ارسالی: دارابی
پنجشنبه 14 فروردین 93 17:51

یا بیاموز یا بیاموزان و یا در آرزوی آموختن باش و الا خسی خواهی بود بررود.
اندیشه های مشترک

سلام علیکم
در مورد اینکه گفته شده بیاموز یا بیاموزان به نظرم اینکه آدم چیز جدیدی یاد گبیرد هم ذهن او به کار می افتد و پیشر فت می کند و هم اینکه از ساکن بودن ذهن و فکر چلوگیری می کند و آموزاندن هم همین طوراست چون اموزاندن هم ذهن را در گیر کرده و باعث می شود همیشه ذهن و عقل به کار بیفتد ولی این که آروزی آموختن را داشته باشیم چه فایده ای دارد؟ مثل اینکه آرزوی داشتن پول زیاد یا هر چیزی که فقط با تلاش به دست می آید را داشته باشد فقط آرزو داشتن فایده ای ندارد بلکه باید خود انسان تلاش کند تا خسی بر رود نشود

سلام علیکم
گاهی انسان بخاطر موانعی نمی تواند در پی علم برود ولی می تواند آرزوی علم آموزی را داشته باشد و این آرزو یا در دنیا و یا در جهان پس از مرگ او را در مسیر علم آموزیقرار خواهد داد.





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : علم آموزی، آموختن، ذهن، پیشرفت، عقل، فکر، آرزو،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
جمعه 19 مهر 92 16:12

هرکس بگویید:"همه چیز را میدانم "هیچ چیز نمی داند.
اندیشه های مشترک

اینکه میگه "هیچ چیز" نمی داند،یعنی چی؟؟! ،چون بالاخره هر آدمی یه چیزایی و میداند!
منظورش اینه که این ادعا، باقی علمهاش و هم به جهل تبدیل می کنه ؟ ما از ادم های متکبر و مدعی هم چیزای زیادی میتونیم بیاموزیم!
یا اینکه میخواد بگه علمهاش به کمک خودش نمی آد؟؟ اما ادم ها مجموعه ای از حق و باطل ها هستند،یعنی این حقیقت ها داره تو جاهایی دستشون و میگیره............!

علم به معنای احاطه کامل به یک موضوع است! وقتی این احاطه ناقص باشد، در واقع علمی تحقق پیدا نکرده است. مثلا اگر نابینایی تنها با لمس قسمتی از بدن فیل بخواهد درباره آن اظهار نظر کند به او گفته می شود: «تو درباره فیل چیزی نمی دانی!»
کسی که تصورش این است که در باره همه چیز، می داند منظورش این است که در باره همه چیز، چیزهایی می داند، ولی او این «چیزهایی» را همه چیز می انگارد و در نتیجه بر اساس آکاهی ناقص، در باره همه چیز اظهار نظر می کند. و چون این نظراتش درست نیست پس در واقع هیچ چیز نمی داند!





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : علم، احاطه ناقص به موضوع،
لینک های مرتبط :
ارسالی: مهناز
پنجشنبه 14 شهریور 92 21:01

از انچه میگویی بیشتر بدان و از انچه میدانی بیشتر بفهم!
(اندیشه های مشترک)

سلام
باعرض پوزش،فک کنم سوالی شبیه این پیشتر پرسیده شد! اگه سوال مشابه نیست لطفاً جواب بدین.
بخش اولش خب متوجه میشم که یعنی دانسته هات از گفته هات بیشتر باشه
اما دانستن و فهمیدن من همیشه فکر می کردم تو یه سلسله مراتب در ادامه ی هم هستن
یعنی اول می دانی و بعد خدا عنایتی می کند و دانسته هاتو می فهمی
اما این جمله رو درست متوجه نمیشم، بیش از دانسته فهمیدن؟
پیشتر توضیحی دادین در باب ایمان و دانستن؛ و اینکه فرد ممکنه چیزی رو ایمان داشته باشه اما ندونه؛ البته اونجا هم بحث خوب چا نیفتاده بود برام؛ اگه این هم از همون مقوله اس؛ توضیح بیشتر بدین.
ممنون

سلام
امام علی علیه السلام از یک باب علم که پیامبر به ایشان آموخت هزار باب علم را گشود.
فهم نیرویی است که دانسته ها را رویش می دهد و از آن دانشهای جدیدی را بیرون می کشد.




نوع مطلب : فهم، علم، 
برچسب ها : هزار باب علم، فهم، رویش دانسته ها،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
دوشنبه 14 مرداد 92 23:13

هر آنچه بشر آموخته از طریق آزمایش و خطا بوده است. انسانها تنها از طریق اشتباه به حقیقت می رسند.
(باک مینستر فولر)

می توان گفت اشتباه، یکی از راههای رشد آدمی است، نه راه رسیدن به حقیقت! چه برسد به اینکه بخواهد تنها راه رسیدن به حقیقت باشد! زمانی که خداوند بخواهد از دل شر، خیر بیرون بکشد انسان را متوجه اشتباهش می کند، انسان به اشتباهش اعتراف کرده و از آن بهره می گیرد برای اینکه هوشیاری بیشتری نسبت به فکر و عملکرد خود در آینده داشته باشد. آنچه بشر را به حقیقت می رساند نه از طریق اشتباه بلکه از طریق تصدیق دریافتهایش و پا نگذاشتن روی آن است.

اگر انسانها آنچه را که نمی دانستند از پیامبران می پرسیدند و عمل می کردند به این فرموده قرآن: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (نحل: 43؛ انبیاء: 7) هیچ لازم نبود اینقدر کورمال کورمال مسیر تعالی را بپیمایند!
دانشجوی الان، با خواندن چند ترم، به بسیاری از آموزه های بشری دست می یابد خب آیا نمیشد همین آموزه ها توسط وحی به او تعلیم می شد؟ آیا خداوند همه اسماء را به حضرت آدم نیاموخت؟ ولی بشرِ ناسپاس خود را محروم از این اسماء نمود و حتی خود حضرت آدم چون به تعبیر قرآن دارای عزم نبود نتوانستند بدرستی از این علوم بهره ببرد!
بنابرین آنچه در جمله نخست گفته شده است به عنوان یک حقیقت تأسف آور صحیح است! ولی باید گفت بدون مسئله وحی هم اگر دانشمندان بینشان حسادت نبود و بدنبال شهرت و نام نبودند تا کشفی را به نام خود ثبت کنند و نسبت به یافته های یکدیگر منصف بودند و آنقدر متواضع بودند که حتی راضی می شدند شاگردیِ شاگرد خود را بکنند باز هم بشر خیلی زودترها به رشدهای خیلی بیشتر از آنچه بدست آورده است می رسید!





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : آثار توجه نکردن به آموزهای وحیانی، مسیر کند پیشرفت علمی بشر، اخلاق در تحقیقات علمی، فولر،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
پنجشنبه 13 تیر 92 21:42

درست است كه تایید یافته‌ها، پشتوانه‌ی دانش است، با وجود این، اگر دانشمندان، خود را تنها كسانی بدانند كه حق تایید یافته‌ها را دارند، دچار خطای بزرگی می‌شوند.
(آبراهام مازلو)

ما در زندگی چه بخوایم چه نخوایم، ناگزیر دائما در حال یافتن و تصدیق و تکذیب یافته هامون هستیم. اگه آدم نفس خودش (معیارهای شخصیش) رو کنار بذاره، می تونه تصدیق ها و تکذیب هاش مطابق با حق و از خطا به دور باشه. البته اگه منظور نویسنده رو دست فهمیده باشم!

منظور نویسنده ظاهرا این است که دانشمندان باید از ذهن علمی شده خود بیرون بیایند و درون مردم زندگی کنند و به فهم آنها از تحلیل پدیده ها یک منبع علمی بدانند و عرفی شدن را کنار علمی بودن، قرار دهند تا از یک بال برای کشف حقائق، بی بهره نمانند!





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : ذهن علمی، ذهن عرفی، عرف منبع تحقیق، انحصار طلبی دانشمندان، مازلو،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: من او

پیش از دانستن باید ایمان داشت.

(یه مثل قدیمی که ننوشته بود برای کدوم فرهنگه)

نمی فهمم چطور میشود به چیزی ایمان آورد که نمی دانیم!
ممنون میشم توضیح کوتاهی بدین.

اشاره دارد به بحث پیچیده تفاوت انسانها در پایبندی و عدم پایبندی به اصول اولیه انسانی!
چه بسیار انسانها که مطلبی درباره این اصول نمیدانند ولی به آنها پایبندند و چه بسیار که هزاران نکته در اینباره می دانند ولی انگار که هیچ نمیدانند.
براستی منبع ایمان کجاست؟ و نقش علم چیست؟ شاید علم (آگاهی به موضوعات ایمانی) فقط ابزار انتقال مفاهیم باشد نه فهم آن!

انسانها بر اساس اراده انتخاب می کنند و اراده تنها پدیده ای است که مثل خداوند بدون علت است! متأثر از هیچ چیز نیست! بلکه اموری اراده را تقویت و یا تضعیف می کند ولی هیچ امری نمی تواند آن را بدست بگیرد و بر آن مسلط شود! و از آن جمله علم نیز نمی تواند این کار را انجام دهد!





نوع مطلب : اراده، اصول اولیه انسانی، علم، اعتقاد(کفر، شرک، ایمان)، 
برچسب ها : علم و ایمان، اراده، مثل خداوند، ضرب المثل،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار
خدایا : آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هائی را که در من نقش کرده اند , بسوزد ! و آنگاه از پس توده این خاکستر , لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی , شسته از هر غبار طلوع کند

دکتر علی شریعتی / کتاب نیایش / صفحه112
این طور برداشت کردم که ایشان وسیله خالص شدن یقین را سوخته شدن آن در آتش مقدس شک می دانند این و نمی فهمم که چه طور از آتش مقدس شک، صبح یقینی طلوع می کند؟

شک منشأ سؤال است و سؤال مقدمه علم که فرمود حسن السؤال نصف العلم. 
سؤالات اگر کپی از ذهن فعال دیگری نباشد نشانه ای از «رو به سوی یقین بودن» است.
یقین علمی است که به همه زوایای ذهن رسوخ کرده است. همه دهلیزهای ذهن را روشن نموده است.
بسیاری از انسانها چون ذهن فعالی ندارند، به دنبال روشن نمودن دهلیزهای ذهن خود نیستند! لذا در مسائل مختلف یا موضع گیری درستی ندارند و یا اگر موضع گیری اولیه اشان درست است کمی که به اندیشیدن وادار می شوند نمی توانند به درستی از موضوع گیری درست اولیه خود دفاع کنند. حتی نزد خود نیز از این دفاع محرومند.
نداشتن یقین سبب انجام انواع گناهان و ارتکاب انواع کوتاهی ها می شود. پشت هر کدام از اینها، چند جهل نهفته است. اگر کسی همه جوانب یک موضوع را و همچنین مباحث پیرامونی آن را تمام و کمال بداند و آنچه را هم که می داند درست باشد، او نه گناهی حواهد نمود و نه کوتاهی خواهد کرد. که فرمود: العلم نور. و باز فرمود: انما یخشی الله من عباده العلماء.
برای رسیدن به یقین باید به سؤالات ذهنی احترام گذاشت و در پی پاسخ آنها بود. نباید این هدیه الهی را رد کرد.
و البته باید مواظب بود که دچار شبهه نشد. شبهه غیر از تردید است. شبهه مال ذهنهای بیمار است. نباید خود را عمدا دچار بیماری کرد. البته اگر کسی دچار این بیماری شود باید فکری برایش کرد. ولی به هیچ کس نباید شبهه را تجویز نمود. شبهه سبب می شود تا ذهن بدیهیات را نفهمد. فهم بدیهیات، پایه اساسی همه استدلالات است. وقتی فردی در این پایه بلرزد آن وقت  چطور می شود برای او استدلال نمود؟!









نوع مطلب : اعتقاد(شبهه و تردید)، علم، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شک و یقین، تفاوت تردید و شبهه، سؤال نیکو، شریعتی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic