ارسالی: مینا
پنجشنبه 14 شهریور 92 16:17

اختلاف های سطحی حافظ فردیت ستوده است ولی تفاوت های عمیق موجب منیت شوم است
(اندیشه های مشترک)

سلام
تعریف از سطح و عمق در این جمله چیست؟مثلا اینکه کسی کم حرف است و یکی هیجانی و پر حرف؟ بعد اگر اینچنین است مگر یک حالت مطلوب وجود ندارد که همه باید به سمت ان حرکت کنند در مسیر کمالشان؟ چطور اختلافات میتواند مطلوب باشد کلا؟حالا شاید بگوییم مضر نیست اما مطلوب بودنش به چه دلیلی است؟
ایا اینچنین نیست که انسان های مومن به میزان موحد بودنشان به هم شبیه اند؟
سوال حاشیه ای: این جمله از کیست؟

سلام
اختلافات سطحی برگرفته از شرائط اقلیمی، مزاجی، سنی و جنسیتی است. این اختلافات ربطی به روح انسان ندارد. همانطور که جسم انسانها متفاوت خلق شده و بالتبع دارای نیازمندیهای مختلف است، پس باید بپذیریم که این اختلافات باید محفوظ بماند چه این که این خود یکی از آیات الهی است.
مثلا امام باقر علیه السلام بخاطر این که جسمی گوشتی (لَحِم) و تنومند داشتند، علاقه بیشتری به خوردن گوشت داشتند. این علاقه را فرزند ایشان امام صادق علیه السلام نداشتند.
اختلافات سطحی، اختلافات بر مبنای واقعیت خارجی است. ولی اختلافات عمیق بر اساس ذهن است و ذهن واقعیت نیست. مؤمنین در دریافت از واقعیت متحد هستند. حال اگر خود واقعیت مختلف بود، یقینا این مؤمنین نیز در همان محدوده، با هم مختلف خواهند بود.
پاسخ سؤال حاشیه ای:
جملات اندیشه های مشترک غالبا نوشته و عموما تفکرات خود من است.



ارسالی: مینا
پنجشنبه 14 شهریور 92 20:56

سلام
ممنون از پاسختان
سوال دیگر:این مواردی که ذکر کردید از اختلافات سطحی بیشترش آثار جسمانی است و اصلا کسی نمیتواند تغییرش بدهد. من تصورم این بود که چون در برابر اختلافات عمیق قرارش داده اید باید از جنس همان عمیق ها باشد اما سطحی اش. مثلا یک سری خصائصی که عرفا میگویند ذاتی مثل شوخ بودن یا پر حرارت بودن یا کند بودن و ... ایا این مصادیق جزء ان سطحی ها نیستند؟
و سوال دیگر این که این اختلافات سطحی از ایات الهی است آیا از این حیث است که مثلا میفهمیم خدا بر خلقی تواناست؟

سلام
پرسش تو بر می گردد به این پرسش جامع تر که آیا ما چیزی بنام شخصیت داریم؟ شخصیت یعنی آنچه یکی را از دیگری از نظر روحی شاخص کند. یکی کمی بیشتر بترسد، کمی بیشتر خجالت بکشد. کمی بیشتر جذب شود و یا جذب کند.
یقینا ما چیزی بنام شخصیت دارم. رابطه جسم با روح و تأثیری که ایندو روی یکدیگر می گذارند مسئله  ای اثبات شده است. تأثیرات ژنیتیکی یقینا روح را نیز بی نصیب نمی گذارد. امام علی علیه السلام وقتی ترس را در محمد بن حنفیه دید دید فرمود: تو فرزند منی (فرزند همسرشان حنفیه) ولی حسن و حسین فرزندان رسول خدایند.
منتها چیزی که مؤمنین را با هم متحد می کند و اختلاف بینشان را از بین می برد، تحملی است که آنها برای تظاهرات ارزشی داشته و از بروز صفات ضد ارزشی خود داری می کنند. به همین خاطر است که امام صادق علیه السلام فرمود: شما شعیان از ما صبورترید زیرا شما فضائلی را که ندارید بدست می آورید و حال آن که آن فضائل را ما خود (بصورت غیر اکتسابی) داریم.
این که اختلافات از آیات الهی است هم به همان معنی است که تو گفتی و هم به این معناست که انسانها با دیدن این اختلافات متوجه می شوند اینها ارزش نیست بلکه ارزش، احترام به خواسته خداوند و در نتیجه تقوا است. اگر این اختلافات نبود، انسانها پی به ارزشمندی تقوا و اطااعت از خداوند نمی بردند. پس این اختلاف است که آنها را به این امر هم راهنمایی کرده است و این معنای آیه بودن احتلاف است.


ارسالی: مرجان1211
شنبه 16 شهریور 92 10:58

سلام
با توجه به توضیحاتی كه دادید پس میشه گفت مومنین به میزان عدم تحمل بروز صفات ضد ارزشی با هم متفاوتن؟ یعنی درجه شون فرق میكنه؟ پس ما میتونیم بر اساس رفتار بیرونی اونها برای اعتماد كردن بهشون قضاوت كنیم؟و اگه بخوایم انتخاب كنیم ترجیحمون با كسی باشه كه رفتارهای بیرونیش نقص هاش كمتره؟

سلام
مؤمنین در تقوا با هم متفاوت هستند. تفاوتی که نباید باشد بلکه هر مؤمنی باید سطح تقوای خود را ارتقاء داده و به دیگران برسد.
تقوا به معنای کنترل بدیهایی است که نفس ما به آن تمایل دارد.
هر انسانی تحت تأثیر عواملی متعدد، زمینه های متفاوتی از ناهنجاریها را دارا شده است. او از وقتی تصمیم به خودسازی می گیرد مجبور خواهد بود از بروز این رذائل جلوگیری کند. تا به مرور بتواند از شر آنها خلاص شود و به نفس مطمئنه برسد.



ارسالی: مرجان
یکشنبه 17 شهریور 92 12:45

سلام
شرمنده من متوجه نمیشم! فرمودید مومنین در تقوا با هم متفاوت هستند منظورتون از تفاوتی كه نباید باشه چیه؟ تقوای آدما اونهارو از هم متفاوت میكنه، و برای ما آدما در شناخت مومنین و تفاوتشون بروز رفتارها نشانه تقوا و بی تقواییه اونهاست.

سلام
من شرمندم که باید منظورم را بهتر برسونم.
تفاوت رتبه ای بین مؤمنین بخاطر کم و زیاد بودن تقوای آنهاست. و همین تفاوت موجب شناخت آنها می شود. ولی این تفاوت نباید بین آنها وجود داشته باشد. زیرا نشان از کم تقوایی بعضی از آنها دارد. مؤمنین باید آنچنان به وحدت برسند که اصلا قابل شناخته شدن از یکدگیر نباشند. مثلا آیا تو می توانی شخصیت مثلا امام حسین را بررسی کنی و حرفهایی در این باره بزنی که نتوانی آن سخنان را برای شخصیت امامی دیگر بگویی؟ این کار شدنی نیست چون آنها نور واحدند.





نوع مطلب : تفاوت انسان ها، تقوا، صبر(رشد و بالندگی)، 
برچسب ها : آیه بودن اختلاف، ذهن و واقعیت، محدوده وحدت مؤمنین، ژنتیک (عرق)، شخصیت، صبوری شیعیان در کسب فضایل،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
پنجشنبه 14 شهریور 1392
ارسالی: مرجان
چهارشنبه 30 مرداد 92 17:01

هیچ كس از قلب شما به شما نزدیك تر و راستگوتر نیست. بنابراین از كسانی كه قلب پاك شماآنان را به خود نمی پذیرد، دوری كنید
(سقراط)

اگر منظور از قلب پاك قلب انسان كامل باشه شاید درست باشه.ولی به نظر میاد خطاب به عموم انسان هاست كه در این صورت، درسته كه قلب آدم با آدم صادقه منتها نمیشه بر اساس اون نسبت به آدما قضاوت كرد، چه بسا كه قلب آدم نسبت به آدمای بزرگ به خاطر فاصله هاش سخت میشه،ممكنه لزوما ناپاك هم نباشه ولی بودن كنار اونها براش سخت میشه لذا قلب صادقه و واقعیت درون رو بیان میكنه. اما نمیتونه میزانی برای قضاوت باشه.

قلب انسان چه در ابتدای ارتباط و چه در ادامه آن در لحظات مختلف نظرش را صادقانه می گوید. و این انسان است که غالبا به سخن قلبش گوش نمی دهد.
فرق نمی کند این انسان چقدر کامل یا ناقص باشد.
البته هر چه انسان کمتر به قلبش گوش دهد، قلب او کمتر در جزئیات، نظرش را می دهد و بیشتر به کلیات بسنده می کند.
این همان سخن قرآن است: آنها قلب دارند ولی با آن بصیرت نمی یابند.
خطاب قرآن به مشرکین است پس انسانهای موحد حال در هر درجه ایمانی که باشند قلبشان به آنها بصیرت می دهد.
و همچنین آیات دیگری هم هست که همین را بگوید:
اگر تقوا داشته باشید به شما نیروی فرقان داده خواهد شد.
اگر تقوا داشته باشید راه های برون رفت (از مشکلات) به شما نشان داده خواهد شد!
قسم به نفس انسانی و آنکه او را آفرید و (راه شناخت) گناهان و جلوگیری از آنها را به او الهام نمود.






نوع مطلب : قلب(الهام)، تقوا، 
برچسب ها : اثر تقوا، فالهمها فجورها و تقواها، ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا، سقراط،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: رقیه
جمعه 7 تیر 92 20:13

"لانک اهل التقوی و اهل المغفره"
دعای ابوحمزه ثمالی
نسبت تقوا به خداوند دادن برایم سوال است لطفا راهنمایی ام کنید.

این جمله برگفته از آیه 56 مدثر است:
هُوَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ

در تفسیر نمونه ذیل این آیه آمده است:
در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏ خوانیم كه در تفسیر این آیه فرمود:
خداوند مى‏ گوید:
أَنَا أَهْلٌ أَنْ أُتَّقَى وَ لَا یُشْرِكَ بِی عَبْدِی شَیْئاً وَ أَنَا أَهْلٌ إِنْ لَمْ یُشْرِكْ بِی عَبْدِی شَیْئاً أَنْ أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ
من شایسته این هستم كه از من پرهیز  شود، و بنده‏ام چیزى را شریك من قرار ندهد، و من شایسته‏ام كه اگر بنده‏ام چیزى را شریك من قرار ندهد او را داخل بهشت كنم.
گرچه تمام مفسران تا آنجا كه ما دیده‏ ایم،" تقوا" را در اینجا به معنى" مفعولى" تفسیر كرده‏ اند و گفته‏ اند خدا شایسته این است كه از او (از شرك و معصیت او) بپرهیزند، ولى این احتمال نیز هست كه به معنى فاعلى نیز تفسیر شود یعنى خدا، اهل تقوى است، از هر گونه ظلم و قبیح و هر گونه كارى كه بر خلاف حكمت است مى‏ پرهیزد، و در حقیقت بالاترین مقام تقوى از آن خدا است و آنچه در بندگان است، شعله ضعیفى از آن تقواى بى‏ انتها است، هر چند تعبیر به" تقوا" به معنى اسم فاعلى در مورد خداوند كمتر گفته مى‏ شود.

تفسیر نمونه، ج‏25، ص: 266




نوع مطلب : تقوا، 
برچسب ها : اهل التقوی، اهل المغفره، معنای فاعلی تقوی، معنوی مفعولی تقوی، دعای ابوحمزه ثمالی، تفسیر نمونه،
لینک های مرتبط :
ارسالی: حمید
قهوه بدون خامه یا قهوه بدون شیر یكى نیستند، آنچه حاصل نمى شود بخشى از هویت آنچیزى است كه حاصل مى آید.
اسلاوی ژیژک

مسلما بخشی از هویت ما را نداشته های ما تعیین می کند. عدم کسب این نداشته ها می تواند اختیاری یا غیر اختیاری باشد. زمینه هایی که منجر به یک انتخاب می شود همانطور که ایجابی عمل می کند قطعا سلبی هم عمل می کند. هر چه میزان انتخاب های سلبی و ایجابی یک شخص بیشتر آگاهانه باشد فرد از رشد بیشتری برخوردار است.

ظاهرا تقوا همان انتخابها سلبی است که در کنار اعمال صالح به عنوان انتخابها ایجابی سبب رشد می شود.

ارسالی: مسافر

سلام.
من ذهنیتم این بود که تقوا هم در انتخاب های سلبی و هم انتخاب های ایجابی باید وجود داشته باشه، این تعبیر شما رو متوجه نمی شم؟

  سلام
تقوا در انتخابهای ایجابی تأثیر می گذارد ولی عین آن نیست!


ارسالی: حمید

در مورد نداشته هاى غیر آگاهانه كه حاصل شرایط دیگرى غیر از اراده شخص است چه مى شود گفت؟ طبیعتا آنها هم هویت داشته ها را متاثر مى كند، آیا مى شود گفت این دست از انتخابهاى سلبى غیر آگاهانه تنها انتخابهاى ایجابى غیر آگاهانه را متاثر مى كنند.

بالاخره هر موجودی چیزیهایی را دارد و چیزهایی را ندارد و در این داشته ها و نداشته ها، خود و دیگران سهم دارند! سهمشان هم مال انتخابهای آگاهانه آنهاست و هم ناآگاهانه آنهاست. هم انتخابهای سلبی و هم ایجابی! و همیشه هم این رود جریان دارد و هر وقت به شکلی است!
این بحثها چه اهمیتی دارد؟ مهم آن است که انسان نسبت به دامنه توامندیهایش مسؤول است! همین





نوع مطلب : تقوا، 
برچسب ها : اسلاوی ژیژک، هویت، تقوا، اعمال صالح، تأثیر تقوا در انتخابهای ایجابی،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: سمیه
جمعه 31 خرداد 92 20:07

سلام حاج آقا
ممنون که برای ما وقت می ذارید. شاید که این یاری شما، برای ما رسیدن به سعادت دنیا و آخرت رو در پی داشته باشه، انشاالله !
پاسخی که دادید کمی برام گیج کننده ست از این جهت که بالاخره کسی که امیدواره، این امیدواری یک حس در اوست صرفنظر از اینکه اون امیدواری باعث حرکت شخص می شه. این حس یک مفهوم ذهنی ست و عینیتی نداره و ما از نتایجش وجود این مفهوم ذهنی رومتوجه می شویم. اگه امیدواری ذهنی نیست پس چه مفهومیه؟ و مگر غیر از اینه که ما همواره حتی برای شناخت خدا هم با تصورات و ذهنیات خودمون سر و کار داریم و شریعت به کمک ما میاد تا این ذهنیات ما رو به خطا نکشونه و در واقع ما رو به مسیر درست ذهنی هدایت کنه؟

سلام عزیز
حسی که واقعی است و نشان توامندیهای انسان است و بر اساس آن تلاش صورت می پذیرد نامش «امید» است! اما اگر این حس حاکی از توانمندیها نبود و طبعا تلاشی هم بر اساس آن انجام نگرفت، خیال پردازی است و کاملا ذهنی است و هیچ ربطی با واقعیت نداره!
در قرآن از خیال پردازی تعبیر به «امانیّ» شده است و از امید تعبیر به «رجا» البته ممکن است مجازا از امانی تعبیر به «رجای کاذب» هم بکنند!
شریعت اسلام به کمک ما می آید تا ما در خط ولایت قرار بگیریم و در نتیجه از امانی خارج شویم و تصور نکنیم می توان با انحراف اعتقادی به بهشت رسید هرچند هم اعمال خوب زیادی را انجام داده باشیم و یا تقوای زیادی را در نامه اعمالمون ثبت کرده باشیم! که بی ولایت همه اعمال حبط است!
داشتن اعتقادات صحیح، انسان را از چاه به سطح می رساند. آنوقت باز شریعت اسلامی به یاری می آید و به اهالی ولایت گوشزد می کند که با تقوا و اعمال صالح مسیر رشد را بالا بروید و فکر نکنید به صرف اعتقادات سالم و بدون تقوا و  اعمال صالح می توانید رشد کنید هر چند از ابدیت در دوزخ با همین اعتقاد صحیح رسته اید! این هم مرتبه ای دیگر از رهایی از امانی است!







نوع مطلب : امیدواری(وهم و واقعیت)، تقوا، ولایت، 
برچسب ها : خیال پردازی، حبط اعمال، امیدواری، ناامیدی، رجا و رجای کاذب، رابینز، امانی و مسیر ولایت،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic