ارسالی: زهرا نجاتی
چهارشنبه 7 اسفند 92 21:50

شهدحقیقت که می رود جز شهیدان با آن نمی مانند
اندیشه های مشترک

باسلام
بنظرم این جمله ناظربه همان که حقیقت عین ته خیار تلخ است می باشد و بنظراین جمله درمورد کسانی است که در نفس خود اهل حقیقت نبستندچون گروهی حقیقت را تنها تا جایی می پذیرند که برای انان و راجع به مصالحشان تلخ و گزنده نباشد اما گروهی حقیقت را هرچه که باشد بخاطر نفس حق بودنش میپذیرند در مقابل گروه اول وقتی شیرینی حقیقت به تلخی رسید حقیقت را رهاکرده و دنبال باطلی می گردند که همانطور شیرین باشد واینجا شبهه و فتنه ایجادمیشود دراین هنگام اهل حق که مصداق اتم ان شهدا هستند با ان حقیقت باقی می مانندبه این معنا شهدا چون ناظر به حق هستند گواه نام گرفته اند و بقیه حق را تنها می گذارند.
این جمله کمی ارمانی بنظر میرسد!

سلام علیکم
توضیح کاملی ارائه دادید. بیتشر روی جملاتی کار کنید که معنای آن پیچیده و یا قابل نقد باشد!
البته جمله فوق کمی پیچیده بود!




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، حقیقت(تبیین سره از ناسره )، حقیقت(نصدیق)، حقیقت(مصلحت)، 
برچسب ها : حقیقت، ایجاد شبهه، فتنه، اهل حق، حق و باطل، حق پذیری، گواه،
لینک های مرتبط :
ارسالی: نوبهار

سلام علیکم
فراز 15 تنهایی در انبوه جمعیت
چرا باید از خدا خواست که تنهایی در انبوه جمعیت رو روزی کنه! از نظر من تنهایی ممکنه در بعضی مواقع برای آدم مفید باشه اما اگه روال همیشگی، تنهایی آدم باشه، باز هم آدم مشکل پیدا می کنه در واقع نمیشه گفت که برای یک انسان صرف تنهایی یا در جمع بودن مفیده که بتوان یکی از انها رو تجویز کرد. چون انسان هم به تنهایی نیاز داره، هم به در جمع بودن.
مگر اینکه منظور این باشه که خدا تحمل تنهایی در انبوه جمعیت و روزی کنه که خوب این تحمل تنهایی در انبوه جمعیت اگر در جهت پافشاری بر حقی باشه نعمت خواهد بود.

سلام علیکم
با تأیید آنچه شما گفتید، باید این را هم اضافه نمود که دکتر از تأثیر نپذیری از انبوه جمعیت می گوید. از این که آنها نتوانند با «زنده باد» و «مرده باد»شان، بر انسان تأثیر بگذارند و او را از آنچه انجامش را صحیح باز داشته و به آنچه ناصحیح می داند وادارند.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تعامل انسانی(اثرگذاری)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، تنهایی در انبوه جمعیت، دعا، تأثیر پذیری از جمع، احساس تنهایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 خرداد 1392
از دعای دکتر: ... جهاد بی سلاح ... روزی کن!

وقتی سلاحی نیست، جهاد فقط خسارت به دنبال دارد!
سلاح به هر معنایی باشد، باید وجود داشته باشد!
مگر این که هم جهاد را معنایی غیر از مبارزه مسلحانه بکنیم و هم سلاح را به معنایی ابزار غیر لازم بدانیم آنوقت این جمله دکتر را اینگونه معنی کنیم:
خدایا! نگاهم را به جهاد و تلاش در راهت، آنچنان تعالی ببخش که خود را در بند ابزارهای غیر لازم نبینم و بهانه ها را کنار بگذارم و از همه آنچه دارم برای تلاش در مسیرت بهره ببرم و از کمی توانائیم، آنچنان ننالم که از کار بمانم!





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تلاش(توفیق، کاهلی)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، جهاد، سلاح، مبارزه، دعا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 خرداد 1392
ارسالی: هدی
سلام علیکم.در بخش دیگری از نیایش دکتر شریعتی مضمون مشابهی وجود دارد که به توضیح این فراز کمک میکند( نقل به مضمون):
خدایا تو را سپاس میگوییم که در راه تو هر چه پیشتر میرویم و بیشتر رنج میبریم،آنان که باید همراهمان باشند سد راهمان میشوند،آنان که باید حق شناسی کنند حق کشی میکنند،آنان که باید دستمان را به گرمی بفشارند سیلی میزنند.آنان که باید در برابر سمپاشی های بیگانگان تبرئه مان کنند پیش از دشمن حمله میبرند. سپاس! همین خود نعمت بزرگی است چرا که اگر همچنان که کسانی در راه خدا تلاش میکنند عده ای ستایشگرشان بشوند پنهانی شرک ایجاد میشود زیرا همزمان که برای خدا کار میکنند خودخواهیشان نیز توسط عده ای ارضا میشود.
آیا این میتواند توجیه مناسبی برای فراز مذکور باشد؟ و گذشته از این که منظور دکتر در این فراز و چند فراز مشابه آن چه بوده است آیا بی همراه بودن نمیتواند خود موضوع دعا قرار بگیرد؟ البته نه به عنوان امری کلی و دائمی و نه به این صورت که اساسا رفتن بی همراه را با ارزش تر از رفتن با همراه بدانیم. بلکه از آن جهت که تجربه ی طعم بی کس بودن و از حمایت و دلگرمی دوستان بی بهره بودن را نعمتی از جانب خداوند بدانیم که به همگان داده نمیشود و به هر کس داده شود میتواند در جهت عمق بخشیدن به ایمان و معرفت موثر باشد.

سلام علیکم داشتن همراه، نعمت است و نداشتن آن نقمت. نقمتی که باید پای آن صبر نمود. نقمتی که یقینا بر کمّ و کیف، کاری که می خواهیم انجام دهیم تأثیر می گذارد و از دامنه و عمق آن می کاهد. چنانچه نبود همراه از دامنه و عمق فعالیتهایی ائمه بزرگوار ما به شدت کاست!
آیا خانه نشینی امام علی نعمت بود؟! خانه نشینی دیگر امامان چه؟! آیا شهادت امام حسین نعمت بود؟! پس چرا از آن به بزرگترین مصیبت در آسمان و زمین یاد می شود.
بله، مؤمن از مصیبتها بهره خودش را می برد و از شرها خیر بیرون می کشد؛ ولی این به معنای نعمت بودن این شرور نیست. به معنای این نیست که وضعیت موجود بهتر از وضعیت مطلوب است.
اگر اینطور باشد دیگر چرا باید رؤیای حکومت امام زمان را داشت!
خب البته وجود همراه، آفات خودش را نیز دارد که باید از آن آفت زدایی نمود. ولی وجود آفت، دلیل بر نقمت شدن نعمت نمی گردد و الا هیچ نعمتی دیگر وجود نخواهد داشت.
همچنین آفت تنها بودن بیشتر از همراه داشتن است زیرا تنهایی، زمینه ذهنی بار آمدن انسان را بیشتر از وقتی که همراه دارد آماده می سازد.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، صبر(مصائب)، نعمت(آفت و نقمت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، دعا، همراه، سیره ائمه، نعمت، نقمت،
لینک های مرتبط :
از دعای دکتر ....  رفتن بی همراه ... روزی کن!

از پیامبر نقل شده است: الرفیق ثم السفر. همراه را بیاب بعد سفر کن!
همچنین از امام علی نقل شده: سَل عن الرفیق قبل الطریق! قبل از این که از راه بپرسی از همراه بپرس!
حضرت لقمان به پسرش نصیحت می کند: یا بنی الرفیق ثم الطریق. پسرم! همراه و بعد راه!
رفیق در زبان عربی به معنای همراه و همسفر است. که البته زمینه دوستی هم بالتبع دارد ولی خصوصیت رفیق، رفاقت نیست بلکه همراهی در سفر است.
در مسیر کمال و یا در مسیر مبارزه که مصداقی بارز برای مسیر کمال است، باید همراه داشت. این همراه گاهی مرشد است. حکیمی که انسان با ارتباط گیری با او درستی راهی را که می رود تضمین می کند و یا همراهانی است که به پشتوانه آنها مبارزه ای را آغاز می کند و تلاشی را صورت می دهد.
بدون مرشد و بدون همراهان، مسیر کمال یا به بیراهه می رود و یا حرکت مؤثری اتفاق نمی افتد.
علت گمراهی بسیاری از تلاش گران عدم ارتباط با آنها مرشد است.
و همچنین عقیم ماندن بسیاری دیگر از تلاشها، نبودن همراهان قابل وثوق است.
امامان بزرگوار ما چون نمی خواستند حرکتشان عقیم بماند، و چون بدون همراه بودند، مبارزه ای را بر علیه حاکمان انجام ندادند. البته روشنگری خود را در حد توان داشتند.
آنچه که در توجیه دعای دکتر می شود گفت این است که: او از خداوند می خواهد دلش را قرص دارد تا از خلوتی جاده حق نهراسد و از تنهایی در این مسیر، در راهی که می رود تردید نکند.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تنهایی(ترس و تردید)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، همراه، ضرورت مرشد، شرائط مبارزه، دعای شریعتی، دعا،
لینک های مرتبط :
ارسالی: هدی
آمین!
به نظر بنده بسیار عمیق و زیباست! بیشتر فراز ها درخواست برای رسیدن به یک مفهوم است: خلوص! و مصادیق آن به خوبی بیان شده اند:تلاش در شکست،رفتن بدون همراه،کار بی پاداش،جهاد بی سلاح ،فداکاری در سکوت،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،دوست داشتن بی انکه دوست بداند....
اما بعضی از فراز ها کمی دو پهلو هستند: مذهب بی عوام( اگر منظور این فراز را درست فهمیده باشم!) :
هر چند درخواست برای مصون ماندن از عوام زدگی در مذهب درخواستی منطقی است اما ممکن است آفاتی را نیز در پی داشته باشد، آفاتی از قبیل احساس تافته جدا بافته بودن! دعا کننده باید متوجه باشد که حدی از عامی بودن در مذهب ضروری است.
تعبیر صبر در نومیدی نیز تعبیر دقیقی به نظر نمیرسد و به نوعی در آن تناقض وجود دارد ولی از آنجا که منظور قابل فهم است نیازی به مته به خشخاش گذاشتن نیست!

نظری که عزیزمون در باره تو تا از فرازها دادن کامل بود!
منتظر هستم ببینم نظر دیگر عزیزان درباره دیگر فرازها چیست؟





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، امیدواری(وهم و واقعیت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، صبر(رشد و بالندگی)، صبر(مصائب)، 
برچسب ها : عوام زدگی، مذهب، بی ریا، دعا، تافته جدا بافته، خلوص، شریعتی،
لینک های مرتبط :
دوستان سلام
نظرتان درباره این دعای دکتر چیست؟
خدایا، به من توفیق:
1) تلاش در شکست،
2) صبر در نومیدی،
3) رفتن بی همراه،
4) جهاد بی سلاح،
5) کار بی پاداش،
6) فداکاری در سکوت،
7) دین بی دنیا،
8) مذهب بی عوام،
9) عظمت بی نام،
10) خدمت بی نان،
11) ایمان بی ریا،
12) خوبی بی نمود،
13) مناعت بی غرور،
14) عشق بی هوس،
15) تنهایی در انبوه جمعیت،
16) و دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند،
روزی کن.




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : 16 فراز، دعا، روزی، شریعتی،
لینک های مرتبط :

ارسالی: هدی

برای چنین آدمی (انسان رشد یافته) مردن تنها کاری در زندگی است که خود نیز از آن سود میجوید.مرگ نه حلاج وار؛ مرگی پاک در راهی پوک!که علی وار ! برای خوشنودی خدا، یعنی در خدمت به خلق.

شیعیان علی و رنجهایشان

اصل متن مربوط به کتاب نیایش دکتر هست:

یه آدم به اخلاص رسیده. و او برای از دست دادن، برای رنج کشیدن، برای تحمل کردن و برای مردن تردید ندارد.

مرگ نه حلاج وار، مرگ نه حلاج وار، مرگی پاک در راهی پوچ که علی وار برای خشنودی خدا، یعنی در خدمت به خلق. برای چنین آدمی تنها کاریست مردن. مردن برای چنین آدمی تنها کاریست در زندگی که خود نیز از آن سود می برد.

دکتر در متن فوق مرگ حلاج را در عین پاکی در مسیری پوچ می داند.

او مرگ حلاج را هر چند در عین خلوص ولی نه برای هدفی والا می داند.

در بررسی سخن فوق باید هم حلاج را بشناسیم و هم ببینیم آیا می شود کسی مرگش پاک باشد ولی مسیرش پوک باشد؟

حلاج قبل از این که یک شخص باشد، یک شخصیت است یک نماد است. نماد انسانی که اسرار الهی آنچنان بی طاقتش کرده که همه مصائب را بجا می خرد ولی این اسرار را بر لب جاری می سازد.

درست است درباره شخص حلاج گفتگو و بعضا بگومگو بسیار است ولی از نشر من این سخنان بیخود است زیرا مهم اشخاص نیستند بلکه سخنان آنها و چنانچه تبدیل به نماد شده اند، بررسی بُعد نمادی آنهاست که مهم است.

بله یک وقت هست قرار است ولایت کسی را بپذیریم و امور خود را به او واگذار کنیم در این وقت باید همه ی بود و نبود او را بررسی کنیم و آنچه به او نسبت داده می شود، را کنکاش کنیم که آیا این نسبت درست است یا خیر.

ولی وقتی قرار نیست ولایت کسی را بپذیریم درباره اصل نسبتها بحث نمی کنیم. بلکه کارها و حرفها را با قطع نظر از انتساب آنها، مورد درست آزامایی قرار می دهیم.

بر این اساس این که بیایم بحث کنیم حلاج عارف بوده است یا کافر و دیگر مباحث پیرامونی، کار درستی نیست. اگر عارف بودن دست ما را هم بگیره اگر کافر بوده خدا خودش می دانه با او چه بکنه!

همانطور که گفتم حلاج یک نماد شده است. نماد انسانی که اسرار حق را تاب تحمل نیاورده و این نه بخاطر کم تحملی او بوده است بلکه بخاطر اوج قرب او بوده است که آتش قرب به جانش نشسته.

ببینید امام از منصور حلاج چگونه به عنوان یک نماد استفاده میکند:

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم     چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم       همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى       کـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز        که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جــــامــه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم       خــــرقــــه پیــــر خـــراباتى و هشیار شدم

واعـــظ شهــر کــه از پند خود آزارم داد       از دم رنــــد مــــى‏آلــــوده مــــَددکار شدم

بگـــذاریــــد کــــه از بتکــده یادى بکنم       مـــن کـــه با دستِ بت میکده، بیدار شدم

این غزل بخوبی نماد حلاج را توصیف می کند. آنچنان این توصیف قوی است که کمی توضیح آن هم، بر چهره زیبایش خش می اندازد.

با این مقدمه برگریدم به این سؤال که آیا حلاج راهش پوک بود؟

راه حلاج پوک نبود. حلاج نماد عارفی میان غافلان و عالمی میان جاهلان و گلی در مرداب و ستاره در دل سیاه آسمان بود. نماد حلاج عارف به خدا رسیده و به خلق برنگشته بود و علی نماد به خدا رسیده و سوی خلق برگشته بود.

در نماد حلاج بعد «برنگشتگی از حق به سوی خلق» لحاظ نشده است. لذا عیبی متوجه او نیست و مسیر کمالش را خدشه نمی اندازد. در نماد حلاج فقط بعد فناء اش در بحر حضور لحاظ شده است.

لذا دکتر یا باید حلاج را صوفی کافر بداند و او را نمادی از فریبکاران بنامد و یا او را صوفی مؤمن ولی بی درد و عزلت کزین بشناسد که مرگ ایندو نمی تواند پاک باشد چون مسیرشان خطاست و مسیر خطا نمی توان پایان و مرگی پاک داشته باشد. راه پوچ به انجامی پاک ختم نمی شود. هرچند صوفی عزلت گزین که کسی کاری بکارش ندارد که بخواهد او را دار زند.

باید اقرار نمود که  سخنان زیبای دکتر بیش از اندیشه های ژرف اوست! واژه بر معنا غلبه دارد!  ولی همچنان می تواند اندیشه های خلاقانه او را در واژگانی زیبا یافت نمود.

به لینکهای مرتبط مراجعه کنید!




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تعامل انسانی(تقرب و بازگشت به خلق)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : منصور حلاج، غزل خال لب، فناء در بحر حضور، شریعتی،
لینک های مرتبط : راز انا الحق حلاج چه بود؟، نیایش فصل اخلاص یکتایی - شریعتی، تو که خود خال لبی ...،
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو