ارسالی: مریم
سه شنبه 13 اسفند 92 20:34

"بهتر است روی پای خود بمیری تا آنکه روی زانوهایت زندگی کنی."
(رودی)

ظاهرا این جمله از یک سیاستمدار معاصر آمریکایی نقل شده و اشاره به این دارد که زندگی با عزت و متکی به توان و استعدادهای خود، برتر از زندگی ننگین در زیر سایه منت و استبداد دیگران است. چرا که انسان معمولاً عزت و شرف خود را ارزشمندتر از رفاه دنیوی اش می بیند و در اسلام نیز همین مطلب تایید و تاکید شده.
ولی افسوس که بعضی از سیاستمدارانِ به اصطلاح مسلمان و حتی مدعیان تشیع، به اندازه این سیاستمدار آمریکایی، عزت ندارند.

اول این که از روی حرفهای قشنگ نمی توان قضاوت نمود که چه کسی عزت دارد و چه کسی ندارد!
دوم این که طبق تعالیم دینی عزت در سایه توحید شکل می گیرد و با کفر هیچ عزتی حاصل نمی شود!
سوم این که زندگی روی زانو در جایی که صلح و تقیه ایجاب می کند سخت تر از مردن روی دو پاست لذا امام حسن که برتر از امام حسین است تکلیف زندگی روی زانو را بر عهده گرفت و امام حسین مردن بر روی دو پا را!
طبق تربیت توحیدی ما مأمور به وظیفه هستیم! مهم نیست روی دوپای خود باشیم یا رو دو زانو! زندگی کنیم یا بمیریم!





نوع مطلب : تعامل انسانی(ارتباط با کفار)، سطح نگری و عمق نگری، عزت و حقارت، 
برچسب ها : تربیت توحیدی، کفر، صلح، تقیه، منت و استبداد، سیاستمداران مسلمان، امام حسن و اما حسین،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 فروردین 1393
ارسالی: بی نام
سه شنبه 16 مهر 92 12:15
مدیر وبلاگ: http://eslamic110.blogfa.com

سلام علیکم
دو جمله از اندیشه های مشترک برام سواله:
1-احساس حقارت نشان حقارت است

منظور از احساس حقارت دراینجا چیست؟ خب گاهی انسان بزرگی بخاطر تواضع درونیش دربرابر خدا یا کسانی دیگه ممکنه احساس کوچیک بودن داشتن باشن. اینم همون احساس حقارته که نشان از حقارته؟
حالا حقارت در برابر خدا که واقعی هست اما حقیقتاً در برابر بقیه که حقیر نیستن!

سلام علیکم
مسلما منظور از حقارت در جمله فوق حقارت در مقابل خلق است. اصولا مفهوم حقارت، با مفهوم تحقیر معنی می شود. کسی است که تحقیر می کند و فردی است که تحقیر می شود.
وقتی انسانی، دیگری را تحقیر کند و آن دیگری در خود احساس جقارت نماید، معلوم میشود، او قبل از تحقیر شدن نیز این احساس را داشته است. کسی که بر اساس آنچه خداوند به او داده است احساس «مورد عنایت خداوند قرار گرفتن« را دارد، هیچ کس نمی تواند با سخن و یا برخوردش این احساس را از او بگیرد زیرا منشأ احساس  یک امر واقعی است. پس اگر تحقیر اثر کرد معلوم می شود، احساس خوشایندی که داشته است، بر مبنای یک امر واقعی نبوده است.


2-استعدادهای مسموم، از آنِ هوشمندان ناشکیب است

تنها چیزی که از این جمله به ذهنم خطور کرد همین عبارت رایجه که خلافکارهای حرفه ای بسیار باهوشند.
اولاً جمله همین مضمون رو می رسونه؟ اگه نه تعریف استعداد مسموم چیه؟
ثانیاً اینکه لازم و کافی مسموم شدن استعداد، ناشکیب بودن فرد باهوشه، رو خوب متوجه نمیشم. چرا فقط ناشکیبی؟

بله مرادفی که گفتی درست است.
آنها که از استعداد ویژه ای برخوردار هستند، تصور می کنند زمان باید برای رساندن آنها به اهدافشان شتاب گیرد و وقتی می بینند این شتاب صورت نمی گیرد، از استعداد خود سوء استفاده می نمایند و تلاش می کنند به آنچه می خواهند خیلی زودتر برسند.


ارسالی: بی نام
دوشنبه 11 آذر 92 17:39

سلام علیکم
مگه انسان میتونه احساس واقعی مورد عنایت خدا قرار گرفتن رو داشته باشه؟
من فک میکردم این احساس همیشه وهمیه
برگرفته از مضامینی مث آیات سوره فجر که آدم تاخدا از سر امتحان بهش آسون میگیره و خلاصه عنایاتی میکنه فک می کنه خدا محترم دونسته اونو
و به خودش میباله حال اونکه این فقط امتحانه
برا همین حس میکنم کلاً عزت مداری نباید به این صورت باشه که آدم حس کنه از طرف خدا مورد عنایته. بلکه بیشتر اونو یه وظیفه میدونم مثلاً خدا نعمتی به ما داده به نام عزت و باید ازش محافظت کنیم همین!
کلاً تفکر قبلیم با این جمله شما زیر سوال رفت که کسی که فک میکنه مورد عنایت خداس، میتونه این فکرش مبنای واقعی داشته باشه

سلام علیکم
نشان عنایت خداوند به انسان هم در اصل وجود اوست و هم در نوع وجود او! یقینا خداوند بیشترین عنایت را به انسان دارد. خب البته انسان می تواند از این عنایت برای عنایت بیشتر استفاده کند و هم می تواند روی خداوند را از خودش برگرداند. ولی تا حتی وقتی هم که روی خدا را از خود برگداند باز این خداوند است که ابتداء رویش را دوباره به انسان می کند و  توبه را به قلب انسان می افکند و انسان توبه می کند!


ارسالی: بی نام
دوشنبه 11 آذر 92 21:32

شما بحث از احساس حقارت کردین و فرمودین اگه احساس مورد عنایت خدا بودن واقعی باشه پس احساس حقارت دست نمیده
وقتی احساس حقارت دست بده یعنی احساس عنایته واقعی نبوده
منم توضیح دادم که چرا فک می کنم این احساسه هیچوقت نمیتونه واقعی باشه همین

خب چرا احساس حقارت وهمی نباشه؟ البته ممکن است این احساس حقارت همان احساس عبودیت باشه که نشان خوبی از عنایت ربوبی است!




نوع مطلب : نعمت(سوء استفاده از استعداد)، عزت و حقارت، 
برچسب ها : حقارت، تحقیر، سوء استفاده از استعداد،
لینک های مرتبط :
ارسالی: نغمه
چهارشنبه 12 تیر 92 15:07

جهالت تنها آن زمان مایه خفت است كه با ثروت همراه باشد.
(آرتور شوپنهاور)

به نظر می رسه عکس این جمله درست باشه.
چون بسیاری ازجهالت ها؛ مخصوصا جهالت های انسانی و ایمانی رو ثروت پوشش می ده.
مگر منظور گوینده این باشد که شخص با ثروت، جهالتش را گسترش دهد.

زاویه دیگر مسئله این است که پول باعث می شود تا فرد موقعیت اجتماعی برجسته ای پیدا کند و در نتیجه جلوی چشم دیگران باشد و لذا سبب می شود هم مردم از جهلهای او بیشتر با خبر شوند و هم جهلهایش بیشتر زشت انگاشته شود.
اصولا ذلت، به معنای انجام عملی و  یا داشتن خصلتی است که با موقعیت اجتماعی فرد ناهمگون است! این ناهمگونی هرچه بیشتر باشد، ذلت و خواری فزونتر می شود! به همین خاطر است که در بچه ها اسباب خواری کمتر نمود دارد!





نوع مطلب : علم(ارتباط با ثروت)، عزت و حقارت، 
برچسب ها : رابطه جهل و مال، علم بهتر است یا مال؟، نقش موقعیت اجتماعی در ذلت، تعریف ذلت و خواری، شوپنهاور،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو