ارسالی: دخترقم
سه شنبه 26 فروردین 93 17:51

آموزش را در خانواده، دانش را در جامعه،و بینش را در تفکرات تنهایی می آموزند.
(نیچه)
....
در زندگی از بذر تولددر کنار رشد،تربیت زیر نظر والدین شروع می شود و علاوه بر تربیت ، مسائل فرهنگی،مذهبی و اعتقاداتی در ذهن و عمل نقش می پذیرد، که خود نوعی علم است و به بینش و تفکر وا می دارد و گاهی امکان مشورت و همفکری وجود دارد و جمله فوق نمی تواند کلیت داشته باشد و بخصوص دو بخش اول جمله آموزش و دانش می تواند در خانواده و حتی خود فرد شکل بگیرد. و درمسائل تخصصی احتیاج به استاد یا ارتباط با جامعه می باشد.

کاشک اول مشخص می کردید تفاوت آموزش با دانش چیست! بخاطر ابهام جمله من نمی توانم این جمله را بررسی کنم مثل جمله بعدی ...

حکیم در مقام منجم ، مادام که ستارگان را بر فراز سر خویش حس نمی کند، نگرش اهل شناخت را ندارد.
(نیچه)
....
کسی که می خواهد در رابطه با مطلبی قضاوت کند یا نگرشی را به دیگران انتقال دهد ، هنگامی می تواند مطلبی واقعی بیان کند که با تمام وجود آن حرف را پذیرفته و حس کرده باشد. مانند ستاره شناسی که ستارگان را با چشم خویش می بیند و براساس آن مطلبی علمی بیان می کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 فروردین 1393
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 21 فروردین 93 15:26

*آدمها را آنگونه بخواهیم که هستند نه آنگونه که میخواهیم*
اندیشه های مشترک

ظاهر این جمله همان معنایی را میدهد که نوشته شده و ظاهرا هم معنای درست و خوبی دارد ولی این معنا در همه جا صدق نمیکند.
آدمها مجموعه ای از خصوصیات خوب و بد هستند که اگر با توجه به این جمله ما بخواهیم آدمهارا آنطور که هستند بخواهیم باید خصوصیات بدآنها را هم آنطور که هستند بخواهیم پس باید آدم دروغگو را با دروغگهایش و آدم خیانتکار را با خیانتش بخواهیم که این درست نمیباشد.

جمله فوق بیشتر نظر به این نکته تربیتی دارد که بیشتر بخواهیم که انسانها را بشناسیم و خود را با پست و بلند شخصیتی آنها وفق دهیم نه این که مدام اصرار داشته بابشیم تا آنها مثل ما باشند زیرا در این صورت با انسانها مدام چالش خواهیم داشت خصوصا با آنها که بیشتر زندگی می کنیم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 21 فروردین 93 13:58

*ایمان قیمت رزق نیست*
اندیشه های مشرتک

آیا این جمله این معنا را میدهد که ایمان سبب روزی بیشتر نمیشود؟ پس چرا خداوند در قرآن فرموده است که اگر مردم شهرا ایمان آورده و به تقوای خداوند گرویده بودند، قطعا برکاتی از آسمانها و زمین برایشان میگشودیم(اعراف/96)؟ شاید در اینجا بتوان این جواب را داد که (البته اگر رزق را در اینجا مال معنی کنیم) خیر آسمانها و زمین فقط مال نیست، بلکه میتواند علم، اخلاق نیکو و ... باشد.

منظور از جمله فوق این است که برای بدست آوردن روزی بیشتر نباید ایمان را فروخت!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: زهرا محمدی
پنجشنبه 21 فروردین 93 13:18

*اول تکریم بعد اهانت ، اول تازیانه بعد شمشیر*
اندیشه های مشترک

سلام
اهانتی که بعد از تکریم بیاید مانند ضربه شمشیر زجر آور است زیرا آدم از کسی که از او تکریم دیده توقع اهانت ندارد که البته تکریمی که بعد آن اهانت بیاید مانند زدن تازیانه خواهد بود.

سلام علیکم
جمله فوق بیشتر بر این نکته تکیه دارد که برای برخورد با زشتکاریها نباید تیر آخر را اول زد! باید ابتداء بررسی کرد و دید آیا بخاطر عدم تکریم فرد دست به کارهای زشت می زند. اگر این طور است او را از این نظز تأمین نمود و بعد در گام بعدی رفت سراغ دیگر گزینه ها!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: دخترقم
سه شنبه 19 فروردین 93 15:57

کوثرسوره کوثر،آیه (1) می فرماید:انااعطیناک الکوثر
حاج آقای قرائتی درتفسیر این آیه می گویند:کوثرازکثرت گرفته شده و معنایش خیرکثیر و فراوان است و مصادیق مختلفی دارد مثل علم کثیر،...ولی آیه آخر مراد از کوثرنسل پیامبر(ص)است و دشمن ایشان را ابترنامیدوخداوندگفت دشمن ابتراست.
....................................
آیا کوثر منظور نسل پیامبر(ص)است؟یا در تفسیرفوق حاج آقای قرائتی فرمودند مرادازکوثر،نسل نباشد،برای ارتباط آیه اول و سوم توجیه و معنایی دل پند نخواهیم داشت،منظور ایشان چیست؟

در روایات ما اشاره ای به این که منظور از کوثر نسل حضرت زهرا است نشده است ولی عموم مفسرین شیعه و بعضی از مفسرین سنی مثل فخر رازی مصداق بارز کوثر را نسل حضرت زهراء می دانند که با تطایق صدر و ذیل آیه نیز سازگار است! فخر رازی می گوید:
قول سوم این است كه این سوره به عنوان رد بر كسانى نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اكرم ص خرده مى‏گرفتند، بنا بر این معنى سوره این است كه خداوند به او نسلى مى‏دهد كه در طول زمان باقى مى‏ماند، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید كردند، در عین حال جهان مملو از آنها است، این در حالى است كه از بنى امیه (كه دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذكرى در دنیا باقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنها است، مانند باقر و صادق و رضا و ..
تفسیر فخر رازى جلد 32 صفحه 124.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارسالی: دارابی
پنجشنبه 14 فروردین 93 17:51

یا بیاموز یا بیاموزان و یا در آرزوی آموختن باش و الا خسی خواهی بود بررود.
اندیشه های مشترک

سلام علیکم
در مورد اینکه گفته شده بیاموز یا بیاموزان به نظرم اینکه آدم چیز جدیدی یاد گبیرد هم ذهن او به کار می افتد و پیشر فت می کند و هم اینکه از ساکن بودن ذهن و فکر چلوگیری می کند و آموزاندن هم همین طوراست چون اموزاندن هم ذهن را در گیر کرده و باعث می شود همیشه ذهن و عقل به کار بیفتد ولی این که آروزی آموختن را داشته باشیم چه فایده ای دارد؟ مثل اینکه آرزوی داشتن پول زیاد یا هر چیزی که فقط با تلاش به دست می آید را داشته باشد فقط آرزو داشتن فایده ای ندارد بلکه باید خود انسان تلاش کند تا خسی بر رود نشود

سلام علیکم
گاهی انسان بخاطر موانعی نمی تواند در پی علم برود ولی می تواند آرزوی علم آموزی را داشته باشد و این آرزو یا در دنیا و یا در جهان پس از مرگ او را در مسیر علم آموزیقرار خواهد داد.





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : علم آموزی، آموختن، ذهن، پیشرفت، عقل، فکر، آرزو،
لینک های مرتبط :
ارسالی: دارابی
پنجشنبه 14 فروردین 93 17:43

هنگام خشم و شهوت داغ می شوی زیرا خلقت شیطان از آتش است.
اندیشه های مشترک

سلام علیکم
شیطان همیشه منتظر فرصت است که انسان را وسوسه کند تا به گناه بیافتد به خصوص در این دو موقعیت؛ چون در این دو موقعیت انسان بیشتر از روی هوای نفس تصمیم گیری می کند تا از روی عقل به همین خاطر شیطان در این دو موقعیت بیشتر به انسان نزدیک می شود و گرم شدن بدن در جمله بالا تمثیلی برای نزدیک شدن شیطان به انسان است.

سلام علیکم
متن فوق نقدی را به همراه نداشته است! می توانستی این پرسش را مطرح کنی که آیا داغ شدن بدن هنگام خشم و شهوت حلال هم امکان پذیر است؟ اگر جواب مثبت است این داغی چه علتی دارد؟ شیطان که در امور حلال وسوسه ای ندارد! 




نوع مطلب : خونسردی، خشم و نفرت، عفت، گناه، 
برچسب ها : شیطان، وسوسه، فرصت، هوای نفس، شهوت حلال، گناه، داغ،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مریم
سه شنبه 13 اسفند 92 20:34

"بهتر است روی پای خود بمیری تا آنکه روی زانوهایت زندگی کنی."
(رودی)

ظاهرا این جمله از یک سیاستمدار معاصر آمریکایی نقل شده و اشاره به این دارد که زندگی با عزت و متکی به توان و استعدادهای خود، برتر از زندگی ننگین در زیر سایه منت و استبداد دیگران است. چرا که انسان معمولاً عزت و شرف خود را ارزشمندتر از رفاه دنیوی اش می بیند و در اسلام نیز همین مطلب تایید و تاکید شده.
ولی افسوس که بعضی از سیاستمدارانِ به اصطلاح مسلمان و حتی مدعیان تشیع، به اندازه این سیاستمدار آمریکایی، عزت ندارند.

اول این که از روی حرفهای قشنگ نمی توان قضاوت نمود که چه کسی عزت دارد و چه کسی ندارد!
دوم این که طبق تعالیم دینی عزت در سایه توحید شکل می گیرد و با کفر هیچ عزتی حاصل نمی شود!
سوم این که زندگی روی زانو در جایی که صلح و تقیه ایجاب می کند سخت تر از مردن روی دو پاست لذا امام حسن که برتر از امام حسین است تکلیف زندگی روی زانو را بر عهده گرفت و امام حسین مردن بر روی دو پا را!
طبق تربیت توحیدی ما مأمور به وظیفه هستیم! مهم نیست روی دوپای خود باشیم یا رو دو زانو! زندگی کنیم یا بمیریم!





نوع مطلب : تعامل انسانی(ارتباط با کفار)، سطح نگری و عمق نگری، عزت و حقارت، 
برچسب ها : تربیت توحیدی، کفر، صلح، تقیه، منت و استبداد، سیاستمداران مسلمان، امام حسن و اما حسین،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 فروردین 1393

ارسالی: گمگشته در نور

سه شنبه 27 اسفند 92 21:42

قال امیرالمومنین ... و ان امرنکم بالمعروف فخالفوهن کی لایطمعن منکم فی المنکر

سلام علیکم

آیا تحلیلی که در ادامه می آید در مورد این حدیث درست است؟

تا جایی که می توان باید با همسر مدارا کرد و این حدیث با توجه به علتی که در آخر آن بیان شده که می فرماید زن در مورد منکر طمع نکند مربوط به زنانی غیر مومنه و دارای ضعف اخلاقی است بنابراین با آن مطلب اصلی مدارا با همسر منافاتی ندارد

در واقع منظور زنانی خاص هستند.

 

سلام علیکم

متن کامل حدیث این است: اتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَ كُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلى‏ حَذَرٍ، وَ إِنْ أَمَرْنَكُمَ بِالْمَعْرُوفِ فَخَالِفُوهُنَ‏؛ كَیْ‏ لَایَطْمَعْنَ‏ مِنْكُمْ فِی الْمُنْكَر. ترجمه: از زنان بد بترسید، و از خوبانشان برحذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع پیروى نداشته باشند. (نهج البلاغه خطبه: 80)

امام علی این حدیث را بعد از جنگ جمل فرمودند. جنگی که در آن یک زن بنام عایشه نقش مخربی را ایفاء نمود.

خداوند به مردان وظیفه مراقبت از زنان را محول نموده است و به آنها فرموده: خودتان را و خانواده خود را از آتش دوزخ محافظت کنید (تحریم: 6)

مراقبت از زنان یعنی تلاش جهت تربیت آنها. و تربیت هر شخصی تربیت و مواظبت از نفس اوست! نفس هر انسانی او را به بدیها امر می کند (یوسف: 53) برای تربیت نفس باید برایش محدودیت درست نمود و خواسته های او را در امور حلال نیز با مراقبت و احتیاط پاسخ گفت.

در روایت آمده است با مقداری از حلال جائلی بین خود و حرام ایجاد کن!

اصولا احتیاط حکم می کند انسان برای رهایی از خطر در مرز بین حلال و حرام حرکت نکند بلکه مقداری از اموری را که انجامش رواست نیز برای خود ناروا بداند.

بنابر این حدیث فوق همه زنان را شامل می شود. و با توجه به تصریح حدیث (خیارهن) یقینا مخصوص زنان غیر مؤمن نیست.





نوع مطلب : نفس(تمایلات)، ولایت، نفس(ضعف)، 
برچسب ها : جنگ جمل، عایشه، مواظبت از نفس، احتیاط، مرز بین حلال و حرام، زنان، مدارا با همسر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 فروردین 1393





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic