ارسالی: محمد صادق
سلام علیکم پدر و استاد گرامیم
کسی که بنظر خود هدایتگر است ولی بنظر حکومت مرتدی است که جامعه را منحرف می کند! آیا چون مرتد است مجازات می شود ولی به خاطر اعتقاد خود به بهشت می رود؟

سلام علیکم
چند نکته را باید در پاسخ به سؤال فوق در نظر گرفت:
نکته اول: انسانها طبق نیات و باورهای دم مرگشان، روز قیامت محشور می شوند. آن روز همه چیزش طبق سریره ها شکل می گیرد! (یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ).
نکته دوم: انسان در طول عمر خود، باورهایش، یا تغییر یافته و یا ارتقاء می یابد! یا با واقعیت هماهنگ تر می شود و یا از آن فاصله بیشتری می گیرد. (ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ. إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُْ ممَْنُونٍ. تین: 5 و 6)
نکته سوم: باورهای غیر مطابق با واقعیات، پشتوانه اصلی نفس در انسان می باشند و در نقطه مقابل، باروهای درست، همیشه در تقابل و تضاد با هوس قرار می گیرند. (أَ یحَْسَبُ الْانسَانُ أَلَّن نجَّْمَعَ عِظَامَهُ. بَلىَ‏ قَادِرِینَ عَلىَ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُ. بَلْ یُرِیدُ الْانسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ. قیامت: 3 - 5)
نکته چهارم: انسان در بدو تولد، باورهای درستی دارد. که باید آنها را ارتقاء دهد. (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها) ولی بخاطر توجه به نفسانیات، یا این باورها تغییر می کند و یا از ارتقاء باز می ماند و یا لااقل رشد کمی می کند.
نکته پنجم: باورهای بنیادی مربوط به مبدأ و معاد، هیچ گاه تغییر نمیکند. هر چند که انسان در منجلاب نفسانیات غرق شود. خداوند در ادامه آیه فوق می فرماید: (لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) و بعد از آن به دینی استوار  یاد می کند (ِذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ). پس بنیانهای فکر دین اسلام، قیم بوده و استوار است. هر چند از این حقیقت بسیاری از مردم آگاه نیستند (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ. روم: 30)
با توجه به نکات فوق هیچ انسانی در ارتداد نسبت به اعتقادات بنیانی نسبت به مبدأ و معاد راست نمی گوید. او در نهانخانه دلش و به تعبیر قرآن در «ما فی الصدور»ش این اعتقادات را نهفته دارد که به وقت قطع اسباب مادی، خودش را نشان می دهد. (یونس: 22).
قرآن همه کفار و مشرکین و متکبرین در مقابل حقائق اعتقادی را انسانهای اهل معصیت معرفی می کند. و روز قیامت خداوند به آنها آنچه خبر می دهد، آنها از قبل نسبت به آن آگاهی داشته اند! (یُنَبَّؤُاْ الْانسَانُ یَوْمَئذِ  بِمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ. بَلِ الْانسَانُ عَلىَ‏ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ. وَ لَوْ أَلْقَى‏ مَعَاذِیرَهُ قیامت: 13 - 15)
بر این اساس چون از نظر اسلام ارتدادی دارای آن احکام سختگیرانه است که انکار بنیانهای اصیل اعقادی باشد، لذا با توجه به آنچه گفته شد، این شخص نمی تواند روز قیامت مدعی شود که: «من در این ارتداد خود دچار اشتباه فکری شدم پس نباید مؤاخذه شوم!!»
بله ممکن است دچار شبهه شده باشد که در آن صورت قاضی مربوطه چنانچه تشخیص شبهه بدهد، و به این خاطر او را مستضعف بداند، حتما او را از شبهه خارج می کند. شبهه، وسواسی فکری است که حتی بدیهی ترین بدیهیات را هم منکر می شود. این چنین شخصی قبل از آن که مرتد باشد بیشتر مریض است.
البته ممکن است فقیهی برای تعریف ارتداد معتقد به سعه در مفهوم آن شود. براین اساس اولا ارتداد را مخصوص بنیانهای فکری ندارد بلکه انکار هر آنچه ضروری دین است حتی اگر به انکار ضروریات اعتقادی هم بر نگردد موجب ارتداد بداند. و یا استضعاف فکری این شخص و این که دچار شبهه شده است را در تحقق ارتداد دخیل نداند.
اگر بنابر اینچنین فتوایی شخصی به جرم ارتداد کشته شود راه نجاتی در آخرت برایش خواهد بود.
 




نوع مطلب : اعتقاد(ارتداد)، اعتقاد(شبهه و تردید)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : ارتداد، شریعتی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
ارسالی: عشق طوفان
سلام و عرض ادب
ببخشید شما فرمودین که باید مواظب بود که دچار شبهه نشد و شبهه غیر از تردید است آیا منظورتون از شبهه شک وسواسیه؟
یه سوال دیگه اینکه اگه کسی دچار این بیماری بشه باید چکار کنه و چطوری بهش غلبه کنه؟
(ممنون میشم جواب سوالای منو بدین البته اگه با کاربردی که برای وبلاگتون تعریف کردین مغایرتی نداره!)

شک وسواسی تعبیر مناسبی برای شبهه است.
وسواس، با همه تنوعی که دارد، مرضی ذهنی است. ذهن در مسیر طبیعی خود قرار ندارد.
هر انسانی آگاهیها و باورهایی را که دارد، دست مایه و سرمایه کسب آگاهی جدید می کند و مدام بر این سرمایه می افزاید.
اما ذهن وسواس گرفته، قدرت افزودن بر این سرمایه را در بعضی از حوزه ها ندارد.
مانند سرمایه داری است که نمی تواند بر سرمایه اش بیافزاید در نتیجه همان اندوخته خود را هم از دست خواهد داد.
بر همین اساس دیده شده است که چه بسا شخص وسواسی کارش به جنون می کشد. کلا محانین همین مشکل را دارند. از درک بدیهیات عاجزند. هر چه درجه جنونشان بیشتر باشد، ذهنشان کمتر می تواند با واقعیت ارتباط بر قرار کند.
البته ذهن وسواسی در همه حوزه ها دارای وسواس نیست. ولی اگر وسواس او پیشرفت کند، آن وقت به دیگر حوزه ها هم سرایت می کند. تا جایی که دیگر نمی تواند بین دیگر انسانها زندگی کند و باید در مراکز خاص از او نگهداری شود
.
نکته دیگر این است که دین ناب، کارش این است که آینه ذهن را زنگار زدایی کند تا او بتواند به راحتی بسیاری از معارف را درک کند و تصدیق نماید. معارفی که ذهنهای عادی توان درک آنها را ندارد. با این که فهم این معارف برای عرفاء بسیار ساده و جزء بدیهیات آنها شمرده می شود.
مثلا شیعیان توانسته اند در مسیر عرفان صعود شاخصی داشته باشند و لذا آنها مباحث پیرامون ولایت را بخوبی و براحتی درک می کنند و اصلا تردیدی در صحت آنها بخود راه نمی دهند و حال آن که فهم این مباحث برای دیگران سخت بوده و آنها بجای این که این معارف به راحتی درک کنند، آن را براحتی رد می کنند.
برای غلبه بر شبهه باید چه کرد؟
برای غلبه بر شک وسواسی باید ابتداء در درون خود دقت کرد و دید آیا در دیگر حوزه ها وسواس وجود دارد یا نه؟ زیرا برای از بین بردن یک مرض، ابتدا باید از پیشروی آن جلوگیری نمود و بعد مناطق آلوده را پاک ساخت و دشمن تجاوزگر را عقب راند.
در گام بعد باید فلسفه خواند و فهمید. فلسفه را از ابتداء باید خواند و ذهن را بدست با کفایت فلاسفه بزرگوار اسلامی سپرد تا آنها بتوانند این ذهن خراب شده را تعمیر اساسی کنند.
این که فرد تنها مطالعاتی متفرقه در موضوعات فلسفی داشته باشد کار غلطی است. بله کسی که دچار شبهه نیست می تواند این کار را بکند ولی بحث ما درباره دارند ذهن وسواسی است.
برای مطال
عات عمیق فلسفی هم باید مشاوره نمود و از پیش خود اقدامی صورت نداد.
در گام سوم باید به تهذیب نفس پرداخت. که خود بحث مفصلی است و فعلا این پست گنجایش پرداختن حتی فهرستوار را به این بحث ندارد.

 




نوع مطلب : اعتقاد(شبهه و تردید)، فلسفه، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شبهه، شک وسواسی، ضرورت فلسفه، شریعتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392
ارسالی: نوبهار
خدایا : آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هائی را که در من نقش کرده اند , بسوزد ! و آنگاه از پس توده این خاکستر , لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی , شسته از هر غبار طلوع کند

دکتر علی شریعتی / کتاب نیایش / صفحه112
این طور برداشت کردم که ایشان وسیله خالص شدن یقین را سوخته شدن آن در آتش مقدس شک می دانند این و نمی فهمم که چه طور از آتش مقدس شک، صبح یقینی طلوع می کند؟

شک منشأ سؤال است و سؤال مقدمه علم که فرمود حسن السؤال نصف العلم. 
سؤالات اگر کپی از ذهن فعال دیگری نباشد نشانه ای از «رو به سوی یقین بودن» است.
یقین علمی است که به همه زوایای ذهن رسوخ کرده است. همه دهلیزهای ذهن را روشن نموده است.
بسیاری از انسانها چون ذهن فعالی ندارند، به دنبال روشن نمودن دهلیزهای ذهن خود نیستند! لذا در مسائل مختلف یا موضع گیری درستی ندارند و یا اگر موضع گیری اولیه اشان درست است کمی که به اندیشیدن وادار می شوند نمی توانند به درستی از موضوع گیری درست اولیه خود دفاع کنند. حتی نزد خود نیز از این دفاع محرومند.
نداشتن یقین سبب انجام انواع گناهان و ارتکاب انواع کوتاهی ها می شود. پشت هر کدام از اینها، چند جهل نهفته است. اگر کسی همه جوانب یک موضوع را و همچنین مباحث پیرامونی آن را تمام و کمال بداند و آنچه را هم که می داند درست باشد، او نه گناهی حواهد نمود و نه کوتاهی خواهد کرد. که فرمود: العلم نور. و باز فرمود: انما یخشی الله من عباده العلماء.
برای رسیدن به یقین باید به سؤالات ذهنی احترام گذاشت و در پی پاسخ آنها بود. نباید این هدیه الهی را رد کرد.
و البته باید مواظب بود که دچار شبهه نشد. شبهه غیر از تردید است. شبهه مال ذهنهای بیمار است. نباید خود را عمدا دچار بیماری کرد. البته اگر کسی دچار این بیماری شود باید فکری برایش کرد. ولی به هیچ کس نباید شبهه را تجویز نمود. شبهه سبب می شود تا ذهن بدیهیات را نفهمد. فهم بدیهیات، پایه اساسی همه استدلالات است. وقتی فردی در این پایه بلرزد آن وقت  چطور می شود برای او استدلال نمود؟!









نوع مطلب : اعتقاد(شبهه و تردید)، علم، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شک و یقین، تفاوت تردید و شبهه، سؤال نیکو، شریعتی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
ارسالی: من او
سلام علیکم
این جمله هم از ایشونه؟
خدایا، این کلام مقدسی را که به روسو الهام کردی از یاد من مبر که: «من دشمن تو و عقاید تو هستم، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم.»

تو لینک هایی که گذاشته بودین بود؛ جای دیگه خونده بودم ، اما نمیدونستم از ایشونه و خیلی مشکل دارم در پذیرش مفهومی که از این جمله درک می کنم.


سلام علیکم
مهم نیست جمله فوق از دکتر شریعتی باشد یا نباشد. مهم آن است که آیا این جمله صحیح است یا خیر.
آنچه در این وبلاگ به دنبال آن هستیم، بدست آوردن شاقول برای بررسی سخنهاست.
در این وبلاگ بدنبال شناسایی طرز تفکر اشخاص نیستیم.
گوینده جمله فوق ظاهرا می خواهد از ارزش آزادی بیان سخن بگوید. میخواهد بگوید آزادی بیان نباید فقط برای عقائدی باشد که موافق با عقائد سیستم حاکم است.
سیستم حاکم می تواند برای از بین بردن یک عقیده ای تلاش زیادی هم بکند ولی باید اجازه بروز این عقیده در فضایی معقول بدهد تا عقیده بخوبی توضیح داده شده و مستدل گردد.
احترام به عقیده دیگران با مخالفت با آن عقیده و حتی دشمنی با آن سازگاری دارد.
هر کسی که عقیده ای دارد، با عقیده مخالف، مخالف است و راه نجات را در پیروی نشدن عقیده مخالف می داند. ولی این سبب نمی شود به عقیده مخالف، ستم کند! یعنی جلوی ابراز آن را در محیطی منطقی بگیرد.
محیط منطقی برای ابراز عقائدی که با عقائد سیستم حاکم ناسازگار است، محیطهای تخصصی است. محیطهای که عقل در آنجا غالب بر احساسات است. محیطهایی که افراد حاضر در آنجا فقط بدنبال حقیقت هستند. در این محیطها کسی متهم به ارتداد نمی شود.
اما ابراز عقیدهای ناسازگار در محیطهای عمومی و به تعبیر امروزی رسانه ای کردن این عقیده ها، این شائبه را در ذهن صاحبان سیستم حاکم ایجاد می کند
که هدف از این ابراز، استثمار احساسات عمومی است. و در نتیجه اهداف سیاسی برانداز را تعقیب می کند.
خب طبیعی است که سیستم حاکم جریانات برانداز را برنتابد و جلوی آن را بگیرد.
بر این اساس ارتداد به معنای شک نمودن در بنیانهای فکری اسلام نیست بلکه به معنای ایجاد تردید در عوام است. اگر کسی دچار تردید در مبانی اسلام شده است برود در میان عالمان دین مسائل و شبهات خود را مطرح کند و اگر هم جواب نگرفت باز حق ندارد این تردید و انکار خود را به دیگران سرایت دهد.
کرسی های آزاد اندیشی که بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده است، بخاطر ابراز همین عقائد ناسازگار است. منتها ایشان تنصیص نمودند که این کرسیها باید در محیطهای تخصصی دانشگاه و یا حوزه
ایجاد شود و از رسانه ای کردن این عقائد جدا پرهیز گردد.




نوع مطلب : آزادی(بیان و عقیده)، اعتقاد(ارتداد)، اعتقاد(شبهه و تردید)، 
برچسب ها : آزادی بیان، شریعتی، کرسی آزاد اندیشی،
لینک های مرتبط : ایجاد کرسیهای آزاد اندیشی در محیطهای تخصصی،





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic