تبلیغات
نقد حکیمانه - مطالب فهم
ارسالی: ؟؟؟

"بیش از حد عاقل بودن كار عاقلانه ای نیست"
(مارون)

اساسا به خود عقل كه افراط و تفریط راه نداره ،آیا اینجا منظور ابراز عاقل بودنه؟

منظور از عقل در  جمله فوق تظاهر به فهمیدن هست! نباید همه جا تظاهر به فهمیدن نمود. شاید لازم باشد بعضی وقتها بگداریم دیگران تصور کنند ما ابله هستیم!! در فرمایشی از امام صادق علیه السلام است که: دو سوم خوشی در زندگی زیرکی است و یک سوم آن تغافل است.




نوع مطلب : عقل(تغافل)، فهم، 
برچسب ها : عقل، تظاهر به فهم، مارون، حدیث امام صادق علیه السلام، تغافل،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: مهناز
پنجشنبه 14 شهریور 92 21:01

از انچه میگویی بیشتر بدان و از انچه میدانی بیشتر بفهم!
(اندیشه های مشترک)

سلام
باعرض پوزش،فک کنم سوالی شبیه این پیشتر پرسیده شد! اگه سوال مشابه نیست لطفاً جواب بدین.
بخش اولش خب متوجه میشم که یعنی دانسته هات از گفته هات بیشتر باشه
اما دانستن و فهمیدن من همیشه فکر می کردم تو یه سلسله مراتب در ادامه ی هم هستن
یعنی اول می دانی و بعد خدا عنایتی می کند و دانسته هاتو می فهمی
اما این جمله رو درست متوجه نمیشم، بیش از دانسته فهمیدن؟
پیشتر توضیحی دادین در باب ایمان و دانستن؛ و اینکه فرد ممکنه چیزی رو ایمان داشته باشه اما ندونه؛ البته اونجا هم بحث خوب چا نیفتاده بود برام؛ اگه این هم از همون مقوله اس؛ توضیح بیشتر بدین.
ممنون

سلام
امام علی علیه السلام از یک باب علم که پیامبر به ایشان آموخت هزار باب علم را گشود.
فهم نیرویی است که دانسته ها را رویش می دهد و از آن دانشهای جدیدی را بیرون می کشد.




نوع مطلب : فهم، علم، 
برچسب ها : هزار باب علم، فهم، رویش دانسته ها،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،

دکتر شریعتی می گوید:

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند، از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، می‌دوشندت، از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند، از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند؛ آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

از کتاب یک، تا بی‌نهایت صفر.

بیاد شعری از اشرف الدین حسینی (1250 - 1313) افتادم:

دست مزن!- چَشم، ببستم دو دست

راه مرو!- چَشم، دو پایم شکست

حرف مزن!- قطع نمودم سخن

نطق مکن!- چشم، ببستم دهن

هیچ نفهم! -این سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

لال شوم، کور شوم، کر شوم

لیک محال است که من خر شوم

چند روی همچو خران زیر بار؟!

سر زفضای بشریت برآر!





نوع مطلب : فهم، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، فهمیدن، نفهم، گنده تر از گاو، تند تر از اسب، بارکش تر از خر،
لینک های مرتبط :
ارسالی: نوبهار
سلام علیکم
برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن!
پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی
*
این طور برداشت کردم که با استفاده از «ذمِّ مدحی»، به گونه ای دارند به مذمت ندانستن و تجاهل اشاره می کنند.
ولی یه برداشت دیگه ای هم میشه کرد که ذهن را به سمت بدی منحرف می کنه اونم اینکه با خوندنش یکی با خودش بگه که ایشون هم دارند می گن هرچی بیشتر ندونی و خودت و به تجاهل بزنی و یه جا بشینی و حتی در جهت انتشار دانسته هات تلاشی نکنی راحت تر زندگی می کنی و خوش هستی و این حرفی که نفس آمادگی زیادی برای پذیرش اون داره در حالیکه در نور علم قطعاًلذتی هست که در تجاهل و لذات زود گذر مادی نیست اگر میشه برای کسایی مثل من که ممکن همچین برداشتی هم بکنن مفهوم صحیح این جمله رو تبیین کنید؟
با تشکر

همیشه دانستن با مسؤولیت همراه است. درست است لذت دانستن، و ارضاء حس کنجکاوی یکی از لذتهای روانی است. ولی از آن طرف همین دانستن، باعث قدرت وجدان شده و وجدان نیم گذارد نفس به راحتی هرکار دلش خواست بکند. وجدان به عنوان نفس لوامه مدام او را ملامت میکند.
آدمهای مترف و خوشگذران چرا در تقابل با انبیاء بر میخواستند؟ چون انبیاء آگاهی میدادند و وجدانها را بیدار می ساختند و در نتیجه باعث منقَّص شدن عیشها می گشتند.
وَ ما أَرْسَلْنا فی‏ قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ (سبأ: 34) و ما در هیچ شهر و دیارى پیامبرى بیم‏دهنده نفرستادیم مگر اینكه مترفین آنها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‏اید كافریم!»

به همین خاطر است بچه ها شادترند. دیوانه ها بیشتر می خندند. عوام مردم خوشحال ترند.
و لذاست که در خطبه همام، امام علی می فرمایند: مؤمن دلش پر از اندوه است هرچند ظاهرش لبخند دارد.
و همام وقتی آگاه می شود از زیادی اندوه می میرد. (خطبه 193 نهج البلاغه)
اندوه مؤمن از آگاهی او و از باور او و از فهم او سرچمشه می گیرد. باوری که نسبت به این دارد که: از کجایم؟ و در کجایم؟ و به کجایم؟ و اصلا چرایم؟
«خر» نماد انسانی است که سؤالات فلسفی ندارد. لذا همه همَّش این است که علفزاری بیابد و در آن غلتی بزند!
فهم نارسایی ها باعث این شده است که امثال شریعتی از خوشبختی مادی در دنیا محروم باشند. و حال آن که خیلی از هم درسهای دکتر، زندگی مرفهانه ای برای خود مهیا نموده اند، اما او باید همیشه در هجرت و سیبل تهمت باشد . در نهایت نیز با مرگش مشکوک زندگی اش به پایان برسد!






نوع مطلب : دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، عقل(تغافل)، فهم، 
برچسب ها : اندوه دانستن، نماد خر، شریعتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید