تبلیغات
نقد حکیمانه - مطالب بهمن 1392
ارسالی: دارابی
سه شنبه 29 بهمن 92 23:14

سلام علیکم
هیچ چیز مانند سکوت ارامش درونی را تضمین نمیکند.
اندیشه های مشترک

به نظر من همیشه این طور نیست،وقتی سکوت ارامش درونی را تضمین میکند که این سکوت همراه با بخشیدن باشد والا این سکوت تبدیل به کینه میشودچون با سکوت حرفی زده نمیشود وحرفهادر دل باقی می مانند،همچنین دغدغه فکری به وجود میاورد که ارامش را از انسان میگیرد.
میتوان از این جمله برداشت دیگری داشت وقتی انسان سکوت اختیار میکند حرفی نمیزند که اشتباه باشد مثلا سخنی که باعث دلخوری دیگران شود یاهر چیز دیگر،در نتیجه پشیمانی از چیزی ندارد این سکوت میتواند ارامش اورا تضمین کند.

همیشه سکوت با آرامش همراه است! چه سکوت در جایی که عقل ما را به سکوت می خواند و چه سکوت در جایی که کسی نیست که با او حرف بزنیم!
هر چند انسانهایی که از لذت مطالعه و تفکر و حلق اصری هنری بی بهره اند کمتر از شکوت آرامش می یابند و بیتشر می خواهند با کسی حرف بزنند! و یا در فضاهای شلوغ باشند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مهدی
سه شنبه 29 بهمن 92 23:11

اگر بچه ای باتایید و ستایش پدر و مادر خود زندگی کند، خواهد آموخت که خود را دوست داشته باشد.
*دوروتی نولته*
.......................................
تاحدودی درست می باشد اگربرخلاف معنویات و اصول صحیح زندگی نباشد،چراکه وقتی فرزندی همراه پدرومادرش زندگی می کندووالدین کارهای درست و استعدادها و مهارت های او را ببینند و تشویق کنند و به رشدوشکوفایی برسانند و اورانادیده و دست کم نگیرندفرزندروحیه ای مضاعف می گیرد و از بودن خود احساس تنفر و افسوس نمی خورد و برای بهتربودن تلاش می کندتابه شکوفایی برسدودرنتیجه علاقه پدرومادرواحترام به فرزندسبب ایجادعلاقه به شخصیت خود(فرزند)می باشد و دچارضعف نمی شودومی توانددررابطه بامشکلات بیشترغلبه کند.

دوست داشتن خود همان امید به خود است! و این که انسان باور کند که برای ایفاء نقشی در این جهان آفریده شده است و این که این نقش هرچند کوچک از نگاه خداوند مخفی نمی ماند.
انسان در آغاز زندگی والدین خود را همه کاره دنیای خود می پندارد بننابر این اگر فعالیتهای او از نظر والدینش مخفی نماند طبیعی است که وقتی بزرگتر شود همین احساس (دیده شدن) را نسبت به خداوند خواهد داشت! و وقتی این ایمان راسخ شد، انسان همیشه به تلاشش امیدوار بوده و به این معنی همیشه خدا را دوست خواهد داشت!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مهدی
سه شنبه 29 بهمن 92 22:51

تاکسی نداندکه نمی داند،رشد نمی کند.
*جان ماکسول*
........................................
حرف درستی به نظرمیرسد،وقتی فردی احساس نیازنمی کندو خودرادرحدکامل می بیند قدمی برای علم آموزی و پیشرفت برنمی دارد و غرور بر او غلبه می کند ودانش اندک خودرا به رخ می کشد،احساس خودبزرگ بینی به او دست می دهد،ازیادگیری مفاهیم و معلومات جدید بازمی ماندوفکرخودرانمی تواندپرورش دهدوبه راهکارهای بهتری برسد،ازرشدوشکوفایی معنوی بازمی ماند.

امام علی علیه السلام می فرمایند:

قَوْلُ لَا أَعْلَمُ‏ نِصْفُ‏ الْعِلْمِ 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
سه شنبه 29 بهمن 92 19:58

"اشکهایی که در هنگام شکست ریخته می شود، عرق هایی است که در هنگام تلاش ریخته نشده است."

اگر این جمله را به صورت کلی و غیر دقیق در نظر بگیریم، درست است. اگر فردی از همت و تلاش و توان خود استفاده نکند، در هنگام شکست باید خودش را سرزنش کند. اما با نگاهی ریزبینانه و دقیقتر می توان گفت که همه شکست ها ناشی از کم کاری نیست و اگر بخواهیم بر آن پافشاری کنیم، خداوند را متهم به ظلم کرده ایم. چون بسیاری افراد با تلاش و اراده و همت فراوان به نتیجه مطلوب و یا حتی معمول و متعارف در یک کار نمی رسند.
نمونه نقض دیگر در این مطلب معصومین هستند که قطعا کوتاهی و کم کاری از ناحیه آنها نبوده ولی در بعضی موارد به موفقیت مطلوب دست نیافته اند.

اگر هدف و راه رسیدن به آن درست انتخاب شده باشد و تلاش لازم نیز توسط افرادی که دخیل در نیل به هدف هستند بدرستی صورت پذیرفته باشد پیروزی قطعی است! این گونه نیست که خداوند چیزی خلاف آن را اراده کند! درست است خداوند می تواند غیر آن را اراده کند ولی خداوند ستم نمی کند! بیجهت کسی را ناکام نمی گذارد!
بنابراین انسان هنگام شکست یا باید خود را سرزنش کند و یا خداوند را! انسان با ایمان، ایمان دارد که خداوند ستم نمی کند پس او خود را یا کسانی را که در شکست مؤثر بودند را سرزنش می کند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مهدی
دوشنبه 28 بهمن 92 23:19
تنهااندیشیدن درباره مسایل چیزی اتفاق نمی افتد
(وانامیکر)
......................
وقتی راجع به مسایل می اندیشیم آنها را بررسی می کنیم و در تفکرمان راهکارهای مختلفی پیدا می کنیم و تصمیم های مختلف در ذهن می گیریم و واکنش آنها مثل ناراحتی یا خوشحالی در چهره ی ما ظاهر می شود اینها فقط در ذهن اتفاق می پذیرد و در دنیای خارج اتفاقی نیفتاده است تا حدی درست است ولی کلیت ندارد،
اندیشه در رابطه با مسئله ای اگر مثبت باشد باعث شادابی و نشاط روح می گردد و جسم را نیز سالم می سازد و حتی در برخورد با دیگران در زمینه عمل موفق و کار ساز است و اگر به چیز ناراحت کننده یا نفرت انگیزی باشد روان را تخریب و روح را پژمرده می سازد و امکان دارد نه تنها در ذهن نمی ماند بلکه ریشه می دواند و آدمی را دگرگون و تخریب می سازد و در بیرون از فکرمی کشاند و امکان خسارات روحی و جسمی به خود و دیگران برساند.

در تأیید سخن شما عرض می کنم اندیشیدن در باره بعضی از مسائل می تواند باعث هیچ اتفاقی نشود ولی درباره قسمتی دیگر از مسائل فقط اندیشیدن است که می تواند باعث اتفاق خوشایند شود! مثل آنچه کاربر عزیز - دارابی - در پست قبلی گفت که با اندیشیدن و تحلیل درستِ حوادث، می توان کینه را از بین برد!
لذا جمله فوق نمی تواند کلیت داشته باشد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: دارابی
دوشنبه 28 بهمن 92 18:40

سلام علیکم
هیچ شبی را با کینه نخواب.
اندیشه های مشترک

وقتی انسان از کسی کینه به دل میگیرد اگر در همان ابتدا آن را در ذهن خود بالا و پایین کند راحت تر میتواند آن را از دل خود بیرون کند مثل پارچه ای که روی آن لکه ای باشد اگر زودتر به فکر شستن آن بیوفتیم سریعتر و بهتر تمیز میشود اما اگر دیر شود ممکن است حتی لکه کامل از بین نرود، همچنین اگر زمان بگذرد وسوسه های شیطان ریشه های کینه را بیشتر میکند و کینه محکمتر در دل انسان جای میگیرد، به همین دلیل هیچ شبی را نباید با کینه خوابید.

سلام علیکم
نگاه دیگر به این جمله تفکر در حقیقت مرگ است! مرگ خبر نمی کند! انسان وقتی می خوابد، وقتی می خواهد دوباره بیدار شود ملائک نگاه می کنند ببینند آیا هنوز رزقی در دنیا دارد اگر رزقی داشت روحش را بر می گردانند و الا روحش را نگه می دارند و این چنین می شود که روح نباتی او سبب زنده بودنش - به صورت خوابیده - اوست نیز از بین می رود!
اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ الَّتی‏ لَمْ تَمُتْ فی‏ مَنامِها فَیُمْسِكُ الَّتی‏ قَضى‏ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ
خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏كند، و ارواحى را كه نمرده‏اند نیز به هنگام خواب مى‏گیرد سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى‏دارد و ارواح دیگرى را (كه باید زنده بمانند) بازمى‏گرداند تا سرآمدى معیّن در این امر نشانه‏هاى روشنى است براى كسانى كه اندیشه مى‏كنند!

(زمر: 42)
بر این اساس باید قبل از خواب به فکر عیوب خود بود! بفکر کارهایی که از صبح انجام گرفته است! کارها و عواطف و افکاری که از او به ثبت فرشتگان مراقب رسیده است! نتیجه این محاسبه یا باید سجده شکر باشد و یا ذکر استغفار.
خلاصه باید قبل از خواب به خود اندیشید و از شیطان و نفس کینه داشت نه از مردمان!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرانجاتی
پنجشنبه 24 بهمن 92 17:35

احمق نداند هم حرف می زند و عاقل بداند هم سکوت می کند.
اندیشه های مشترک

باعرض سلام
این را میدانیم که فرد عاقل کلا کمتر از انسان بی عقل حرف میزند اما اینکه آدم عاقل حتی اگر یداند سکوت میکند یعنی انسانها نباید تا وقتی از آنها سوال نشده سخن بگویند آیا میتوان این مورد را در باب مسایل اجتماعی تخصیص زد و گفت: در جمع کسانی که متهم به برخورد سرد می شوی و یا ترس طرد شدن داری، دیگر نباید منتظر سوال بمانی و این سخن یا حدیث دقیقا ناظر به محل و مکان خاصی است؟ مثلا در جمع خانواده اگر زن سخن نگوید زمان میگذرد  وباعث سردی روابط میشود طبیعتا معنی این سخن شامل اینجا نمیشود.
خوشحال میشوم توضیح بدید با تشکر

سلام علیکم
طبق حدیثی سخن گفتن نقره و سکوت طلاست! یعنی سخن گفتن فقط نباید سود داشته باشد بلکه باید سود زیادی داشته باشد و الا سود کم (نقره)، سخن گفتن را بهتر از سکوت نمی کند!
انسانی که اهل سکوت می شود، کلا تعریفی که دیگران از او دارند را متفاوت می کند! او به مرور در دنیایی دیگر وارد شده و تفاوت اساسی در نگرشش ایجاد می گردد!
البته شوخی نمودن (مزاح) و خوش و بش (مفاکهه) با دیگران کار پسندیده ای است ولی باید متوجه بود این کار نباید همپای دیگران تا آخر مجلس ادامه داشته باشد بلکه لازم است انسان معروف به شوخ بودن و مدام حرف زدن نشود! لذا بهتر است یا قسمت زیادی از مجلس را انسان به سکوت بگذراند و گاهی سخن جالبی بگوید و یا مقداری که در مجلس حضور داشت، بعد برخیزد و دنبال کاری دیگر برود!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: سیده فاطمه شفیعی
چهارشنبه 16 بهمن 92 17:48

سلام علیکم
هیچ غنچه ای عمر خود را بسان گل کوتاه نمی بیند و الا باز نمی شود.
اندیشه های مشترک

گل دارای ظاهری زیبااست ولی این زیبایی آن زودگذر است وعمر ان کوتاه است،به همین دلیل اگر غنچه بداند باز نمیشود؛دنیا هم مثل گل ظاهری زیبا دارد ولی هردو عمرشان کوتاه است،انسانها هم اگر بدانند که عمر انها کوتاه است دل به این دنیای فانی و زود گذر نمیبندند.

سلام علیکم
بله درست توضیح دادید کوتاهی عمر و کوتاهتر بودن نعمتهای آن و در لحظه بودن لذتهایش سبب می شود تا انسان عاقل دلبند امور فانی نشود!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟
یکشنبه 13 بهمن 92 22:40

در مورد این جمله نظری داشتم:
اگر احساس خوشبختی نمیکنی از خدا بخواه که عقلت را رشد دهد.
(اندیشه های مشترک)

این جمله واقعا درست است.چون اگر انسان عاقل باشد تمام اتفاقاتی که در زندگی برای او می افتد درست تحلیل میکند وبه خوشبختی میرسد؛امروزه به دلیل تحلیلهای نادرست واینکه خوشبختی را در چیزهایی میبینیم که در اصل معنای خوشبختی ان نیست،خود را بد بخت میدانیم.
در ابتدا باید معنای خوشبختی را بدانیم بعد ببینیم خوشبخت هستیم یا نه؟
پس از خدا بخواهیم که عقل ما را رشد دهد!!

اگر عقل رشد یافته ای داشته باشیم متوجه می شویم ما از نعمت حیات، نعمت هدایت برخورداریم و این دو نعمت همه اسباب خوشبختی را با خود همراه دارند زیرا آنها که مرده اند دیگر هیچ امیدی برای پیشرفت ندارند و آنها که گمراهند و دارای عقائد باطل می باشند، هر چند هم امکانات داشته باشند، بیشتر در غفلت خود فرو می روند.
ما در هر وضعیت نامطلوبی هم که باشیم، آنها که مرده اند اگر بهترین وضعیتها را هم در دنیا داشته بودند حاضرند همه چیز خود را بدهند و کمی از عمر ما را از ا« خود سازند. و ما هم مالک آن مقدار عمر هستیم که صدها برابر آن را نیز داراییم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟

سلام علیکم
در مورد این جمله سوال داشتم:
هیچ کس همیشه بالا یا پایین نمی ماند.
(اندیشه های مشترک)

درست است که همیشه ان چیزی که انسان از زندگی انتظاردارد اتفاق نمی افتد یعنی ممکن است که انسان از بالا به پایین سقوط کند و بر عکس، که این به خواست خداست؛ ولی خب کسانی هستند که همیشه بالا ماندند و پایین نیامدند با تلاشی که در زندگی شان داشتند و برعکس، پس چگونه میتوان گفت که هیچ کس همیشه بالا یا پایین نمی ماند؟

سلام علیکم
هیچ یک از انسانها نه می توانند ایمن باشند نسبتا به جایگاه مطلوبی که دارند و نه ناامید باشند از وضعیت نامطلوبی که برخوردارش هستند.
سلامتی و مرض، ضعف و قدرت، فقر و غنی، وجه اجتماعی و بی آبرویی، محبوب بودن و از چشم افتادن، موفقیت و شکست، احترام و بی احترامی و ... همه اینها گذراست! همیشگی نیست! لذا ناامیدی و یا ایمنی از حوادث روزگار هر دو گناه بزرگ و اشتباهی جبران ناپذیر است!
کسی را که می گویید همیشه بالا است، آیا همیشه زندگی اش آنطور که می خواهد پیش می رود و اهداف مورد نظرش در زمانی که تعیین نموده است قابل وصول است؟ آیا پیامبران اینطور بودند؟ صاحبات ثروت چه؟ آیا جهانگاشایان اینطور بودند؟ من که کسی را نمی شناسم اینطور باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرانجاتی
یکشنبه 13 بهمن 92 13:33

جوانی دنیای پیری است و پیری اخرت جوانی است.

(اندیشه های مشترک)

با عرض سلام و پوزش این جمله چه بانگاه سطحی و چه با نگاهی عمیق تر به نظر صحیح می آید. اگر جوانان باور کنندکه همانطور که در اعتقاداتمان به برداشت پاداش کارهای مان در آخرت اعتقاد داریم به این مقوله هم در پایان عمر بیندیشیم آنوقت نگاه دیگری به اعمال و انتخابات خود خواهند داشت.
اما سوالی که به وجود می آید این است که می توانم درک کنم که کسی که مثلا در جوانی اهل دنیا باشد یا حتی در امور دنیوی کوتاهی کرده در پیری خود معمولا به ذلت می افتد و سایر صورت هایی که ممکن است را می فهمم، اما آنچه درک نمی کنم وضعیت پیری است که جوانی بسیار پرتلاش چه دنیایی و چه آخروی و حتی هر دوی آنها داشته است اما در سنین پیری به دلت کشیده می شود. این وضع چگونه قابل توجیه است آیا می توان ذلت پیش از مرگ را جزو کیفرهای دنیا برای گناهان احتمالی فرد دانست. و آیا این پایمالی عزت مسلمان بااصول اسلام سازگار است؟


سلام علیکم
منظور من از جمله فوق این است که دنیا، مثل جوان می ماند پر از هوس و زیور و غفلت و آرزو و قدرت و هیجان و پیری مثل آخرت است. زیرا انسان وقتی پیر می شود، نیروی او کاهش یافته و هیجانها کم شده و آنچه بیشتر خودش را نشان می دهد، همان چیزی است که اندوخته شده است! پیری تجسم اعمال است!
بر این اساس اگر جوای بخواهد آخرت خود را ببیند باید به پیر بنگرد و اگر پیری می خواهد دنیایی خود را ببیند و این که دنیایی خود را چگونه سپری نموده است به جوان بنگرد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: ستاره پر فروغ
جمعه 4 بهمن 92 23:54

سلام

" ای کم ایمانان از چه هراسانید ؟ ترس یعنی ایمان انحراف یافته "
(فلورانس اسکاول شین، کتاب چهار اثر، به نقل از حضرت عیسی در انجیل متی )

انسان وقتی به خدا، قدرت، علم و حکمتش کاملا اعتقاد داشته باشه از چیزی نمیترسه چون قدرت و توانایی خدا رو فراتر از هر قدرتی میدونه! اما وقتی اعتقادمون به خدا درست نباشه یعنی در واقع به خدا اعتماد نداشته باشیم احساس ترس می کنیم. درسته؟
ممنونم

سلام علیکم
بله این سخن درستی است به عبارت دیگر همه ترسها و امیدها و طمعها متمرکز در خود خداوند می شود. و چون خداوند حق است همه این ترسها و دیگر هیچانات حقیقی می شود و آنچه حقیقی باشد انسان را از پرداختن به کارهای زندگی که حق است باز نمی دارد این وهم است که سایه اش را به همه چیز می گستراند و روز انسان را شب نموده و شب انسان را روز می نماید و جای همه چیز را عوض می کند! فلاتخشوهم و اخشون.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی 
پنجشنبه 3 بهمن 92 02:38

سلام علیکم
سوالی از اندیشه های مشترک داشتم
*از آتش گرما و نور بگیر ولی مواظب باش طعمه اش نشوی*

در این جمله آتش به چه چیزی تشبیه شده که نباید طعمه آن شویم؟

سلام علیکم
منظور از آتش در جمله فوق ارتباطات انسانی است که نباید از حدود خود بگذرد! البته حد هر اتباطی بسته به نوع آن متفاوت است: ارتباط والدین و فرزندان، خویشان با یگدیگر، ارتباط همسران، ارتباط دوستان، ارتباط استاد و شاگرد و ... ولی پس از تعیین حد، گذشت از این حد و قوی تر نمودن ارتباط از آنچه باید باشد، سبب می شود تا اصطکاکات بیشتر شده و انسانها بیشتر از آن که بتوانند برای هم مفید باشد مضر بحال یکدیگر باشند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 3 بهمن 92 01:33

با سلام
*ابرهای بلا که خوب بارید آسمان صاف میشود*
اندیشه های مشترک

به نظر بنده این یک واقعیت است که برای همه یکسان اتفاق نمی افتد فردی که در مقابل بارش بلا چتر صبر را بالای سر خود گرفته با کسی که در مقابل کوچکترین بلاها ناله کرده و ناشکری ، آسمان یکسانی ندارند.البته این را هم نباید نادید گرفت که رحمت و بخشش خداوند ورای تصوارت ماست.تا نظر استاد چه باشد.

سلام علیکم
جمله فوق که برگرفته از فرایشان ائمه معصومین علیهم السلام است اشراف به این حقیقت دارد که بلاها غالبا پست سر یکدیگر می آیند! و بعد از مدتی ابرهای بلا می روند و فرج بوقوع می پیونند.
نمونه این حقیقت را هم می شود در زندگی فردی انسانها دید و هم آن را در سطح جهان مشاهده نمود! جهان قبل از ظهور امام زمان عجل الله فرجه مملو از ستم می شود! و آنجاست که فرج بوقوع پیوسته و امام ظهور خواهند نمود!
البته صبر می تواند از عمق بلاها بکاهد و آثار نامطلوب آنها به حداقل برساند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا نجاتی
دوشنبه 30 دی 92 19:16

باسلام خدمت شما
به خوبی بشارت ده تا غربت خوبان برود

به نظر می رسد هرچه خوبی بزرگتر و سختتر می شود خوبان غریب تر میشوند مثل حق که هرچه پایداری به آن سخت تر میشود اهل آن هم کاهش می یابند معنایی که من از بشارت به خوبی می فهمم همان است که معصوم علیه السلام فرمود: کسی که به من عیب هایم رابگوید گویا به من هدیه داده است!
بشارت همچنین میتواند امربه معروف را شامل شود زیرا شخصی که مورد امر قرار میگیرد اگر به ان عمل کند در واقع در راه سعادت و خوشبختی گام نهاده است و دیگر از فواید آن اینست که در بعد اجتماعی بشارت به خوبی اگر به همین معنایی که فهمیدیم باشد پس امربه معروف موجب میشود که اهل معروف زیاد شده در نتیجه غربت آنان برود آیا به نظر شما این تحلیل صحیح است؟

آنچه در تحلیل سخن فوق گفته ای کامل به نظر می رسد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید