تبلیغات
نقد حکیمانه - مطالب تعامل انسانی(تقرب و بازگشت به خلق)

ارسالی: هدی

برای چنین آدمی (انسان رشد یافته) مردن تنها کاری در زندگی است که خود نیز از آن سود میجوید.مرگ نه حلاج وار؛ مرگی پاک در راهی پوک!که علی وار ! برای خوشنودی خدا، یعنی در خدمت به خلق.

شیعیان علی و رنجهایشان

اصل متن مربوط به کتاب نیایش دکتر هست:

یه آدم به اخلاص رسیده. و او برای از دست دادن، برای رنج کشیدن، برای تحمل کردن و برای مردن تردید ندارد.

مرگ نه حلاج وار، مرگ نه حلاج وار، مرگی پاک در راهی پوچ که علی وار برای خشنودی خدا، یعنی در خدمت به خلق. برای چنین آدمی تنها کاریست مردن. مردن برای چنین آدمی تنها کاریست در زندگی که خود نیز از آن سود می برد.

دکتر در متن فوق مرگ حلاج را در عین پاکی در مسیری پوچ می داند.

او مرگ حلاج را هر چند در عین خلوص ولی نه برای هدفی والا می داند.

در بررسی سخن فوق باید هم حلاج را بشناسیم و هم ببینیم آیا می شود کسی مرگش پاک باشد ولی مسیرش پوک باشد؟

حلاج قبل از این که یک شخص باشد، یک شخصیت است یک نماد است. نماد انسانی که اسرار الهی آنچنان بی طاقتش کرده که همه مصائب را بجا می خرد ولی این اسرار را بر لب جاری می سازد.

درست است درباره شخص حلاج گفتگو و بعضا بگومگو بسیار است ولی از نشر من این سخنان بیخود است زیرا مهم اشخاص نیستند بلکه سخنان آنها و چنانچه تبدیل به نماد شده اند، بررسی بُعد نمادی آنهاست که مهم است.

بله یک وقت هست قرار است ولایت کسی را بپذیریم و امور خود را به او واگذار کنیم در این وقت باید همه ی بود و نبود او را بررسی کنیم و آنچه به او نسبت داده می شود، را کنکاش کنیم که آیا این نسبت درست است یا خیر.

ولی وقتی قرار نیست ولایت کسی را بپذیریم درباره اصل نسبتها بحث نمی کنیم. بلکه کارها و حرفها را با قطع نظر از انتساب آنها، مورد درست آزامایی قرار می دهیم.

بر این اساس این که بیایم بحث کنیم حلاج عارف بوده است یا کافر و دیگر مباحث پیرامونی، کار درستی نیست. اگر عارف بودن دست ما را هم بگیره اگر کافر بوده خدا خودش می دانه با او چه بکنه!

همانطور که گفتم حلاج یک نماد شده است. نماد انسانی که اسرار حق را تاب تحمل نیاورده و این نه بخاطر کم تحملی او بوده است بلکه بخاطر اوج قرب او بوده است که آتش قرب به جانش نشسته.

ببینید امام از منصور حلاج چگونه به عنوان یک نماد استفاده میکند:

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم     چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم       همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى       کـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز        که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جــــامــه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم       خــــرقــــه پیــــر خـــراباتى و هشیار شدم

واعـــظ شهــر کــه از پند خود آزارم داد       از دم رنــــد مــــى‏آلــــوده مــــَددکار شدم

بگـــذاریــــد کــــه از بتکــده یادى بکنم       مـــن کـــه با دستِ بت میکده، بیدار شدم

این غزل بخوبی نماد حلاج را توصیف می کند. آنچنان این توصیف قوی است که کمی توضیح آن هم، بر چهره زیبایش خش می اندازد.

با این مقدمه برگریدم به این سؤال که آیا حلاج راهش پوک بود؟

راه حلاج پوک نبود. حلاج نماد عارفی میان غافلان و عالمی میان جاهلان و گلی در مرداب و ستاره در دل سیاه آسمان بود. نماد حلاج عارف به خدا رسیده و به خلق برنگشته بود و علی نماد به خدا رسیده و سوی خلق برگشته بود.

در نماد حلاج بعد «برنگشتگی از حق به سوی خلق» لحاظ نشده است. لذا عیبی متوجه او نیست و مسیر کمالش را خدشه نمی اندازد. در نماد حلاج فقط بعد فناء اش در بحر حضور لحاظ شده است.

لذا دکتر یا باید حلاج را صوفی کافر بداند و او را نمادی از فریبکاران بنامد و یا او را صوفی مؤمن ولی بی درد و عزلت کزین بشناسد که مرگ ایندو نمی تواند پاک باشد چون مسیرشان خطاست و مسیر خطا نمی توان پایان و مرگی پاک داشته باشد. راه پوچ به انجامی پاک ختم نمی شود. هرچند صوفی عزلت گزین که کسی کاری بکارش ندارد که بخواهد او را دار زند.

باید اقرار نمود که  سخنان زیبای دکتر بیش از اندیشه های ژرف اوست! واژه بر معنا غلبه دارد!  ولی همچنان می تواند اندیشه های خلاقانه او را در واژگانی زیبا یافت نمود.

به لینکهای مرتبط مراجعه کنید!




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تعامل انسانی(تقرب و بازگشت به خلق)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : منصور حلاج، غزل خال لب، فناء در بحر حضور، شریعتی،
لینک های مرتبط : راز انا الحق حلاج چه بود؟، نیایش فصل اخلاص یکتایی - شریعتی، تو که خود خال لبی ...،
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید