ارسالی: حمید
جمعه 29 شهریور 92 00:23

این دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.
(آلبرت اینشتین)

حرف حكیمانه ایست چه اینكه شاید زهر شر بودن یك شرارت با قیام علیه آن به نیكى بدل شود. (ارجاع به بخش اندیشه ها)

این تأییدی بر جمله: اعتقاد به هیچ بدتر از اعتقاد به پوچ است. (قبلا بررسی این جمله صورت گرفته است).


ارسالی: بی نام
جمعه 29 شهریور 92 23:09

سلام
شاید بد باشه که بخوام باز مساله ام رو بگم.
من با این شکل فک کردن مشکل دارم از این نظر که درک نمی کنم!
یعنی ذهنم قد نمیده به اونچه ذهن شما و مرحوم انیشتین قد داده.
بهرحال اونکه بدی میکنه مقدم بر اونه که سکوت میکنه!اون در ذات خودش اراده بر بدی کرده پیش از اونکه سکوت کننده اراده بر سکوت کنه.
فرمودین منظلم هست که ظلم هست. اما آیا انسان های خوب و اولیای خدا هم منظلم بودن که این همه بهشون ظلم شد؟ ظلم همیشه هست، تا نفس اماره هست، تا شیطان هست. سکوت کننده مشکل رو بدتر می کنه، درست؛ اگه اعتراض کنه، مشکل بهبود پیدا می کنه اما قطعی نمیشه گفت که مشکل رو ریشه کن میکنه.

سلام
آنها که ظلم را پذیرفتند سبب جری شدن ظالم شدند و بعد همین ظالمین به اولیاء خدا آن رواداشتند که داشتند.
امام حسین را یزید کشت یا آنها که برایش نامه نوشتند؟ امام حسین در روز عاشورا بیشتر یزید را توبیخ نمود و یا نویسندگان نامه را؟
فکر نمی کنم فهم مطلب خیلی سخت باشد:
تا آدم خمیده ای نباشد کسی هوس سواری گرفتن نمی کند.
تا چوبی خشک و بی روح نباشد، آتشی شعله نمی کشد.
تا کانون هوسی نباشد، هوس بازان جایی برای ارضاء هوس خود نمی یابند.
تا بره نباشی، کسی گلویت را نمی برد.





نوع مطلب : اعتقاد، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، 
برچسب ها : ضرورت برخورد با شرارت، یاران بی وفا، اعتقاد به پوچ و اعتقاد به هیچ، ظالم و منظلم، انیشتین،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مونا
دوشنبه 18 شهریور 92 15:51

اعتقاد به پوچ بهتر از اعتقاد به هیچ است.
(اندیشه های مشترک)

من قبلا راجع به چنین جمله ای فکر کرده بودم.که آیا کسی که به پوج و یا نادرست اعتقاد دارد بهتر است یا کسی که کلا اعتقادر ندارد؟
مثالی که برای من همیشه مجسم است این است که می توانیم مقایسه ای داشته باشیم بین صهیونیسم و جامعه اروپایی.
من صهیونیسم را معتقد به یک پوچی می دانم و جامعه ای نظیر اروپا را بی اعتقاد.
ایدئولوژی صهیونیسم پوچ است اما غالب مردمی که در اروپا زندگی می کنند بدون ایدئولوژی خاصی هستند. که البته این خواسته سرمایه داریست که حتی به مردم اجتماع خود نیز رهم نکرده است.
خب ضربه ای که دنیای امروز از این اعتقاد پوچ متحمل شده است به عقیده بنده به مراتب بیشتر است.

صهیونیزم با ترویج بی اعتقادی کار خود را پیش می برد. پشت کردن به هر گونه دین و عرفان اعم از درست و نادرست. آنها که بی اعتقاد هستند، هیزم بیار آتش فتنه گرانی هستند که اعتقاد پوچ دارند.
باید قبل از این که مبارزه با معتقدین به پوچ در اولویت باشد، آنانی را که از هر اعتقادی خسته شدند بیدار نمود.
بی تفاوتی سیاسی، نقشه های منحرفین سیاسی را عملی می سازد.





نوع مطلب : اعتقاد، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، 
برچسب ها : بی اعتقادی، ترفند صهیونیزم، اعتقاد به پوچ و اعتقاد به هیچ،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ظاهرا از یکی از سخنرانی های معروف ایشان است که بعدا تحت عنوان کتابهای «شهادت» و «پس از شهادت» چاپ شد. سخنرانی اینطوری شروع میشه:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
خواهران، برادران!
اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
و کتاب ادامه میابد تا:
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد كردند. این حج را نیمه‌تمام می‌گذارد و شهادت را انتخاب می‌كند، مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است. در آن لحظه كه حسین (ع) حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كسانی كه به طواف، هم‌چنان در غیبت حسین، ادامه دادند، مساوی هستند با كسانی كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاویه در طواف بودند، زیرا شهید كه حاضر نیست در همه صحنه‌های حق و باطل، در همه جهادهای میان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، می‌خواهد با حضورش این پیام را به همه انسان‌ها بدهد كه وقتی در صحنه نیستی، وقتی از صحنه حق و باطل زمان خویش غایبی، هركجا كه خواهی باش!

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی كه شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی، هركجا كه می‌خواهی باشد، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یكی است.

شهادت «حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ» است.

این هم لینک سخنرانی است:

http://www.audiolib-dl.ir/audiobook/sokhanraniy-dr.shariyati/Pas_Az_Shahadat_-_Dr_Ali_Shariati.rar

جالبه، گوش کنید. سال ۱۳۵۰

از میان سخنان فوق جمله زیر جای تأمل دارد:
جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

سوگواری برای امام حسین (علیه السلام) نشان محبت به حضرت است. گریستن بر امام، گریستن بر محبوبی است که مظلومانه کشته شد! آنگونه که در روایت آمده است از شهادت امام در قلب مؤمنین محبت ویژه ای نهاده شده است. (نَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً)
و به همین خاطر فرمود: من کشته ی اشکم! و پیامبر هم به ایشان فرمود: پدرم فدایت! تو کشته ی اشکی.
تو نشان عاقل شدن دلی و بلوغ احساس و رستن از غیر، و جستن بر قاف قرب!
از حضرت سؤال شد: یعنی چه حسین کشته اشک است؟ فرمود: هر وقت مؤمن او را یاد می کند اشک می ریزد. (مستدرك الوسائل ج‏10، ص: 318
)

 اما هر کس که نگرید، دلداده حسین نیست! پس دلداده کیست؟! هرکس دلداده غیر حسین است، خودش را ذلیل و بیمقدار کرده است و قلبش را هرجایی هر هرزه ای نموده است.
البته شریعتی منظورش از سخن فوق گریستنی است که تنها به گریستن اکتفاء شود مثل آنانی که در کربلا بر امام می گریستند و حضرت را یاری نمی کردند و تنها نظاره گر بودند.
ولی بالاخره باید در تعبیرها مواظبت نمود. سخن حکیمانه، سخنی است جامع و مانع.





نوع مطلب : اعتقاد(نفاق)، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، قلب(محبت امام حسین)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : گریه بر امام حسین علیه السلام، شریعتی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392
محمد صادق
سلام بر همه
نشستن بر سفره شراب جرئتی برای ایستادن مقابل رب می خواهد که نماز گذار آن جرئت احمقانه را ندارد

محمد صادق عزیز که فرزند من هست توجه داشته باشد که بحث در نمازگزاری است که در تقابل حق و باطل، خود را در هیچ صفی قرار نمی دهد همچون ساکتین فتنه سقیفه.
البته همانها روزی در صف باطل قرار خواهند گرفت و بر امام خود خواهند خروشید!
شیطان شش هزار سال خداوند را عبادت نمود و بر سجاده نشسته بود ولی یک سحده نکرده که نشان از تواضعش برابر حقیقت باشد. آدم سمبل همه علمها و حقیقتها بود و او مقابل او سجده نکرد.
وقتی حق و باطل صف آرایی می کنند باید مقابل حق سجده نمود و در زمره آن قرار گرفت.
سجاده نشین بی تفاوت، گناهش فکری است ولی آن شراب می نوشد، گناهش رفتاری است.
امید هست که دست از این گناه زشت خود بردارد. او کار خود را زشت می شمارد هرچند بهانه تراشی می کند.
ولی سجاده نشینی که طرف حق را ن
می گیرد، کار خود را زیبا می بیند و همین او را برگشتن باز می دارد. (صم بکم عمی فهم لایرجعون)





نوع مطلب : اعتقاد(نفاق)، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شیطان و بی تفاوتها، شرط پذیرش توبه، شریعتی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
آدمهای بی تفاوت و شریعتی
ارسالی توسط: بهشت
آری اگر بر شراب نشسته باشی به که بر نماز نشسته باشی
چراکه در اولی ،حساب خودت بر خودت و دیگران روشن است و چون گناه آشکاری است ،به شرمندگی و توبه نزدیک تر است وچه بسا با اندک خلوصی نجات یابی و نیمه راه بازگردی و اما در دومی منافق به ظاهر مخلصی خواهی بود که جاهلان مخلص و ساده دلان سطحی نگر را به ورطه ی گمراهی خواهی کشاند و خوارجی دیگر خواهی ساخت و چه بسا در قیامت مدعی پاداش خواهی شد که من از نمازگزاران بودم





نوع مطلب : اعتقاد(نفاق)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، 
برچسب ها : شریعتی، شیطان و بی تفاوتها، بی تفاوتی، نفاق،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 اردیبهشت 1392
حمید
*اگر در صحنه حق وباطل نیستی،اگر شاهد عصر خودت وشهید حق بر باطل نیستی ، هر جا که می خواهی باش! چه به شراب نشسته ... چه به نماز ایستاده ... هر دو یکیست!*
**
که اگر بر شراب نشسته باشی به که به نماز نشسته باشی که آن یکی کفر است و این نفاق و منافق در درکی پایین تر ازدوزخ است نسبت به کافر (نساء: 145)
آن یکی شراب را معیوب می سازد و این یکی نماز را!
آن یکی شیطان را رسوا می کند و این یکی خدا را بی آبرو!
آن یکی به کویرت می برد و این یکی از باغت بیرون می کند!

 
آقا حمید آدرسم می دادی!




نوع مطلب : اعتقاد(نفاق)، ظلم(رابطه ظالم و منظلم)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : بی تفاوتی، نفاق، شریعتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic