تبلیغات
نقد حکیمانه - مطالب امیدواری(وهم و واقعیت)
ارسالی: بی نام
دوشنبه 6 آبان 92 18:43

امید سرابی است که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت.
(محمد حجازی)

سلام علیکم
در اینکه به امید نیاز حیاتی داریم و نباید ناامید بشیم تردیدی نیست کمااینکه این جمله هم همینو درواقع میگه
اما شکل بیان جمله به نظر من غلط اندازه. سراب، انعکاس غلطی از یه واقعیت دیگه اس که وجود خارجی نداره. یعنی یه توهمه که آدم تشنه تو روزای گرم بخصوص خیلی بهش چنگ میزنه
اما امید اگه واقعی نباشه، چندان کمکی نمیکنه؛ و فقط یه مدت کوتاه، میتونه شخص امیدوار رو سرپا نگه داره، دیر یا زود، مشخص میشه که توهمی بیش نبوده و چه بسا بدتر از قبل بشه اوضاع و احوالش
پس به نظرم، تشبیه امید به سراب، تشبیه کاملی نیست

سلام علیکم
امید، ذهنیت شخص امیدوار است. همین که فرد را وادار به تلاش کند کافی است.
این که «باید امید هماهنگ با توانمندیها باشد» حرف درستی است ولی با چه معیاری میتوان این توامدیها را مشخص نمود؟ اصلا قسمتی از توانمتدیها توسط تلقین بوجود می آید یعنی با امید این قسمت از توانمندیها بوجود می آید بعد چطور چیزی که معلول امید است بتواند علت امید باشد؟!


ارسالی: بی نام
دوشنبه 6 آبان 92 20:34

ممنونم صحبتتون درسته
اما من تصور می کردم امید یعنی امید به رحمت خدا که میتونه خواسته رو اجابت کنه و میتونه تلاش ها رو به نتیجه برسونه و...
این امیدی که فرمودین به توانمندیهای خود فرد، یه کم با تعریف ذهنیم متفاوت بود. اگه امید به این تعبیر باشه، بله تلقین خیلی میتونه اثرگذار بشه
اما اینکه میگن غیر از کافر، ناامید نمیشه با این تعریف، تعارضی نداره؟

کافرین چون منکر قدرت خداوند هستند و همه چیز را با نگاه مادی و محاسبات روزمره می بینند نمی توانند همیشه امید خود را نگه دارند.
البته همین کفار، در مرز بین حیات و مرگ، نور الهی و امید به رحمت حق را در قلبهای خود احساس می کنند و از او کمک می خواهند منتهی در حالت عادی باز به کفر خود برگشته و اظهار ناامیدی از رحمت خداوند می کنند.


ارسالی: بی نام
یکشنبه 19 آبان 92 23:05

خب همین دیگه اگه موضوع امیدواری رو رحمت خدا بدونیم خب، نمیشه ازش تعبیر به سراب کرد. منظورم از سوال همین بود. چون اون سراب نیس واقعیته. امروز در پست های قبلی تونم خوندم همین رو تایید کردین که امید وهم نیس و پس تعبیر به سراب در اون جمله غلطه
اما اگه امید رو به توانمندیای فردی بدونیم میشه تعبیر به سراب کرد، چون واقعی بودنش مشخص نیس و چه بسا وهم باشه

که من با این تعریف مشکل دارم. اساساً فک می کردم امید فقط موضوعش رحمت خداست و لاغیر
اینکه فردی باور به توانمندیاش داشته باشه رو امیدواری نمیدونستم

موید باشید


درست است که خود امید مصداق رحمت خداوند است ولی چیزی که باعث امید شخص شده است، قابل اعتماد و اطمینان نیست. اصلا آدم امیدوار دقیقا نمی داند قرار است چطوری مشکلش حل شود! فقط امید دارد. لذا امید یک وهم و یک سراب است. سرابی که دل را تسلی می دهد و سبب می شود فرد بتواند به زندگی روز مره اش ادامه دهد.




نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : ارتباط امید با توانمندی ها، امیدواری، ناامیدی، شخصیت کافر،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: صدیقه
پنجشنبه 13 تیر 92 15:53

از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.
(ویلیام شكسپیر)

با سلام
به نظر من این جمله از ابتدا بد پیشرفته ، امید به خودی خود ، پوچ نیست، اگر امید رو از روزهامون حذف کنیم دیگه هیچ موفقیت و پیشرفتی ارزش نداره

شکپیر از کل امید سخن نگفته است بلکه از امید پوچ سخن گفته گه از بین رفتنش مانع هدر رفت توامندیهای انسان می شود! در نتیجه انسان می تواند از این توامندیها در محقق نمودن امیدهای واقعی خود بهره بگیرد!




نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : امیدهای پوچ، راه تحقق امیدهای واقعی، محدود بودن توانمندیها، شکسپیر،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
شنبه 8 تیر 92 20:40

مزیت خیال پرداز در این است كه، خیال پردازی عملی تر از زندگی است و خیال پرداز از زندگی لذتی گسترده و بسیار گونه گون تر از اهل عمل می برد.
(فرناندو پسوا)

سلام
به نظرم اگه آدم معاد رو فراموش کنه و از تخیلاتش واهمه ای نداشته باشه و در نتیجه به عروه الوثقی چنگ نزنه، این حرف درسته و در این صورت اگه آدم با تخیلاتش زندگی کنه واقعا لذت بیشتری می بره!

سلام
خیال، پهنه ای گسترده برای اوج و فرود انسان است! خیال با تصویر سازی واقعیت می تواند هراس و امید عمیقی را در انسان بوجود بیاورد و در مقابل نیز قادر است تا با واقعیت انگاری وهم، او را در هراس و امیدی کاذب غوطه ور سازد!
البته ظاهر سخن فوق به درستی ترجمه نشده است لذا نمی توان روی واژگان آن خیلی بحث نمود.





نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : آثار خیال پردازی، تصویر واقعیت، واقعی انگاری وهم، امانیّ، نقش خیال در هراس و امید، فرناندو پسوا،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار
جمعه 31 خرداد 92 19:41

میشه در این برداشت راهنماییم کنید!
در تعبیر لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون اگه بخوایم کافر را تحلیل کنیم که بفهمیم این کافر چه ویژگی داره که از رحمت خدا نا امید میشه آیا در تحلیل شخصیتی فرد کافر نمیشه گفت در واقع گمانهای اشتباه یا ظنهای بد وی به خدا اورا به کفر و سپس، ناامیدی از رحمت خدا می رساند؟ به این صورت که او خدا را با باورها و گمانهای نادرست خود می شنا خته و به دنبال شناخت صحیح نرفته و (یا رفته ولی استکبار مانع از پذیرش شده) این عدم شناخت به کفر ختم شده است و کفر هم موجب ناامیدی از رحمت خدا می شود چنانچه اگر ببخواهیم نا امیدی از رحمت خدا را درمان کنیم باید کفر را درمان کنیم و کفر با چیزی جز شناخت و علم و البته پذیرش آن (شکستن استکبار) درمان نمی شود .در نتیجه ناامیدی از رحمت خدا از گمان بد به خدا به وجود می آید.

این تحلیل درست است ولی عمیق نیست! به نظرم تحلیل عمیق تر این است که خداوند را همه نیروی هستی بدانیم! قسمتی از این نیرو در وجود ما قرار دارد! براساس این توان هدفی خاص از آفرینش ما وجود دارد. که بر طبق همین هدف، روز قیامت بازخواست خواهیم شد!
هر کس منکر خداوند و هدف از خلقت و فلسفه وجودی فردی بشود در واقع ناامید است! بین گزاره و نهاد در آیه فوق رابطه ای ذاتی قرار دارد مثل این است که بگوییم: سفیدی درخشنده است!
وقتی کفر را درست می کاوی به ناامیدی می رسی و وقتی ناامیدی را می کاوی به کفر می رسی!
آیا کسی که دچار امانی دینی و رؤیایهای پوچ مذهبی است، سوء ظن به خداوند دارد؟ خیر ولی مع ذلک ما او را کافر دانسته و ناامیدش می نامیم!




نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : امانی دینی، شخصیت کافر، خداوند نیروی هستی، فلسفه فردی خلقت، امیدواری، ناامیدی، رابینز،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
جمعه 31 خرداد 92 20:07

سلام حاج آقا
ممنون که برای ما وقت می ذارید. شاید که این یاری شما، برای ما رسیدن به سعادت دنیا و آخرت رو در پی داشته باشه، انشاالله !
پاسخی که دادید کمی برام گیج کننده ست از این جهت که بالاخره کسی که امیدواره، این امیدواری یک حس در اوست صرفنظر از اینکه اون امیدواری باعث حرکت شخص می شه. این حس یک مفهوم ذهنی ست و عینیتی نداره و ما از نتایجش وجود این مفهوم ذهنی رومتوجه می شویم. اگه امیدواری ذهنی نیست پس چه مفهومیه؟ و مگر غیر از اینه که ما همواره حتی برای شناخت خدا هم با تصورات و ذهنیات خودمون سر و کار داریم و شریعت به کمک ما میاد تا این ذهنیات ما رو به خطا نکشونه و در واقع ما رو به مسیر درست ذهنی هدایت کنه؟

سلام عزیز
حسی که واقعی است و نشان توامندیهای انسان است و بر اساس آن تلاش صورت می پذیرد نامش «امید» است! اما اگر این حس حاکی از توانمندیها نبود و طبعا تلاشی هم بر اساس آن انجام نگرفت، خیال پردازی است و کاملا ذهنی است و هیچ ربطی با واقعیت نداره!
در قرآن از خیال پردازی تعبیر به «امانیّ» شده است و از امید تعبیر به «رجا» البته ممکن است مجازا از امانی تعبیر به «رجای کاذب» هم بکنند!
شریعت اسلام به کمک ما می آید تا ما در خط ولایت قرار بگیریم و در نتیجه از امانی خارج شویم و تصور نکنیم می توان با انحراف اعتقادی به بهشت رسید هرچند هم اعمال خوب زیادی را انجام داده باشیم و یا تقوای زیادی را در نامه اعمالمون ثبت کرده باشیم! که بی ولایت همه اعمال حبط است!
داشتن اعتقادات صحیح، انسان را از چاه به سطح می رساند. آنوقت باز شریعت اسلامی به یاری می آید و به اهالی ولایت گوشزد می کند که با تقوا و اعمال صالح مسیر رشد را بالا بروید و فکر نکنید به صرف اعتقادات سالم و بدون تقوا و  اعمال صالح می توانید رشد کنید هر چند از ابدیت در دوزخ با همین اعتقاد صحیح رسته اید! این هم مرتبه ای دیگر از رهایی از امانی است!







نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، تقوا، ولایت، 
برچسب ها : خیال پردازی، حبط اعمال، امیدواری، ناامیدی، رجا و رجای کاذب، رابینز، امانی و مسیر ولایت،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
جمعه 31 خرداد 92 14:46

در مورد متنی که دوست عزیزم نوبهار انتخاب کردن، می خواستم بگم در اینجا اشاره به ناامیدی کرده ولی من فکر می کنم همه اندیشه ها و ذهنیات ما اعم از ناامیدی، امیدواری، هیجان... نشات گرفته از دیدگاهها و ارزشهای ماست فقط مهم این است که ما ببینیم اون دیدگاهها و ارزشها را با چه معیاری پیدا کردیم تا بتونیم بفهمیم اون ذهنیات چقدر به واقعیت نزدیکه و چقدر فاصله داره.

نامیدی وهم است و امیدواری حقیقت است. البته امیدواری غیر از رؤیاپردازی است. امید در مفهوم خود عجین با تلاش است! امید بدون توجه به توامندیها بوجود نمی آید! ولی رؤیا می تواند به همه چیز و همه جا سرک بکشد! و چون خود فرد هم می داند این رؤیاست هیچ تلاشی برای تحقق آن نمی کند.
بنابرین چیزی که ذهنی است ناامیدی است نه امیدواری!





نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : ناامیدی، رؤیاپردازی، امیدواری، تلاش و امید، خیال پردازی، رابینز،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار
جمعه 31 خرداد 92 14:35

بسیاری از ناامیدی‌هایی كه احساس می‌كنیم، زاییده‌ی دیدگاه‌ها، باورها و ارزش‌های خودمان است و ارتباطی با آنچه پیش آمده ندارد.

(آنتونی رابینز)

به این دلیل است که انسانها همیشه یا گمانهای (ظنون)خود زندگی می کنند و دنیا و وقایع را از منظر گمانهای خود نگاه می کنند گمان هایی که یا با واقعیت منطبق است یا از ان فاصله دارد در واقع به میزانی که عقل از بند تعصبات و شبه استدلالهای نفس رهایی یابد می تواند برداشت صحیح تری از واقعبت داشته باشد.

قرآن ناامیدی انسانها را برگشت داده شده به ناامیدی از رحمت خداوند می داند و می فرماید کسانی از رحمت خداوند ناامیدند که منکر اویند!
خداوند (یا نیروی هستی در ادبیات غیر دینی) منبع قدرتی است که می تواند با اتکال به آن همه توانمندیها را فعال نمود و موانع تراشیده را از بین برد!
لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ (یوسف: 88)  از رحمت خدا مأیوس نشوید كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأیوس مى‏ شوند!





نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، 
برچسب ها : ناامیدی، رحمت خداوند، نیروی هستی، ادبیات غیر دینی، رابینز،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: هدی
آمین!
به نظر بنده بسیار عمیق و زیباست! بیشتر فراز ها درخواست برای رسیدن به یک مفهوم است: خلوص! و مصادیق آن به خوبی بیان شده اند:تلاش در شکست،رفتن بدون همراه،کار بی پاداش،جهاد بی سلاح ،فداکاری در سکوت،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،دوست داشتن بی انکه دوست بداند....
اما بعضی از فراز ها کمی دو پهلو هستند: مذهب بی عوام( اگر منظور این فراز را درست فهمیده باشم!) :
هر چند درخواست برای مصون ماندن از عوام زدگی در مذهب درخواستی منطقی است اما ممکن است آفاتی را نیز در پی داشته باشد، آفاتی از قبیل احساس تافته جدا بافته بودن! دعا کننده باید متوجه باشد که حدی از عامی بودن در مذهب ضروری است.
تعبیر صبر در نومیدی نیز تعبیر دقیقی به نظر نمیرسد و به نوعی در آن تناقض وجود دارد ولی از آنجا که منظور قابل فهم است نیازی به مته به خشخاش گذاشتن نیست!

نظری که عزیزمون در باره تو تا از فرازها دادن کامل بود!
منتظر هستم ببینم نظر دیگر عزیزان درباره دیگر فرازها چیست؟





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، امیدواری(وهم و واقعیت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، صبر(رشد و بالندگی)، صبر(مصائب)، 
برچسب ها : عوام زدگی، مذهب، بی ریا، دعا، تافته جدا بافته، خلوص، شریعتی،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید