ارسالی: نوبهار
چهارشنبه 30 مرداد 92 23:26

شادکامی از ستایش، در برخی افراد، گونه ای از احترام قلبی و در حقیقت اقدامی بر ضد خودپسندی عقل است
(نیچه)

در ابتدا هر انسانی ممکن از ستایش دیگران مغرور بشه تا جایی که به خود پسندی بی انجامه پس در این مرحله آدم برای رشد خودش تصمیم می گیره ستایش دیگران براش اهمیتی نداشته باشه اما اگر افراط کنه ممکنه در مرحله ای بعد همین اهمیت ندادن به ستایش دیگران خودش برای طرف خودپسندی و غرور ایجاد کنه پس در این مرحله تا حدودی اهمیت دادن به ستایش فردو متعادل برخورد کردن خود رشدی دیگر است در واقع نباید نسبت به ستایش فرد واکنش بدی نشون داد که من این طوری نیستم و فلان و فلان بلکه ضمن تشکر از فرد می توان از خدا خواست تا به مورد تعریف رسید پس حرف نیچه می تونه صحیح باشه

اگر این شادکامی بخاطر رشد یافتگی ستایشگر  باشد خوب است مثل اینکه ما اولیاء خداوند را ستایش می کنیم و آنها را به این وسیله از خود راضی می کنیم چنانچه همین مضمون در بعضی زیارتنامه ها آمده است.
و یا به این خاطر باشد که ستایشگر نعمتی فراموش شده را که خداوند به انسان داده است بیاد بیاورد و این زمینه ای باشد به این که از خداوند تشکر کند.
ولی در غیر این دو صورت ظاهرا دلیلی برای خشنودی از ستایش دیگران وجود ندارد. زیرا ستایش ها بیش از آنکه خوشنودی بیاورند هراس آورند. هم بخاطر این که عجیب زمینه رشد منیتهای انسانند و هم این که خلوص ستایشگر به شدت غیر قابل اطمینان است!





نوع مطلب : ستایش، 
برچسب ها : چاپلوسی، تملق، تذکر نعمتها، نیچه، ستایش اولیاء خداوند،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: حمید
دوشنبه 17 تیر 92 19:09

سلام علیکم
البته شیفتگی در برابر غرب کمتر ایجاد می شود.اما در برابر جامعه علمی غرب یا شخصیت عالم می تواند بیشتر مبتلابه باشد، این شیفتگی شاید اصلا ربطی به خود شخص هم نداشته باشد بلکه به خود علم مربوط باشد. به عبارت بهتر این شیفتگی می توانست وجود داشته باشد حتی اگر صفت «غرب» از موصوف حذف شود. چه کار کنیم که شیفتگی علمی جلوی خلاقیت علمی را نگیرد؟


سلام علیکم
ما باید شیفته عالِم هم باشیم! زیرا او بر قسمتی از نفسانیات سطحی خودش غلبه کرده و سختیهای تخقیق علمی را تحمل نموده است و این کار او شیفتگی انسان طبیعی را برمی انگیزد! این شیفتگی در برابر ارزشهای انسانی است!
همیچنین اعجاب ما در مقابل کشف رموز جهان خلقت (در مقابل علم)، نشأت از ستایش ما از خالق حکیمی دارد که هم این چنین جهانی را پر نظم آفریده است و هم به انسان این ذکاوت را داده است که این چنین رازهای جهان خلقت را یکی پس از دیگری کشف کند!
شیفتگی در مقابل ارزشهای انسانی و همچنین کرنش در مقابل شکوه خلقت و حکمت خالق بزرگش، غرب زدگی نیست!
ایندو شیفتگی وقتی انسان را به هیجان می آورد، هیچ ارتباطی با نژاد و ملیت و مذهب و جغرافیای و حنسیت و سن و سال و حتی این که آیا این شخص رقیب ماست یا استاد ما و یا یک غریبه است، ندارد! خالص است! و هرچیزی که خالص است از ان خداست! و بسوی او برگشت دارد! و تحلیل دارد!
اما اگر شیفتگی خالص نباشد بلکه موهومات هم با آن مخلوط شده باشد، مثل این که نامسلمان بودن این شخص، و یا صرف تجربی بودن این علم و وحیانی نبودنش، مؤثر بوده است در این کشف، آن وقت است که نشانه های غرب زدگی خود را عیان می سازد و همچنین سطحی بودن و تفکری ضعیف و شخصیتی عقب مانده داشتن! و در آخر حقیر بودن!





نوع مطلب : تعامل انسانی(ارتباط با کفار)، ستایش، تعامل انسانی(اثرگذاری)، 
برچسب ها : شکوه جهان آفرینش، پاسداشت ارزشهای انسانی، علوم تجربی و علوم وحیانی، جلال آل احمد، غرب زدگی، شیفتگی در مقابل علم و عالم،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: هدی
برداشت بنده نه شهرت بود و نه محبوبیت.رنجی که از آن یاد شده ناشی از درک نشدن است.یعنی اگرکسی نباشد که عمق فهم و ظرافت احساساتت را بفهمد احساس تنهایی و غربت کنی و از این تنهایی رنج بکشی.
اما مسئله ی مهمتری که در جواب شما نیز وجود داشت بحث اصالت نیاز به محبوب بودن است.وقتی انسان از خدا محبوبیت را میخواهد به گونه ای به حب نفسش احترام گذاشته است.چطور میشود کسی که در برابر مدح و ذم دیگران احساسش متفاوت نمیشود -چنانکه حضرت امام احساس خود را اینگونه بیان میکنند- محبوب بودن را از خدا بخواهد؟

برداشت شما از سخن دکتر، تعبیری دیگر از همان شهرت و محبوبیت است زیرا کسی که درک نشود، هر چه عمیق باشد و درست، باز هم کسی نگاهش نمی کند و یادش نمی کند. پس دیگرانی هم نخواهند بود که او را بشناسند و بفهمند و دوستش داشته باشند و به این وسیله مشهور شود و محبوب.
اما سؤال شما!
محبوبیت، یک علامت است! علامت این که فرد از سفاهت نفس خارج شده و رشید گشته است! البته محبوبیتی که هم در آسمان باشد و هم در زمین. و الا اگر محبوبیت تنها در زمین باشد می شود مثال عبد العزیز، خلیفه اموی که وقتی مرد، امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی مرد که اهل زمین برایش می گریند و اهل آسمان لعنش می کنند!
اما تغیّری که از مدح و ذم دیگران حاصل می شود، می تواند خوب هم باشد. چه این که انسان را نسبت به سفاهت و یا رشدِ نفس خود آگاه می کند و این آگاهی تأثیر طبیعی اش بر احساس، همین تغیّر و قبض و بسط روح است. بالاخره باید آگاهی، خودش را در احساس انسان نشاد دهد؟!
این که امام می فرماید: درود و مرگ اینها که شعار می دهند برایم تفاوتی دارد، یعنی من درستی راهم را از این درودها نفهمیدم که اگر در جایی دیگر چهار تا آدم به مرگ گویند، در راهم تردید کنم! خیر! ملاک من برای راهی که شروعش نمودم، شناخت درست من از اسلام بود.
اما وقتی از مسائل اصولی و اعتقادی پایین بیایم و بحث را در مسائل فرعی پی بگیریم، آنوقت مسئله متفاوت است. عرف آنجا نقش دارد. عرف نقش دارد در فهم این مسائل و در حکمی که صادر می شود و در احساسی که به فرد دست می دهد و در تصمیمی که می گیرد در همه ای این مراحل مدح و ذم دیگران - که شاید بشود از آن تعبیر به بناء عقلا نمود - تأثیر دارد!
پس وقتی نسبت به درستی راه قطع پیدا نمودیم، ذم دیگران نباید ما را سست کند و زمانی که به غلط بودن راه یقین نمودیم، نباید مدح دیگران ما را به رفتن آن تشویق کند.
این باور تنها در مسائل اساسی و یا جایی که فتوایی مسلم وجود دارد قابل دست یابی است و در مسائل دیگر چون نظر عرف یکی از ملاکها درستی و یا غلطی راه است، نمی تواند مدح و ذم را در آن بی تأثیر دانست.
جایی دیگر که بخصوص مدح نباید مؤثر باشد جایی است که خوبی، به تلاش و آکاهی انسان نسبت داده شود و از انسان بخاطر ایندو خصلتش تمجید گردد. زیرا که آنچه از خوبی است از خداست (نساء: 79) و الا سرنوشت قارون در انتظار انسانی است که مغرور ستایش دیگران واقع شده است. زیرا او هم می گفت آنچه به من داده شده اس بخاطر علم و آگاهیم بوده است (إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی - قصص: 78)





نوع مطلب : تعامل انسانی(اثرگذاری)، ستایش، شهرت و محبوبیت، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : مدح و ذم دیگران، شهرت و محبوبیت، شریعتی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic