تبلیغات
نقد حکیمانه - مطالب تعامل انسانی(اثرگذاری)
ارسالی: ؟؟؟
پنجشنبه 21 آذر 92 16:04

"اگر شریک خوب بود، خدا هم یکی برای خودش قرار می داد"

آدمی زاد انگار بعضی وقتا آبش با هیچ کی تو یه جوب نمی ره. می خواد تنها باشه، می خواد سکوتش به هم نخوره. ولی بعضی وقتا هم برعکس؛ تنهایی آزارش می ده، دوست داره دورش شلوغ باشه. تو هر چیزی یه نفرو داشته باشه که باهاش مشورت کنه و دلش قرص باشه برای حرکت.
ولی انگار حرف پول که می آد وسط، آدم می خواد تنها باشه، از بس که آدم خودخواهه!
در حقیقت به نظر می رسه ضرب المثل درستیه؛ انسان مشاور می خوادنه شریک، مشاور می خواد اونم برای این که بتونه بهتر خودخواه باشه؟ درسته؟

انسان موجودی اجتماعی است و این به معنای شریک بودن انسان با دیگر انسانها در بسیاری از امورات زندگی است! همسر شریک همسر است! همسایه، نیز شریک همسایه در بسیاری از آسایشها و آزارهاست! در استنشاق هوای آلوده و یا تمییز همه مردم یک شهر سهیم هستند در نتیجه به همان میزان نیز مسؤولیت دارند!
در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) از پنجاه حق سخن به میان آمده است که تازه همه حقوق را شامل نشده است! و حق طرف دیگری از تکلیف است و حق و تکلیف رابطه دو طرفه انسانها است و این معنی جز شریک بودن انسانها در سعادت و شقاوت یکدیگر ندارد!
اما شرکت که یکی از عناوین اقتصادی است! محور بیشترین فعالیتهای اقتصادی خصوصا در عصر کنونی است! شرکتهای سهامی عام و خاص بیتشرین پول را میان خود به گردش می آورند و غالب انسانها مستقیم و غیر مستقیم اینگونه هزنیه های زندگی خود را کسب نموده و یا پرداخت می کنند!
بنابرین ضرب المثل فوق نمی تواند از پایه منطقی قابل دفاعی برخوردار باشد!
اما این که خداوند شریک ندارد از باب «لیس کمثله شیء» نمی تواند ملاکی برای توصیه به نداشتن شریک باشد!





نوع مطلب : تعامل انسانی(اثرگذاری)، تعامل انسانی(شراکت)، 
برچسب ها : شراکت اقتصادی، رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، شریک نداشتن خدا، شریک بودن انسان ها در سعادت و شقاوت هم،
لینک های مرتبط :
ارسالی: حمید
دوشنبه 17 تیر 92 19:09

سلام علیکم
البته شیفتگی در برابر غرب کمتر ایجاد می شود.اما در برابر جامعه علمی غرب یا شخصیت عالم می تواند بیشتر مبتلابه باشد، این شیفتگی شاید اصلا ربطی به خود شخص هم نداشته باشد بلکه به خود علم مربوط باشد. به عبارت بهتر این شیفتگی می توانست وجود داشته باشد حتی اگر صفت «غرب» از موصوف حذف شود. چه کار کنیم که شیفتگی علمی جلوی خلاقیت علمی را نگیرد؟


سلام علیکم
ما باید شیفته عالِم هم باشیم! زیرا او بر قسمتی از نفسانیات سطحی خودش غلبه کرده و سختیهای تخقیق علمی را تحمل نموده است و این کار او شیفتگی انسان طبیعی را برمی انگیزد! این شیفتگی در برابر ارزشهای انسانی است!
همیچنین اعجاب ما در مقابل کشف رموز جهان خلقت (در مقابل علم)، نشأت از ستایش ما از خالق حکیمی دارد که هم این چنین جهانی را پر نظم آفریده است و هم به انسان این ذکاوت را داده است که این چنین رازهای جهان خلقت را یکی پس از دیگری کشف کند!
شیفتگی در مقابل ارزشهای انسانی و همچنین کرنش در مقابل شکوه خلقت و حکمت خالق بزرگش، غرب زدگی نیست!
ایندو شیفتگی وقتی انسان را به هیجان می آورد، هیچ ارتباطی با نژاد و ملیت و مذهب و جغرافیای و حنسیت و سن و سال و حتی این که آیا این شخص رقیب ماست یا استاد ما و یا یک غریبه است، ندارد! خالص است! و هرچیزی که خالص است از ان خداست! و بسوی او برگشت دارد! و تحلیل دارد!
اما اگر شیفتگی خالص نباشد بلکه موهومات هم با آن مخلوط شده باشد، مثل این که نامسلمان بودن این شخص، و یا صرف تجربی بودن این علم و وحیانی نبودنش، مؤثر بوده است در این کشف، آن وقت است که نشانه های غرب زدگی خود را عیان می سازد و همچنین سطحی بودن و تفکری ضعیف و شخصیتی عقب مانده داشتن! و در آخر حقیر بودن!





نوع مطلب : تعامل انسانی(ارتباط با کفار)، ستایش، تعامل انسانی(اثرگذاری)، 
برچسب ها : شکوه جهان آفرینش، پاسداشت ارزشهای انسانی، علوم تجربی و علوم وحیانی، جلال آل احمد، غرب زدگی، شیفتگی در مقابل علم و عالم،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مینا
شنبه 8 تیر 92 19:05

سلام
این آیه قران که می فرماید:إِنَّ إِبْراهیمَ كانَ أُمَّةً
یعنی چه؟ یعنی به تنهایی اثرات یک امت را داشت؟ یا امت ساز بود؟ و آیا این جمله امام خمینی راجع به شهید بهشتی که بهشتی یک ملت بود برای ملت ما معنایی شبیه همین دارد؟

سلام
بله یکی از معانی که برای این آیه شده است همین است که ایشان به تنهایی امتی بوده است! منتها آیا دیگر انبیاء این چنین نبوده اند؟ آیا آنها شعاع شخصیتیشان به اندازه گروهی از مؤمنین نبوده است؟ یقینا همه انبیاء بلکه همه اولیاء خداوند و حتی می شود گفت همه انسانهایی که در جامعه خود شاخص شده اند، به اندازه گروهی از افراد دارای اثر گذاری در جامعه خود بوده اند!
ظاهرا علت بیان این ویژگی برای حضرت ابراهیم این است که در میان انبیاء تنها حضرت ابراهیم است که مورد احترام همه ادیان توحیدی است و این میزان از تأثیر گذاری حتی برای پیامبر اسلام نیز وجود ندارد!
فرمایش حضرت امام خمینی در باره شهید بهشتی نیز این گونه قابل توضیح است که شهید بهشتی چون سیبل دشمن بود و همه دشمنان ایران اسلامی ایشان را بجای ملت مورد کینه توزی خود قرار می دادند، پس ایشان همان ملت بود. شهید بهشتی همه فضائلی که ملت ایران اسلامی داشت را در خود متبلور نموده بود!





نوع مطلب : تعامل انسانی(اثرگذاری)، 
برچسب ها : امت بودن حضرت ابراهیم، امت بودن شهید بهشتی، حضرت ابراهیم و ادیان توحیدی، امام خمینی و شهید بهشتی، سیبل بودن شهید بهشتی برای دشمنان ایران اسلامی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: نوبهار

سلام علیکم
فراز 15 تنهایی در انبوه جمعیت
چرا باید از خدا خواست که تنهایی در انبوه جمعیت رو روزی کنه! از نظر من تنهایی ممکنه در بعضی مواقع برای آدم مفید باشه اما اگه روال همیشگی، تنهایی آدم باشه، باز هم آدم مشکل پیدا می کنه در واقع نمیشه گفت که برای یک انسان صرف تنهایی یا در جمع بودن مفیده که بتوان یکی از انها رو تجویز کرد. چون انسان هم به تنهایی نیاز داره، هم به در جمع بودن.
مگر اینکه منظور این باشه که خدا تحمل تنهایی در انبوه جمعیت و روزی کنه که خوب این تحمل تنهایی در انبوه جمعیت اگر در جهت پافشاری بر حقی باشه نعمت خواهد بود.

سلام علیکم
با تأیید آنچه شما گفتید، باید این را هم اضافه نمود که دکتر از تأثیر نپذیری از انبوه جمعیت می گوید. از این که آنها نتوانند با «زنده باد» و «مرده باد»شان، بر انسان تأثیر بگذارند و او را از آنچه انجامش را صحیح باز داشته و به آنچه ناصحیح می داند وادارند.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تعامل انسانی(اثرگذاری)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، تنهایی در انبوه جمعیت، دعا، تأثیر پذیری از جمع، احساس تنهایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 خرداد 1392
ارسالی: هدی
برداشت بنده نه شهرت بود و نه محبوبیت.رنجی که از آن یاد شده ناشی از درک نشدن است.یعنی اگرکسی نباشد که عمق فهم و ظرافت احساساتت را بفهمد احساس تنهایی و غربت کنی و از این تنهایی رنج بکشی.
اما مسئله ی مهمتری که در جواب شما نیز وجود داشت بحث اصالت نیاز به محبوب بودن است.وقتی انسان از خدا محبوبیت را میخواهد به گونه ای به حب نفسش احترام گذاشته است.چطور میشود کسی که در برابر مدح و ذم دیگران احساسش متفاوت نمیشود -چنانکه حضرت امام احساس خود را اینگونه بیان میکنند- محبوب بودن را از خدا بخواهد؟

برداشت شما از سخن دکتر، تعبیری دیگر از همان شهرت و محبوبیت است زیرا کسی که درک نشود، هر چه عمیق باشد و درست، باز هم کسی نگاهش نمی کند و یادش نمی کند. پس دیگرانی هم نخواهند بود که او را بشناسند و بفهمند و دوستش داشته باشند و به این وسیله مشهور شود و محبوب.
اما سؤال شما!
محبوبیت، یک علامت است! علامت این که فرد از سفاهت نفس خارج شده و رشید گشته است! البته محبوبیتی که هم در آسمان باشد و هم در زمین. و الا اگر محبوبیت تنها در زمین باشد می شود مثال عبد العزیز، خلیفه اموی که وقتی مرد، امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی مرد که اهل زمین برایش می گریند و اهل آسمان لعنش می کنند!
اما تغیّری که از مدح و ذم دیگران حاصل می شود، می تواند خوب هم باشد. چه این که انسان را نسبت به سفاهت و یا رشدِ نفس خود آگاه می کند و این آگاهی تأثیر طبیعی اش بر احساس، همین تغیّر و قبض و بسط روح است. بالاخره باید آگاهی، خودش را در احساس انسان نشاد دهد؟!
این که امام می فرماید: درود و مرگ اینها که شعار می دهند برایم تفاوتی دارد، یعنی من درستی راهم را از این درودها نفهمیدم که اگر در جایی دیگر چهار تا آدم به مرگ گویند، در راهم تردید کنم! خیر! ملاک من برای راهی که شروعش نمودم، شناخت درست من از اسلام بود.
اما وقتی از مسائل اصولی و اعتقادی پایین بیایم و بحث را در مسائل فرعی پی بگیریم، آنوقت مسئله متفاوت است. عرف آنجا نقش دارد. عرف نقش دارد در فهم این مسائل و در حکمی که صادر می شود و در احساسی که به فرد دست می دهد و در تصمیمی که می گیرد در همه ای این مراحل مدح و ذم دیگران - که شاید بشود از آن تعبیر به بناء عقلا نمود - تأثیر دارد!
پس وقتی نسبت به درستی راه قطع پیدا نمودیم، ذم دیگران نباید ما را سست کند و زمانی که به غلط بودن راه یقین نمودیم، نباید مدح دیگران ما را به رفتن آن تشویق کند.
این باور تنها در مسائل اساسی و یا جایی که فتوایی مسلم وجود دارد قابل دست یابی است و در مسائل دیگر چون نظر عرف یکی از ملاکها درستی و یا غلطی راه است، نمی تواند مدح و ذم را در آن بی تأثیر دانست.
جایی دیگر که بخصوص مدح نباید مؤثر باشد جایی است که خوبی، به تلاش و آکاهی انسان نسبت داده شود و از انسان بخاطر ایندو خصلتش تمجید گردد. زیرا که آنچه از خوبی است از خداست (نساء: 79) و الا سرنوشت قارون در انتظار انسانی است که مغرور ستایش دیگران واقع شده است. زیرا او هم می گفت آنچه به من داده شده اس بخاطر علم و آگاهیم بوده است (إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی - قصص: 78)





نوع مطلب : تعامل انسانی(اثرگذاری)، ستایش، شهرت و محبوبیت، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : مدح و ذم دیگران، شهرت و محبوبیت، شریعتی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید