ارسالی: مریم
سه شنبه 13 اسفند 92 20:12

"من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند." شریعتی

سلام علیکم
این جمله که در نگاه بعضی از عوام، زیبا جلوه می کند از ریشه اشتباه است. چرا که اگر ملاک کارهایمان را فقط عشق و علاقه به آن کار قرار دهیم، خود را برده نفسمان کرده ایم، زیرا ما احساساتمان را بطور کامل با عقلمان همراه نکرده ایم. بر خلاف معصومین (علیهم السلام) که به علت اشراف به باطن گناهان، احساساتشان کاملا همراه با عقل و واقعیت امور است. بنابراین فقط فردی که با خودسازی و سرکوب نفس اماره به درجه رضا رسیده باشد، می تواند از تک تک وظایف و کارهای صحیحش لذت ببرد و مثلا با شوق و علاقه برای نماز شب از جایش برخیزد.

سلام علیکم
البته رقص دختران هندی می تواند بخاطر پول و یا شهرت و یا حتی عادت باشد! لزوما نشان شادی و نشاط و لذت از زندگی نیست! گرچه بشر رقص را برای رهایی مقطعی از رنج و لذت بردن آنی ابداع نموده است ولی بیشتر این مردان هستند که با استثمار زنان و براه انداختن مراکز رقص، زنان را وادار به رقص می کنند تا خود لذت ببرند ولی آیا زنان نیز به همین میزان لذت می برند! البته قطعا خیلی هاشان لذت می برند ولی نمی توان قانون کلی ارائه داد. از نماز هم خیلی ها لذت می برند.
ثانیا مگر هر عادتی بدون عشق و علاقه است؟ و یا بدون لذت است؟ آدمها عادت دارند به یکدیگر سلام کنند. عادت دارند حال یکدیگر را بپرسند. عادت دارند به یکیدگر دست دهند. عادت دارند سر صحبت را با یکدیگر باز کنند.عادت دارند از میهمان پذیرایی کنند. عادت دارند .... صدها عادت است که انسانها آنها را با میل و اشتیاق انجام می دهند. البته بعضی ها هم از انجام آنچه به آن عادت نموده اند لذتی نمی برند و شاید زجرشان هم بدهد ولی آیا کدام انسان است که از عادتهای خوبش زجر بکشد؟ و یا لذت نبرد! و یا آنها را دوست نداشته باشد! اگر اینطور است که تأکید بر داشتن ملکات پسندیده اخلاقی چیست؟ ملکات سبب می شود انسانها بطور خودکار دارای رفتارهای پسندیده شوند.
ثالثا آیا رقاصان هندی با عشق می رقصند و یا با لذت و شهوت؟ آنها با عشق به چی و به کی می رقصند؟ اصلا وقتی شما مقوله رقص را در ذهنتان مجسم می کنید چیزی جز شهوت به ذهنتان متبادر می شود؟!
 ارسالی: بنده خدا
شنبه 10 خرداد 93 13:10
سلام از نظر من جمله دکتر شریعتی درست هست شاید در دومورد نماز و رقص عادت دخیل باشد اما عادتی که همراه عشق و علاقه باشد منجر به جبر نمیشود و این چنین است که زیبا و لذت بخش هست و لذتی که با عشق همراه باشد پایدار تر است و نتایج بهتری همراه خواهد داشت
سلام علیکم
این که کار بر اساس عشق برتر از کار بر اسسا عادت حرفی در آن نیست بحث در این است که آیا می توان انجام هر کار بر اساس عشق را (هر چند ناپسند) بهتر از عادات پسندیده دانست!!




نوع مطلب : اعتقاد، حقیقت(تبیین سره از ناسره )، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، عادت، عقل(احساس خوشبختی)، 
برچسب ها : رقص هندی، عشق و علاقه، احساسات و عقل، ملکات پسندیده اخلاقی، لذت و شهوت، مراکز رقص، رنج و لذت عادت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اسفند 1392
ارسالی: زهرانجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 22:08

لذت ها و ناخوشی ها شناور در زمانند نه میتوان فرار نمود و نه به سرعت افزود
اندیشه های مشترک

باسلام
بنظر این جمله بسیار صحبح است اگر زمان را مانند جوی ابی تصورکنیم که همه به همراه خوشی ها وناخوشی ها در ان شناوریم درک میکنیم که همه ذرات معلق در جوی از یک سرعت بهره مندند بنابراین نمیتوان هیچ کدام را دستکاری کرد که زودتر یا دیرتر به انسان برسند باید یقین داشت انچه در تقدیر قرار گرفته بما میرسد میتوان دعاکرد انچه دفع شدنی است دفع شود و انچه خوب است بیشتر شود اما اطمینان به وقوع مقدرا ت انسان راازدست و پازدن بی فایده راحت میکند حال سوالی که ایجادمیشود این است که ایا این عبارت با تلاش برای زندگی بهتر در زمان کوتاهتر تا جایی که حرص هم نباشد را رد میکندیعنی فرد چه تلاش مضاعف کندیا نکندبه هرحال درزمان مقدر به خیر مطلوبش میرسد؟

سلام علیکم
تلاش بیشتر و البته خالی از حرص زندگی را یقینا بهتر می کند زیرا خداوند مقدرات خود را طبق کم و کیف تلاشهای انسان پایه گذاری نموده است. مقدرات مثل قوانین فیزیک و شیمی است. کم و زیاد شدن تأثیر عوامل مختلف، در آنچه بوقوع می پیوند کاملا مؤثر است!
منتها انسان باید قانونها را بداند. بداند که انسان چگونه از لذت واقعی بیشتر می تواند بهره ببرد. عوامل مریضی و سلامت قلب و روح را بخوبی درک کند آن وقت است که می تواند با کمک این عوامل زندگی خود را بهتر یا بدتر کند!





نوع مطلب : تلاش(ارتباط با نتیجه)، قضاو قدر، 
برچسب ها : مقدرات، قضاو قدر، تلاش و کوشش، زندگی بهتر، قوانین الهی، خوشی ها و ناخوشی ها، سلامت قلب و روح،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اسفند 1392
ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 21:50

شهدحقیقت که می رود جز شهیدان با آن نمی مانند
اندیشه های مشترک

باسلام
بنظرم این جمله ناظربه همان که حقیقت عین ته خیار تلخ است می باشد و بنظراین جمله درمورد کسانی است که در نفس خود اهل حقیقت نبستندچون گروهی حقیقت را تنها تا جایی می پذیرند که برای انان و راجع به مصالحشان تلخ و گزنده نباشد اما گروهی حقیقت را هرچه که باشد بخاطر نفس حق بودنش میپذیرند در مقابل گروه اول وقتی شیرینی حقیقت به تلخی رسید حقیقت را رهاکرده و دنبال باطلی می گردند که همانطور شیرین باشد واینجا شبهه و فتنه ایجادمیشود دراین هنگام اهل حق که مصداق اتم ان شهدا هستند با ان حقیقت باقی می مانندبه این معنا شهدا چون ناظر به حق هستند گواه نام گرفته اند و بقیه حق را تنها می گذارند.
این جمله کمی ارمانی بنظر میرسد!

سلام علیکم
توضیح کاملی ارائه دادید. بیتشر روی جملاتی کار کنید که معنای آن پیچیده و یا قابل نقد باشد!
البته جمله فوق کمی پیچیده بود!




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، حقیقت(تبیین سره از ناسره )، حقیقت(نصدیق)، حقیقت(مصلحت)، 
برچسب ها : حقیقت، ایجاد شبهه، فتنه، اهل حق، حق و باطل، حق پذیری، گواه،
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 15:41

ستم وقتی قانون می شود هم در قانون ستم شده و هم در اجرا
اندیشه های مشترک

منظور از قانونی شدن ستم چیست؟
بسیاری از قانونها در جهان وضع می شود که رعایت عدالت در آن لحاظ نشده و انچه موجب تصویب آن است منافع عده ای مثلا قانون گذار است. اما اینکه در قانون ستم شده شاید به این معنا است که نفس قانون با ستم منافات دارد. اساسا در تعریف اولیه قانون آنچه بنظر می آید قواعدی برای زندگی اجتماعی بهتر همراه با ارامش بر اساس عدالت اجتماعی است. اصل در زندگی اجتماعی چه در وجدان انسانها و چه در متون دینی عدالت اجتماعی است وقتی قانونی اجازه ورود ستم در هر جنبه ای را بدهد پس در قانون ستم شده و چون به مرحله اجرا در آید این ستم در اجرا خواهد بود.

توضیح کاملی دادید!




نوع مطلب : آزادی، عدالت، 
برچسب ها : قانون، عدالت، زندگی اجتماعی، منافع، عدالت اجتماعی، قوانین جهان، وجدان،
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 15:35

احساس رسیده شدن آغاز لهیدگی است!
اندیشه های مشترک

فکر میکنم ناظر به غرور و لااقل عجبی است که ممکن است در فرد ایجاد شود چون زمانی که فرد احساس رسیدگی نمی کند تمام تلاشش برای رسیدن می کند میخواهد موجودی کامل و رسیده شود اما با شروع این احساس که رسیده شده ام دیگر لااقل با سرعت و انگیزه قبلی به سمت رسیدگی گام بر نمیدارد در نتیجه چون آب راکد سرعتش یا ایستا یا کم می شود و لهیدگی شروع می شود این قضیه در قضایای اجتماعی و مثلا ازدواج صدق پیدا می کند مثلا دختری که سن ازدواجش فرا رسیده کم کم به پیری و زوال می رسد در این مورد می شود سر زمان رسیدگی بحث کرد.
خوشحال میشوم راهنمایی کنید

توضیح کاملی ارائه دادید! انسان در مسیر کمال هیچ وقت به پایان نمی رسد! در دنیا و در برزخ و در آخرت همچنان به رشد خود ادامه دهد و چون هدفش قرب الی الله است (الی ربک المنتهی) و نیز خداوند بی انتها است لذا مسیر کمالی انسان آخر ندارد!
کبر بزرگترین مانع سر راه کمال است! زیرا در انسان خودشیفتگی بوجود می آورد. این احساس خوشیفتگی حاکی از آن است که انسان هدفش قرب به خداوند نبوده است بلکه هدف او همان چیزی است که از رسیدن به او احساس «رسیدن» می کند. او همانند درختی خواهد بود که در مسیر رشد هدفی جز برگ و میوه ندارد. وقتی به برگ و میوه رسید، برگ و میوه اش شروع به زرد شدن و لهیده شدن می کنند!





نوع مطلب : تلاش(ارتباط با نیت)، 
برچسب ها : غرور، قرب الی الله، کبر، هدف، انگیزه، رسیدگی، لهیدگی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 15:30

گوش های اندیشه اگر بشنوند چشم های احساس درست خواهند دید.
اندیشه های مشترک

سوال اینجاست که چرا گوش برای اندیشه و چشم برای احساس بکارر فته است؟ شاید بتوان گفت چون اندیشه بر چشم تاثیرگزار است. چون در واقع داده ها از طریق گوش دریافت شده و در اندیشه پردازش می شوند و احساس محصول این پردازش است. البته این ارتباط متقابل است به این شکل:
همانطور که اندیشه احساس را بوجود می آورد احساس هم اندیشه را بوجود می آورد. اما اینکه آیا صرفا اضافه ی چشم به احساس یک اضافه ی استعاریست یا خیر؟ به نظر علت این انتخاب این است که بخش اعظمی از احساس از طریق چشم بروز می یابد. مثل احساس نفرت و شادی، اشک شوق و غم و.. و این انواع نگاه ازاندیشه فرد نسیت به اشخاص و یا اتفاقات است.

اندیشه، بحاطر معقول بودنش، قابل مشاهده نیست! انسانهای اندیشه های خود را با کمک گرفتن از تشبیه «معقول به محسوس» به ذهن مخاطب خود منتقل می کنند.
طبق نظر قرآن اگر حرفها خوب شنیده شود و بخوب خوبترین مورد تبعیت ذهنی و رفتاری و عاطفی قرار گریرد، آن وقت است که باید به این چنین شخصی بشارت و خبر خوش دارد! این چنین شخصی همیشه خوش خبر است! مسرور است! خود ار اسیر ذهن و قلب بیمار خود نمی بیند!
الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (زمر: 18)
همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نیكوترین آنها پیروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدایتشان كرده، و آنها خردمندانند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 12:17

خودت رابمیران تا نمیری بیدار نخواهی شد.
اندیشه های مشترک

بنظرم این جمله مفهوم کنایه ای دارد که تصورکنی که مرده ای چون شاید بتوان گفت همه غیراز چهارده معصوم درهنگام مرگ احساس می کنند کاش زمانی طولانی تردراختیارداشتندانسانهای بد پشیمان میشوند وانسانهای خوب احساس کم کاری میکنندطبیعی است اگراین احساس رادر طول زندگانی به خودالقاکنی خیلی کارهاراانجام نداده وخیلی از کارها واحساس هاراانجام داده ودر خودایجادمیکنی وبسیار بیشتر مراقب اعمال وزمانهای زندگانیت هستی ومراقب فرصت هایت خواهی بود پس شایداینکه خودت رابمیران به معنای این است که همیشه این احساس راداشته باش

میراندن خود، از چشم برداتشن عینک نفس است! نفس دیواری بلند و قطور بین ذهن و واقعیت است! با وجود نفس آنچه انسان از واقعیت می پندارد، پنداری بیش نیست! درست مثل رؤیا.
نفس مجموعه افکاری است که کلاملا شخصی است و برهانی نیست! 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
سه شنبه 6 اسفند 92 22:08

"چیزی ساده تر از بزرگی نیست. آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است."
(امرسون)

ظاهراً ساده بودن در این جمله به معنای دوری از ریا و فریب و دوز و کلک های متعدد و شخصیت منافقانه است. به صورت خلاصه ساده بودن به معنای فطری بودن است. اگر اینگونه جمله را معنا کنیم، درست است. چرا که هرچقدر فردی ساده تر باشد، در نگاه عمموم مردم، محبوب تر و دارای شخصیت بلند مرتبه تری است. زیرا او انگیزه های شخصی و خودخواهانه کمتری دارد.
بنابراین قطعا مقصود از ساده بودن در این جمله، ساده لوح بودن یا جاهل و عوام بودن نیست.

البته ساده بودن نیازمند ساده گشتن و ساده ماندن است! ساده گشتن یعنی عیوبی که باعث غیر فطری شدن ما گشته است را برطرف کنیم و بعد هم تلاش کنیم همچنان فطری و ساده بمانیم! و این یعنی بکارگری همه توصیه های خداوند به انسان! و با انجام این توصیه ها انسان محترم نزد خداوند و بالطبع محترم نزد مردم خواهد شد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
یکشنبه 4 اسفند 92 20:55

"لحظه هایمان را گذراندیم که به خوشبختی برسیم، غافل از آنکه خوشبختی همان لحظه هایمان بودند."
(دکتر شریعتی)

اگر این سخن را بطور کلی و غیر دقیق ببینیم شاید درست باشد که ما نباید حسرت گذشته را بخوریم و در انتظار آینده باشیم. بلکه باید از هر لحظه عمرمان بیشترین استفاده را ببریم.
اما نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که فقط با یاد خدا و برای رضای اوست که می توان تمام سختی های زندگی و تمام لحظات دشوار را جزئی از خوشبختی و زیبایی زندگی دید. و الا در نیمی از عمرمان که سربالایی های دنیا را طی می کنیم، بهیچوجه نمی توان احساس خوشبختی کرد. اما با یاد خدا حتی سختترین لحظه جهان آفرینش نیز تبدیل به: "ما رأیت الا جمیلاً" می شود.

من معنی قابل قبولی  از جمله فوق نمی فهمم! بالاخره لحظه ها مصرف می شوند تا انسان به خوشبختی برسد! مهم آن است که این خوشبختی واقعی باشد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
یکشنبه 4 اسفند 92 20:48

"برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت."
(دالای لاما)

شاید بتوان گفت که این سخن، همان تربیت اسلامی است که ائمه معصوم ما را به آن سفارش کرده اند که برای تربیت کردن و اصلاح خود، همیشه با نگاهی دقیق و عقلانی خودت را مورد نقد و محاسبه قرار بده و هیچگاه با خودت از روی ترحم و قبول عذرها برخورد نکن. ولی برای تربیت و داره کردن دیگران علاوه بر عقل سلیم، به محبت و دلسوزی و مهربانی و خوش خلقی سفارش نمودند. همانطور که در تربیت فرزندان نیز باید به تشویق و محبت و مدارا، نه توبیخ دائمی و سخنرانی کردن، بپردازیم.

این که «سر» را عقل معنا کنیم و «قلب» را مهربانی و بعد تحلیل فوق را از این جمله ارائه دهیم سخنی بی دلیل است! از منظر معارف اسلامی عقل و قلب دو نام برای یک حقیقت است!
ظاهرا جمله فوق یا درست ترجمه نشده است و یا معنای قابل دفاعی نداشته باشد مگر این که دقت را گنار گذاشته و برای آن توجیهی همانند آنچه شما گفته اید، درست کنیم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
پنجشنبه 1 اسفند 92 17:41

"اگر میبینی کسی به روی تو لبخند نمی زند، علت را در لبان فروبسته خود جستجو کن."
دیل کارینگی

این جمله در میان مومنین درست است اما اگر بخواهیم آن را عام و همگانی در نظر بگیریم، با آیه "اشداء علی الکفار رحماء بینهم" منافات دارد و مومنین نباید در مواجهه با کفار لبخند به لب باشند. نمی توان گفت که اگر مثلاً اسرائیل به ما لبخند نمی زند، باید مشکل را در کارهای خودمان جستجو کنیم، چرا که او با اخم ما مشکل ندارد بلکه با اصل اعتقادات ما مشکل دارد. البته صحیح است که در میان مومنین اگر کسی با همه رفتاری گرم و صمیمی دارد و فقط در مواجهه با ما سرد رفتار می کند، باید ریشه این مشکل را در رفتار و کارهای خودمان جستجو کنیم.

البته بین مؤمنین هم آدمهای کج خلقی یافت می شوند که بدون دلیل منطقی از ما دلگیر هستند!
جمله فوق می گوید وقتی احساس می کنی نمی توانی با فردی ارتباط برقرار کنی ابتداء مشکل را در اخلاق خودت بررسی کن! نه این که حتما تو مشکل داری! نه! بلکه برای بررسی مشکل ابتداء از خودت آغاز کن!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
پنجشنبه 1 اسفند 92 17:35

"تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را."
(امیرالمومنین علی علیه السلام)

اعتماد تام کردن فقط و فقط مخصوص خداوند و معصومین است. همانا اعتماد یک گنج با ارزش در اختیار ماست که فقط به یک نفر قابل تقدیم است و آنهم خداوند و افراد مورد اعتمادش یعنی معصومین هستند که اگر اعتماد تام خود را به ایشان هدیه کنیم هرگز به بن بست نمی رسیم. اما اعتماد کردن به افراد معمولی که دارای لغزش و گناه هستند باعث انحراف ما از صراط مستقیم است، زیرا اعتماد به آنها نهایتاً نتیجه ای جز این ندارد. پس در رابطه با دوستان باید فقط محبتمان را خرج کنیم و نه اعتمادمان را.

البته اعتمادی که در حدیث فوق از آن سخن رفته است، با قرینه احادیث دیگر، گفتن سر است!
ظاهرا اعتمادی که شما از آن سخن گفتید در مسائل فقهی و اعتقادی باشد! که این حدیث نظری به آن ندارد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو