92 02:42

عالی ترین سلاح برای غلبه بر دشمن خونسردی است
(نهرو)

به طور مثال: دشمنی،تلاش اش این است کاری کند تا طرف مورد خصومتش را به سختی بیاندازد و او را ناراحت کند، و هرگاه او را ناراحت می بیند خوشحال می شودلذا هر کاری که بیشتر نتیجه دهد بر شدت آن می افزاید تا طرفش را در نهایت ذلیل و تسلیم ببیند، اما اگر فرد در مقابل فشارها مقاوم و خونسرد و عادی باشد دشمنش را تسلیم خواهد کرد. پس در اینجا فرد مورد خصومت باید بداند که با بروز ناراحتی، دشمن را خوشحال و بر ادامه فشارها امیدوار خواهد کرد و پیروزی در صبر و مقاومت است اما این فهم حاصل نمی شود مگر اینکه بر خود مسلط و به تعبیری خونسرد باشد.به طور کلی ایجاد تصمیم های درست و حق، مستلزم درونی آرام ومسلط بر هوا است.و این آرامش در چگونگی عمل در برابر دشمن نیز موثر خواهد بود.

البته بروز ناراحتی و خشم، گاهی لازم است تا دسمنان را به هراس اندازد! اصولا تفکرات نهرو بر گرفته از مکتب بودایی است که جنگ نرم با دشمن را توصیه می کند! و این کلیتی نیست که اسلام با آن موافق باشد!
مگر این که خونسردی را آرامش درونی معنی کنیم نه آرامش رفتاری! که البته باید دید خونسردی در متن فوق دقیقا ترجمه چه واژه ای است!





نوع مطلب : خونسردی، خشم و نفرت، 
برچسب ها : جنگ نرم و بودائیان، نرمش و خشم در مقابله با دشمن، خونسردی درونی و رفتاری، نهرو،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
چهارشنبه 23 مرداد 1392
ارسالی: مونا
دوشنبه 21 مرداد 92 00:05

سازگار بودن به این معناست که با ناسزگاری دیگران سازگار باشیم.

(ژول رومن)
سلام علیکم
من برای بیان منظورم یک مثال می زنم که موضوعش متفاوت با این عبارت است ولی فکر می کنم می توان استدلالی مرتبط را ارائه دهد!
همیشه جایز نیست که انسان از حق خود آشکارا دفاع کند ولی آنجا که دفاع نکردن و نگرفتن حق خودش باعث تعرض به حقوق عام شود و افراد متعرض را جری نماید (پررو کند) واین کار تبدیل به یک عادت شود و قبحی برای آن در نظر گرفته نشود اینجاست که می بایست حتما از حق خود دفاع نمود و عدم دفاع از حق خود مصادف از پایمال کردن حقوق اجتماعی و ایجاد ظلم در جامعه می شود.
درمورد ناسازگاری هم چنین بحثی مطرح می شود. سازش با ناسازگاری زمانی جایز می شود که این سازش موجبات تعرض شخص ناسازگار و به تبع آن ایجاد ظلم رافراهم نیاورد

سلام علیکم
سازگاری با ناسازگاری دیگران همیشه مطلوب است زیرا وقتی هم که انسان می خواهد از حق خود دفاع کند باید این کار را ملایمت و از راه های قانونی انجام دهد و این سطحی از سازگاری با فرد ناسازگار را می طلبد.
سازگاری به معنای رفق و مدارات است! و رفق لازمه رسیدن به هر موقعیتی و گذشتن از هر مانعی است!





نوع مطلب : تعامل انسانی(رفق و پذیرش شرایط)، 
برچسب ها : رفق و مدارات، احقاق هر حقی نیازمند به رفق، رفق و سازگاری، رومن،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،


( کل صفحات : 15 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic