ارسالی: نوبهار
جمعه 11 مرداد 92 01:37

مردها در زمینه عشق به وسعت نامتنهی نامردند گدایی عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همینکه مطمئن شدند نامردی را در حد مردانگی انجام می دهند
(علی شریعتی)

فکر نمی کنم این مورد فقط اختصاص به مردها داشته باشه بلکه شاید یکی از خصوصیات انسان،همیشه نفس انسان دوست داره از دوست داشتنها سوءاستفاده کنه نه تنها در عشق بلکه به محض دریافت هر نعمتی انسان تمایل به ناسپاسی داره مگر انسان رشد یافته،
در مورد عبادت خدا هم همین طور دائم در خوف و رجاییم مطمئن نیستیم شاید اگه مطمئن می شدیم خدا دوستمون داره و به هیچ نحوی از دوستاشتنمون دست نمیکشه و به خاطره این دوست داشتن حاضر عدالت و رعایت نکنه و از هر گناهی هم چشم بپوشه شاید جور دیگه ای عمل می کردیم اون موقع است که اگر باز عبادت می کردیم خلوصمون مشخص میشد

ظاهرا سخن فوق می خواهد بگوید:
مرد دنبال تسخیر و تسلط است. وقتی مرد از راه مهرورزی توانست به تسلط بر زن برسد آن وقت برای نگه داشتن تسلطش ممکن است راهی غیر از مهرورزی انتخاب کند، بلکه کاری بر ضد آن انجام دهد.
زن بدنبال تسخیر شدن و مورد تسلط قرار گرفتن و حمایت شدن است! لذا میخواهد همیشه مورد توجه مردش قرار بگیرد. زن نیز در آغاز، مهرورزی را وسیله هدفش قرار می دهد ولی در ادامه ممکن است راه های خشن را برای حفظ حمایت مرد بکار بندد.


ارسالی: صبا
جمعه 11 مرداد 92 16:12

البته شاید آغاز گر این نا هماهنگی در بروز احساسات اولیه، مرد باشد. گرچه در ادامه زن هم همانطور که گفته شد موضوع را می تواند ادامه دهد.
زن انتظار دارد سطح محبت اولیه توسط مرد تا به آخر حفظ شود حتی اگر به فرمایش شما مرد بخواهد تسلطش بر زن را به نحو دیگری بروز دهد از محبت و ابراز عشق نباید بکاهد چون زن تصور میکند آن جایگاه اولیه را از دست داده است پس به راه های به قول شما خشن شاید روی بیاورد.

ارسالی: محمد صادق
شنبه 12 مرداد 92 18:45

امکان این هست که زن آنقدر نفرت پیدا کند که حتی از ابزار دلبری هم برای بروز نفرتش استفاده نکند و سراسر خشم و دشمنی شود
بنظرم این وضعیت برای زن بیشتر ممکن است چون بیشتر درگیر احساساتش می شود یا بیشتر به احساساتش اعتماد می کند یا بیشتر تسلیم احساسات می شود و البته همه این موارد





نوع مطلب : همسران(عشق مجازی)، همسران(مهرورزی و نفرت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : مردان و سلطه گری، زنان و سلطه پذیری، شریعتی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: نوبهار
پنجشنبه 10 مرداد 92 23:12

مرد با یک بیماری وراثتی متولد می شوند روانشناسان در تعریف این بیماری می گویند:ترس از اینکه اگر به زنی وابسته شوی، مرد مجردی در جای دیگری ممکن است، از زندگی بیشتر از تو لذت ببرد
(آنجلا مارتین)

این دیدگاه نتیجه دوری از زندگی دینی و پرداختن به اصالت لذت در زندگی است که به طمع بیشتر و عدم پذیرش مسولیت نیز ختم خواهد شد البته این دیدگاه تنها شامل مرد نیست وقتی سبک زندگی جامعه ای اصالت دادن به لذت بیشتر باشد زن آن جامعه هم به مرور به این دیدگاه خواهد رسید چنانجه در جوامع غربی در موضوع اشاره شده مصادیق زیادی در مورد زن نیز ، وجود دارد.

البته نگاه دیگر به این جمله با دقت در واژه «وابسته» امکان پذیر است!
می دانیم که مرارتهای زندگی باعث می شود غالب زنان و مردانی که ازدواج می کنند بعضی وقتها آنها را به این فکر اندازد که «چرا ازدواج کردند؟! چرا؟!»
مرارتهای زندگی بیشتر بخاطر وابستگی همسران بیکدیگر است! سبک زندگی دینی می گوید انسانها فقط باید وابسته خداوند باشند و دلسپرده او. البته آنها به یدیگر نیز مهر می ورزند، چون خداوند این اجازه داده است! این اجازه به صورت تکوینی در فطرت انسانها نهادینه شده است. خداوند بوسیله دین، این درک و خواسته فطری را جهت داده و راهنمایی نموده و به اصطلاح دینی «هدایت» می کند!
هدایتِ فطرتِ مهرورزی، به این است که این مهرورزی نه از سر ذلت و نیاز وافر است بلکه برای ایجاد تقویت بُعد اجتماعی انسان است! بُعدی که اگر تقویت شود بسیاری از ارزشهای انسان در او تبلور پیدا می کند.
بر اساس این بینش، انسانها بخاطر پر نمودن خلاء های مادی - روحی، در پی مهرورزی نسبت به هم نیستند بلکه بدنیال چیزی ماورای منافع شخصی خود می باشند! آنها عشق را بصورت گسترش یافته خواهانند.
همسر در کنار والدین و فرزندان و اقوام و همسایگان و دوستان و همشهریان و  دیگر انسانها و حتی دیگر حیوانات و نباتات و جمادات و همه هستی و حتی در کنار فرشتگان محبوب است و مورد توجه قرار دارد. البته چون مسؤولیت نسبت به همسر تفاوت ویژه ای دارد، پس مهرورزی نسبت به او از فزونی بیشتری برخوردار است!
بنابرین اگر رابطه بین دو همسر، وابستگی نباشد بلکه ایجاد یک روح جمعی برای مقابله با مشکلات زندگی و رفع زشتیهای اخلاقی و رشد زیبائیها آن باشد، یقینا این همان ازدواجی خواهد بود که حفظ نیمی از دین به آن چشم دارد!






نوع مطلب : همسران(مهرورزی و نفرت)، همسران(عشق مجازی)، 
برچسب ها : ازدواجی که نصف دین را حفظ می کند، عشق تعمیم یافته، فطرت مهرورزی، انحصار وابستگی استقلالی به خداوند، ازدواج، مارتین،
لینک های مرتبط : ضرب المثل و ازدواج درباره ازدواج، بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مونا
چهارشنبه 19 تیر 92 19:29

زن نفرت را تا به آن پایه می آموزد كه دلبری را از یاد می برد.
(نیچه)

اینجور مطلق نگاه کردن نه تنها به جنس زن بلکه به غالب امور، امر درستی به نظر نمی آید. به نظر من چنینن نظری سعی بر این دارد که ظرفیت جنس زن را به حدی پایین بیاورد و احساس را در او به طرزی غالب بر عقل جلوه دهد تا بتواند اورا ابزار دسترسی آسان به مطامع خود نمایند.
" نفرت" ، " دلبری" هر دو واژگانی هستند که اگر جایگاهشان تبیین نشود استفاده از آن ها مخرب ترین تاثیر را بر روی مورد استفاده خواهد گذاشت و تحقق همین امر ، برای نیچه کافیست.

زن به عنوان جنس لطیف در مقابل مرد به عنوان جنس زمخت، دارای خصوصیتی است که مرد آن را کمتر دارد و آن قدرت دلبری است! و قدرت دلبری ظهور ظایفته یک ویژگی دیگر است و آن هیجان برافروخته است! این نوع از هیجان و ارتباط عاطفی با همه پدیده های پیرامون تیغ دو لب است! لبی از آن قلبهای سنگ را می شکافد و آنها را موم و رام می کند که همان دلبری است و لبه دیگرش نفرت و کینه است!
وقتی زن آنچنان در دلبری جلوه می کند، به وقت نفرت هم تمام قد، ظاهر می شود! (توضیح بیشتر نیازمند بحثی جداگانه است!)



ارسالی: مسافر
پنجشنبه 20 تیر 92 10:57

سلام
آیا زن باید به اینجا یرسد که بتواند این هیجان برافروخته را کنترل کند؟ به این معنا که آن را تنها در دلبری به کاربگیرد و نه کینه و نفرت؟ آیا این امکان پذیر است؟ و اگر نه ، پس یک زن رشد یافته باید چگونه باشد؟ زن هایی که این ویژگی در آن ها قوی است که در مهر و دلسوزی شدت دارند و از طرف دیگر در هنگام خشم هم در قهر و انتقام در اوجند مشکلشان از کجاست و چه طور حل می شود؟

سلام
هدف از خلقت انسان، ایجاد تعادل در نیروهای دورنی است! نیروها را او بوجود نیاورده است! او باید مانند یک سیاستمدار برجسته، نیروهای تحت امرش را سامان دهد و بین آنها تعادل و توازن برقرار کند!





نوع مطلب : تعادل بین نیروهای درونی، همسران(مهرورزی و نفرت)، 
برچسب ها : تفاوت زن و مرد، لطافت زن و زمختی مرد، هیجانات برافروخته، نفرت و دلبری زنان، ضرورت توازن بین قوای درونی، نیچه،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار
زن عشق می کارد و کینه درو می کند
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با توبرابر
می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی
در محبسی به نام بکارت زندانی است وتو
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
اودرد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...
رنج زن دکتر علی شریعتی

**
برداشتم این بود که بعضی از بندها به افکار غلط بعضی ازمردهای زمان خودشون نسبت به زن اشاره داره و می تونه در اون موارد مفید باشه اما بندهایی که به قوانین الهی مربوط میشه قوانین و دستورات خداخیلی سطحی بیان شده
حتی میشه به این فکر کرد که نویسنده در این زمینه مطالعه عمیق و جدی نداشه و حکمت نصف بودن دیه زن و مرد و موارد دیگه ای که بیان نموده برسی نکرده و به افکار خود بسنده نموده است چنانچه می فرماید :عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شرُلکم والله یعلم و انتم لا تعلمون(آیه 216 بقره)البته شاید منظور سخن چیز دیگری باشد راهنماییم کنید ممنون می شم

سلام علیکم
بررسی هشت بند فوق:
بند اول: زن عشق می کارد و کینه درو می کند
غالب انسانها پاسخ محبت و عشق را با محبت و عشق می دهند. که آنچه بکارند همان را پاسخ می گیرند. (من یعمل مثقال ...) اگر اینچنین نبود، انسانها هیچ رغبتی برای التزام به اخلاق نداشتند.
در این میان، قاعده ای که گفته شد، در میان اعضاء خانواده و بخصوص همسران، بیشتر مصداق دارد.
البته هستند افراد لئیمی که خوبیها را با بدی پاسخ می دهند.
زنها اگر آنطور که به صورت غریزی به فرزندانشان عشق می ورزند، با تهذیب خود، با همسرانشان عشق بورزند، یقینا می توانند خوی برتری جویانه مرد را مهار زنند. که از محبت خارها گل می شود.
ولی از انصاف نگذریم مردها آنطور که باید قدر زحمات همسران خود، و فرزندان قدر رنجهای مادران خود و پدرها قدر عواطف دختران خود را نمی دانند و اگر بند اول از سخنان دکتر ناظر به همین قدر ندانی باشد این صادق است. منتها در این سخنان مبالغه ای نهفته است و با توجه به ادبیات حاکم بر کل جملات، این مبالغه چندان نابجا به نظر نمی رسد!
بند دوم: دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با توبرابر
این صریح حکم اسلام است. فلسفه این نصف بودن دیه هر چه باشد، حکیمانه بودن این حکم، برای مسلمانی که نسبت به حکیم بودن خدوند اطمینان پیدا نموده است قطعی است.
هر چند این توانایی در فقه شیعی وجود دارد که بتوان با تنظیم قراردادهایی وضعیت تفاوتهای حقوقی بین زن و مرد را مطابق با مقتضیات روز و یا مناسب با شراط خاص همسران نمود.
چنانچه در قانون جدید مجازاتهای اسلامی، دیه زن کامل محاسبه می‌شود و مابه‌التفاوت دیه مرد از محل تامین صندوق تامین خسارت‌های بدنی پرداخت می‌‌شود.
بند سوم: می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی
این حکم دقیقا طبق طبعت زن و مرد است. در کنار مشکل چند همسری برای زنان در رابطه با از بین رفتن ارتباطات رحمی، زن طبیعی علاقه به داشتن چند همسر ندارد.
برای مرد نیز اجبار او به نداشتن همسر بیش از چهار تا، مهاری است که به او زده شده است. البته نیاز بعضی از مردان و یا فراوانی زنان سرپرست خانواده، حکم می کند که او مجاز باشد بیش از یک همسر داشته باشد.
بند چهارم: برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی
اجازه ولی برای ازدواج زن، موضوعیت ندارد بلکه طریقیت دارد. لذا اگر زنی کُفوی را برای خود برگزید و ولی او بدون داشتن دلیلی منطقی او را از این ازدواج منع نمود، منع او تأثیری در صحت ازدواج ندارد.
خداوند برای محافظت از هیجان پذیری زیاد زن، به پدرش حق دخالت در امر ازدواجش را داده است. جوامع غربی که می بیندد این حق، باعت محدودیت بهره بری جنسی برایشان می شود، به اسم آزادی زن، اورا از بند پدر خلاص نموده و در بند شهوت هرزه خود قرار دادند.
بند پنجم: در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...
رَحِم، ظرفی است که نه ماهِ نخستین زندگی انسان در آن می گذرد. نه ماهی که به اندازه نود سال، تأثیر در سعادت و شقاوت انسان دارد. که: السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ.
بکارت می تواند از «سر به مُهر بودن» این ظرف، اطمینان ایجاد کند.
بند ششم: او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
کتک خوردن زن قابل پی گیری توسط محاکم است. قرآن هم که از کتک خوردن زن سخن می گوید رویش با مردهای پرخاشگری است که با اندکی بدخلقی زن، او را به باد کتک می گیرند. قرآن به آنها می گوید اول نصیحتشان کنید و در مرتبه دوم آنها را از نظر عاطفی و جنسی در مضیقه قرار دهید و در مرتبه سوم آنها را تنبیه کنید. قرآن در این آیه تنبیه را مجاز نکرده است بلکه آن را از مرتبه اول به مرتبه آخر منتقل نموده است! (نساء: 34)
بند هفتم: او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
طبق تکلیفی که پدر نسبت به فرزند خود دارد، فرزند به پدرش نسبت داده می شود. طبق قانون شریعت اسلامی، زن هیچ وظیفه ای نسبت به نگهداری از فرزند خود حتی شیر دادن او ندارد و در قبال انجام همه این کارها می تواند از مرد طلب مزد کند.
بند هشتم: او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...
این خرافه در میان زنان هم همسنگ مردان وجود دارد. مادران هم کمتر از پدران پسر دوست نیستند. و البته قرآن هم از این خرافه به شدت خشمگین است. (نحل: 58)






نوع مطلب : اخلاق(لئامت)، تفاوت انسان ها، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، همسران(بچه داری)، همسران(تنبیه همسر)، همسران(مهرورزی و نفرت)، همسران(واکنش به نقص ها)، همسران(چندهمسری)، 
برچسب ها : تفاوت زن و مرد، شریعتی، ازدواج، اسلام و زن،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو