ارسالی: گمگشته در نور

سه شنبه 27 اسفند 92 21:42

قال امیرالمومنین ... و ان امرنکم بالمعروف فخالفوهن کی لایطمعن منکم فی المنکر

سلام علیکم

آیا تحلیلی که در ادامه می آید در مورد این حدیث درست است؟

تا جایی که می توان باید با همسر مدارا کرد و این حدیث با توجه به علتی که در آخر آن بیان شده که می فرماید زن در مورد منکر طمع نکند مربوط به زنانی غیر مومنه و دارای ضعف اخلاقی است بنابراین با آن مطلب اصلی مدارا با همسر منافاتی ندارد

در واقع منظور زنانی خاص هستند.

 

سلام علیکم

متن کامل حدیث این است: اتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَ كُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلى‏ حَذَرٍ، وَ إِنْ أَمَرْنَكُمَ بِالْمَعْرُوفِ فَخَالِفُوهُنَ‏؛ كَیْ‏ لَایَطْمَعْنَ‏ مِنْكُمْ فِی الْمُنْكَر. ترجمه: از زنان بد بترسید، و از خوبانشان برحذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع پیروى نداشته باشند. (نهج البلاغه خطبه: 80)

امام علی این حدیث را بعد از جنگ جمل فرمودند. جنگی که در آن یک زن بنام عایشه نقش مخربی را ایفاء نمود.

خداوند به مردان وظیفه مراقبت از زنان را محول نموده است و به آنها فرموده: خودتان را و خانواده خود را از آتش دوزخ محافظت کنید (تحریم: 6)

مراقبت از زنان یعنی تلاش جهت تربیت آنها. و تربیت هر شخصی تربیت و مواظبت از نفس اوست! نفس هر انسانی او را به بدیها امر می کند (یوسف: 53) برای تربیت نفس باید برایش محدودیت درست نمود و خواسته های او را در امور حلال نیز با مراقبت و احتیاط پاسخ گفت.

در روایت آمده است با مقداری از حلال جائلی بین خود و حرام ایجاد کن!

اصولا احتیاط حکم می کند انسان برای رهایی از خطر در مرز بین حلال و حرام حرکت نکند بلکه مقداری از اموری را که انجامش رواست نیز برای خود ناروا بداند.

بنابر این حدیث فوق همه زنان را شامل می شود. و با توجه به تصریح حدیث (خیارهن) یقینا مخصوص زنان غیر مؤمن نیست.





نوع مطلب : نفس(تمایلات)، ولایت، نفس(ضعف)، 
برچسب ها : جنگ جمل، عایشه، مواظبت از نفس، احتیاط، مرز بین حلال و حرام، زنان، مدارا با همسر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 فروردین 1393
ارسالی: بهشت
شنبه 11 آبان 92 18:35

"دوستی با دوستان خدا سخت تراز دوستی با خود خداست."
اندیشه های مشترک

مگر دوستان خداوند شبیه ترین ها به صفات خداوند نیستن ،پس مشکل چیه؟ آیا منطور اینه که فهمیدن حکمت کارهاشون سخته و بیشتر در معرض قضاوت اشتباه قرار میگیرن ،اما قضاوت اشتباه در مورد خداوند مردم پسند نخواهد بود....؟؟؟؟!
باتشکر از زحماتتون

انسانها را به خداوند حق می دهند که دستور دهد و تهدید کند و تطمیع نماید و سخنش را مستدل به دلیلی نکند و از کارهایش کسی نپرسد و مورد بازخواست قرار ندهد. همه اینها بخاطر این است که او خداست!
اما وقتی کسی را خداوند به عنوان خلیفه خود منصوب می کند می بینیم فرشتگانی که همه زندگی خود را تقدیس و تسبیح خداوند نموده اند (نحن نسبح بحمدک و نقدس لک) به خداوند درباره خلافت آدم اعتراض می کنند. (ا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء)
مثل این که حرف شنوی از پدر راحت تر از حرف شنوی از پسر بزرگتر است و همین رابطه در باره معلم و ارشد کلاس و یا رئیس و قائم مقام او نیز جاری است و ... پیامبر و وصی او!
آنچه گفتم تعبیری دیگر از همان چیزی بود که تو گفتی!





نوع مطلب : ولایت، 
برچسب ها : دوستی، خدا، خلیفه ی خدا،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مینا
چهارشنبه 27 شهریور 92 18:55

"از هر کس بی نیاز باشی نظیرش خواهی بود"
امام علی علیه السلام

سلام
ایا معنای این جمله این است که چون نسبت به او بی نیازی میتوانی درست همه ی جوانبش را ببینی بدون اغراق در یک جنبه خاص و بنابراین میتوانی صفات او را دقیقا بشناسی و شناختن میتواند منجر به شبیه شدن شود؟
سوال حاشیه ای: بی نیازی دقیقا یعنی چی؟می شود تعریف جامع و خوبی از بی نیازی با ذکر چند مصداق از این مفهوم بیان کنید؟

جمله فوق در میانه دو جمله دیگر از امام علی علیه السلام نقل شده است: به هر کس می خواهی احسان کن، امیرش شو! از هر کس می خواهی بی نیاز شو، هم سطحش (نظیرش) شو! از هر کس می خواهی کمک بگیر، اسیرش شو!
وقتی تو نسبت به کسی از نظر مادی و معنوی بی نیاز هستی، آن کس برتری بر تو ندارد. اصولا برتری هر کس به دیگری بخاطر کاری است که برای او انجام داده و نیازی است که دیگران به او دارند. حق خداوند از این نظر بزرگتر از همه حقوق است زیرا که انسانها همه نیازمند اویند که اصلا رابطه وجودی انسانها به خداوند رابطه ناز و نیاز است همان عبودیت و ربوبیت.






نوع مطلب : ولایت، 
برچسب ها : رابطه وجودی با خداوند، هم سطحی انسان ها، حدیث امام علی علیه السلام،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مهناز
پنجشنبه 7 شهریور 92 22:31

حقیقت(=راستی) باورنکردنی است.
(کریستین بوبن)

سلام علیکم
یه کم فهمش سخته. اینکه حقیقت محض رو هرکسی ظرفیت نداره بهش برسه درسته اما آدم از تیپ جملات این شکلی می ترسه.
چون کم کم از اینکه ظرفیت فهم کامل حق رو نداریم ما رو می رسونن به تکثر گرایی و اکتفا کردن به همون باور نصفه نیمه و حتی شاید نادرستی که از حق داریم!
یه کم توضیح لازم دارم باتوجه به اینکه رسیدن به حقیقت ناب، بسادگی ممکن نیست،افراد چه خط قرمزی باید بذارن که بدونن خارج از اون از مرز حق رد شدن!
و اصلاً تو همین جمله، اینکه تعبیر باورنکردنی رو بکار برده منظوری بیش از اینکه فهمیدن حق سخته رو نمیخواد برسونه؟

سلام علیکم
حقیقت ناب، مفهومی است ملکوتی که وقتی تنزیل یافته و به عالم ملک آمده تکثر یافته و تنوع گرفته و گوناگون شده.
مثلا وقتی کسی می خواد به حقیقت بخل برسه، سر از حرص و طمع در میاره و بعد به حسادت و تکبر می رسه و در ادامه مفهوم امید و ترس رو بخوبی در میابه و همچنین در می نورده و در همه خصائص نفسانی را غور می کنه.
همه موجودات جهان هستی نمودهای خصائص نفسانی است و مثالی برای آن است.
سنگ نشان سخت دلی، آب نشان نرم دلی، خس نشان باطل و ...
و از نگاهی عمیق تر همه نمودهای جهان هستی، با ازمون ولایت متکثر شدند. و رتبه پیدا کردند.
پس حقیقت بعد از خصائص  نفسانی ولایت است و ولایت باب الله است.
و الله همه حقیقت است که قرآن فرمود: انه الحق.
جمله فوق که می گوید حقیقت باور نکردنی است، طبق اندیشه و مغز کوچک الحادی می گوید. همیشه مغزهای ملحد، نارس و رشد نیافته و کم ظرفیت بوده اند. به همین علت است که همه تلاششان را می کنند تا همه حقائق را با همین ملاکهای مادی دنیوی بسنجند و ثابت و یا رد کنند.





نوع مطلب : حقیقت(تنزیل و تکثر)، ولایت، 
برچسب ها : هرم ولایت، ملکوت و ملک، خصائص نفسانی، وحدت و کثرت، اندیشه الحادی، کریستین بوبن،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
جمعه 31 خرداد 92 20:07

سلام حاج آقا
ممنون که برای ما وقت می ذارید. شاید که این یاری شما، برای ما رسیدن به سعادت دنیا و آخرت رو در پی داشته باشه، انشاالله !
پاسخی که دادید کمی برام گیج کننده ست از این جهت که بالاخره کسی که امیدواره، این امیدواری یک حس در اوست صرفنظر از اینکه اون امیدواری باعث حرکت شخص می شه. این حس یک مفهوم ذهنی ست و عینیتی نداره و ما از نتایجش وجود این مفهوم ذهنی رومتوجه می شویم. اگه امیدواری ذهنی نیست پس چه مفهومیه؟ و مگر غیر از اینه که ما همواره حتی برای شناخت خدا هم با تصورات و ذهنیات خودمون سر و کار داریم و شریعت به کمک ما میاد تا این ذهنیات ما رو به خطا نکشونه و در واقع ما رو به مسیر درست ذهنی هدایت کنه؟

سلام عزیز
حسی که واقعی است و نشان توامندیهای انسان است و بر اساس آن تلاش صورت می پذیرد نامش «امید» است! اما اگر این حس حاکی از توانمندیها نبود و طبعا تلاشی هم بر اساس آن انجام نگرفت، خیال پردازی است و کاملا ذهنی است و هیچ ربطی با واقعیت نداره!
در قرآن از خیال پردازی تعبیر به «امانیّ» شده است و از امید تعبیر به «رجا» البته ممکن است مجازا از امانی تعبیر به «رجای کاذب» هم بکنند!
شریعت اسلام به کمک ما می آید تا ما در خط ولایت قرار بگیریم و در نتیجه از امانی خارج شویم و تصور نکنیم می توان با انحراف اعتقادی به بهشت رسید هرچند هم اعمال خوب زیادی را انجام داده باشیم و یا تقوای زیادی را در نامه اعمالمون ثبت کرده باشیم! که بی ولایت همه اعمال حبط است!
داشتن اعتقادات صحیح، انسان را از چاه به سطح می رساند. آنوقت باز شریعت اسلامی به یاری می آید و به اهالی ولایت گوشزد می کند که با تقوا و اعمال صالح مسیر رشد را بالا بروید و فکر نکنید به صرف اعتقادات سالم و بدون تقوا و  اعمال صالح می توانید رشد کنید هر چند از ابدیت در دوزخ با همین اعتقاد صحیح رسته اید! این هم مرتبه ای دیگر از رهایی از امانی است!







نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، تقوا، ولایت، 
برچسب ها : خیال پردازی، حبط اعمال، امیدواری، ناامیدی، رجا و رجای کاذب، رابینز، امانی و مسیر ولایت،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
«اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که به آنچه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر، در آخرت پاداش دهد، و عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود، اصلاحی، ثواب داشته باشد.»

از مجموعه آثار شماره ۶ تحلیلی از مناسک حج


ثواب به معنای هر آنچیزی است که برگشت می کند. وقتی گفته می شود فلان عمل این ثواب را دارد یعنی این اثر را دارد!
در اسلام آنچه به اعمال دارای ثواب توصیه شده است، به تنهایی بدون هیچ متمم و یا مکمل و یا مقدمه و یا شرطی دارای حداقل از ثوابی که برایش گفته سات می باشد منتها مقدمات و شرائط، متمم ها و مکمل ها می تواند مراتب بالاتری از آن ثواب را نصیب فرد کند.
ثواب می تواند هم دنیوی باشد و هم اخروی. ثوابهای اخروی تماما مشروط به شرط  عمومی ولایت است! ولایت خداوند و در طول آن ولایت پیامبر و ولایت امام معصوم.
اما ثوابهای دنیوی در مراتب پایین آن دارای این شرطی نیست!
آنچه دکتر در جمله فوق گفته است به عنوان یک قاعده کلی درست است ولی اگر کسی بخواهد رأی خود را ملاک تطبیق های خارچی این قاعده کلی قرار دهد و در نتیجه برای بعضی از اعمال و یا اذکار نتواند خاصیتی برای خود و یا جامعه بیابد و بعد نتیجه بگیرد که این ثوابِ گفته شده، خرافه است این چنین کسی مستبد  به رأی خود است و نمی توان او را تسلیم اسلام دانست.
کسی تسلیم اسلام است که یا خود کارشناس مسائل اسلامی باشد و یا از کسی که کارشناس ترین در مسائل اسلامی است پیروی کند و یا راه احتیاط را بپیماید.
راه احتیاط در فرض مذکور (که ثواب ذکر شده برای فلان عمل گفته شده است غیر منطقی به نظر می رسد)، سکوت نمودن و اظهار نظر نکردن است.
البته اسلام در تمام اجزاء خود، معقول است منتها وقتی سخن از عقل می رود  منظور عقل فردی سطحی نیست بلکه عقلی است که توسط خود اسلام رشد یافته است!





نوع مطلب : عقل(هدایت)، ولایت، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : ثواب، شریعتی، اسلام، عقل، تسلیم، تقلید،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic