تبلیغات
نقد حکیمانه - مطالب ابر شریعتی
ارسالی: نوبهار
جمعه 11 مرداد 92 01:37

مردها در زمینه عشق به وسعت نامتنهی نامردند گدایی عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همینکه مطمئن شدند نامردی را در حد مردانگی انجام می دهند
(علی شریعتی)

فکر نمی کنم این مورد فقط اختصاص به مردها داشته باشه بلکه شاید یکی از خصوصیات انسان،همیشه نفس انسان دوست داره از دوست داشتنها سوءاستفاده کنه نه تنها در عشق بلکه به محض دریافت هر نعمتی انسان تمایل به ناسپاسی داره مگر انسان رشد یافته،
در مورد عبادت خدا هم همین طور دائم در خوف و رجاییم مطمئن نیستیم شاید اگه مطمئن می شدیم خدا دوستمون داره و به هیچ نحوی از دوستاشتنمون دست نمیکشه و به خاطره این دوست داشتن حاضر عدالت و رعایت نکنه و از هر گناهی هم چشم بپوشه شاید جور دیگه ای عمل می کردیم اون موقع است که اگر باز عبادت می کردیم خلوصمون مشخص میشد

ظاهرا سخن فوق می خواهد بگوید:
مرد دنبال تسخیر و تسلط است. وقتی مرد از راه مهرورزی توانست به تسلط بر زن برسد آن وقت برای نگه داشتن تسلطش ممکن است راهی غیر از مهرورزی انتخاب کند، بلکه کاری بر ضد آن انجام دهد.
زن بدنبال تسخیر شدن و مورد تسلط قرار گرفتن و حمایت شدن است! لذا میخواهد همیشه مورد توجه مردش قرار بگیرد. زن نیز در آغاز، مهرورزی را وسیله هدفش قرار می دهد ولی در ادامه ممکن است راه های خشن را برای حفظ حمایت مرد بکار بندد.


ارسالی: صبا
جمعه 11 مرداد 92 16:12

البته شاید آغاز گر این نا هماهنگی در بروز احساسات اولیه، مرد باشد. گرچه در ادامه زن هم همانطور که گفته شد موضوع را می تواند ادامه دهد.
زن انتظار دارد سطح محبت اولیه توسط مرد تا به آخر حفظ شود حتی اگر به فرمایش شما مرد بخواهد تسلطش بر زن را به نحو دیگری بروز دهد از محبت و ابراز عشق نباید بکاهد چون زن تصور میکند آن جایگاه اولیه را از دست داده است پس به راه های به قول شما خشن شاید روی بیاورد.

ارسالی: محمد صادق
شنبه 12 مرداد 92 18:45

امکان این هست که زن آنقدر نفرت پیدا کند که حتی از ابزار دلبری هم برای بروز نفرتش استفاده نکند و سراسر خشم و دشمنی شود
بنظرم این وضعیت برای زن بیشتر ممکن است چون بیشتر درگیر احساساتش می شود یا بیشتر به احساساتش اعتماد می کند یا بیشتر تسلیم احساسات می شود و البته همه این موارد





نوع مطلب : همسران(عشق مجازی)، همسران(مهرورزی و نفرت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : مردان و سلطه گری، زنان و سلطه پذیری، شریعتی،
لینک های مرتبط :
«اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که به آنچه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر، در آخرت پاداش دهد، و عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود، اصلاحی، ثواب داشته باشد.»

از مجموعه آثار شماره ۶ تحلیلی از مناسک حج


ثواب به معنای هر آنچیزی است که برگشت می کند. وقتی گفته می شود فلان عمل این ثواب را دارد یعنی این اثر را دارد!
در اسلام آنچه به اعمال دارای ثواب توصیه شده است، به تنهایی بدون هیچ متمم و یا مکمل و یا مقدمه و یا شرطی دارای حداقل از ثوابی که برایش گفته سات می باشد منتها مقدمات و شرائط، متمم ها و مکمل ها می تواند مراتب بالاتری از آن ثواب را نصیب فرد کند.
ثواب می تواند هم دنیوی باشد و هم اخروی. ثوابهای اخروی تماما مشروط به شرط  عمومی ولایت است! ولایت خداوند و در طول آن ولایت پیامبر و ولایت امام معصوم.
اما ثوابهای دنیوی در مراتب پایین آن دارای این شرطی نیست!
آنچه دکتر در جمله فوق گفته است به عنوان یک قاعده کلی درست است ولی اگر کسی بخواهد رأی خود را ملاک تطبیق های خارچی این قاعده کلی قرار دهد و در نتیجه برای بعضی از اعمال و یا اذکار نتواند خاصیتی برای خود و یا جامعه بیابد و بعد نتیجه بگیرد که این ثوابِ گفته شده، خرافه است این چنین کسی مستبد  به رأی خود است و نمی توان او را تسلیم اسلام دانست.
کسی تسلیم اسلام است که یا خود کارشناس مسائل اسلامی باشد و یا از کسی که کارشناس ترین در مسائل اسلامی است پیروی کند و یا راه احتیاط را بپیماید.
راه احتیاط در فرض مذکور (که ثواب ذکر شده برای فلان عمل گفته شده است غیر منطقی به نظر می رسد)، سکوت نمودن و اظهار نظر نکردن است.
البته اسلام در تمام اجزاء خود، معقول است منتها وقتی سخن از عقل می رود  منظور عقل فردی سطحی نیست بلکه عقلی است که توسط خود اسلام رشد یافته است!





نوع مطلب : عقل(هدایت)، ولایت، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : ثواب، شریعتی، اسلام، عقل، تسلیم، تقلید،
لینک های مرتبط :

دکتر شریعتی می گوید:

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند، از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، می‌دوشندت، از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند، از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند؛ آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

از کتاب یک، تا بی‌نهایت صفر.

بیاد شعری از اشرف الدین حسینی (1250 - 1313) افتادم:

دست مزن!- چَشم، ببستم دو دست

راه مرو!- چَشم، دو پایم شکست

حرف مزن!- قطع نمودم سخن

نطق مکن!- چشم، ببستم دهن

هیچ نفهم! -این سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

لال شوم، کور شوم، کر شوم

لیک محال است که من خر شوم

چند روی همچو خران زیر بار؟!

سر زفضای بشریت برآر!





نوع مطلب : فهم، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، فهمیدن، نفهم، گنده تر از گاو، تند تر از اسب، بارکش تر از خر،
لینک های مرتبط :

دکتر شریعتی می گوید:

اگر ایدئولوژی می باید از فلسفه سر می زد، رهبران با ایمان ها باید فلاسفه می بودند، و مجاهدین راه حقیقت، نیز فیلسوفها، در صورتی که فلاسفه چهره های پفیوز تاریخ اند. این توده ها هستند که به عنوان بهترین سربازان ایدئولوژی ها به مبارزه در تاریخ آغاز کرده اند. “جان داده اند و می دهند” بنابراین می بینیم که این فلاسفه نیستند که ایدئولوژی می سازند، مردم اند که ایدئولوژی بوجود می آورند.

مجموعه آثار، شماره23 – ص72

فلسفه بنیانی ترین سؤالات بشر را که طبعا درباره اصل وجود است بررسی می کند و فلسفه الهی علاوه بر آن، در باره برترین موجود که ذات واجب الوجود باشد نیز به بحث می پردازد!
اینجانب معتقد است که پرداختن بجا به سؤالات بنیادی، نقطه آغاز حرکت استوار در مسیری مستقیم و مستحکم است!
اگر نبودند فلاسفه الهی، همین ایمان عمومی مردم نیز در خطر انقراض بود زیرا ملحدان از فلاسفه همه ی آن ایمان را به غارتِ تشکیک، برده بودند.
تصور نشود نیروهای شیطانی بیکار نشسته اند و می گذارند، عوام، ایمان خود داشته باشند! یقینا این خواص بوده اند که از ایمان عوام نگهبانی کرده اند.
حال اگر خواص خود را در خط مقدم مبارزه ها نشان نمی دهند - که البته بعضی از خواص در آنجا هم توفیق حضور دارند - دلیل بر این نیست که این خط مقدم می توانسته است بدون حضور خواص در ستادهای پشتیبانی فکری، اصلا تشکیل شود چه رسد بخواهد کاری از پیش ببرد!
ایدئولوژی - همان باید و نباید - از فلسفه - همان هست و نیست - سر می زند. همانطور که اعتقاد - آنچه به دل گره خورده است، همان ایمان - از آگاهی به آنچه هستی اش ضرورت دارد - واجب الوجود با همه مباحث پیرامونی آن - سر می زند.
بله اگر انسان بود و خودش، و هیچ نیروی شیطانی انس و جنی نبود که او را به تشکیک وادارد و همچنین نفس و ذهن وهم پرور او هم نبود که حجابِ ایمان به غیب او شود می توانستیم بگوییم انسان همان فطرتش برایش کافی بود و او بی نیاز از فلسفه می توانست بایدها و نبایدها را - ایدئولوژی را - پایبند شود ولی واقعیت غیر از این است!
در روایات آمده است که این شبهه را که «هر چی را خدا آفریده است پس خدا را چه جیزی آفریده» شیطان القاء نموده است.
و یا نقل شده روزی شیطان نزد حضرت عیسی که بر کوهی بالا آمده بود، آمد و گفت: «خودت را از بالا پرت کن! اگر مرگت رسیده باشد که خواهی مرد، خودت را پرت هم نکنی خواهی مرد و اگر نرسیده باشد، نخواهی مرد و به تو آسیبی وارد نخواهد شد!»
و یا همچینین نقل شده است که این شبهه را که «آیا خداوند می تواند سنگی را بیافریند که خود نتواند آن را حرکت دهد» نیز شیطان القاء نموده است.
به عقیده من، فلاسفه پاسبانان دروازه وجودند. آنهایند که ذهن را از وهم و شیاطین را از تشکیک در اصل وجود و واجب الوحود بازداشته اند. هرچند آثار تفکرات آنها را بصورت لمسی در عوام مردم مشاهده نکنیم! مگر ارزیابی اهمیت جایگاه یک نهاد در جامعه به حضور لمسی آن در جامعه است؟!
البته بسیارند فلاسفه ای که خود دچار وهم شده اند و دیگران نیز دچار این بلیه ساخته اند ولی این دلیل نمی شود که کار فلاسفه سبک انگاشته شود و از آنها به تعبیر زشتی که در متن بالا آمده است یاد شود.
مگر در علوم دیگر غیر از این اتفاق افتاده است؟! مگر جنایت و تعقیب هدفی ضد آنچه یک علم در پی آن است بارها توسط صاحبان علم واقع نشده است. آیا این دلیل بر پشت نمودن به آن علم گشته است؟!
ما بسیار دیده ایم وقتی کسی پشت به ایدئولوژیی می کند، و مثلا مسلمانی که محرمات شرعی را مرتکب شده و واجبات آن را ترک می گوید، آرام آرام هر چه بر این ترک می افزاید، بنیانهای تزلزل یافته فلسفی او هم بیشتر خودش را نشان می دهد.
او پس از تشکیک و بعد انکار معاد سراغ انکار مبدأ آمده و در نهایت قائل به نسبیت مطلق شده و اخلاق را منکر می گردد و بعد هم اصل وجود را مورد تردید قرار می دهد و همه چیز را خواب و رؤیا می انگارد و در آخر هم به جنون غائله اش ختم می گردد!




نوع مطلب : اعتقاد(کفر، شرک، ایمان)، فلسفه، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : نقش فلسفه، شریعتی، اعتماد، ایمان عوام، نقش خواص، واجب الوجود،
لینک های مرتبط :
ارسالی: نوبهار

سلام علیکم
فراز 15 تنهایی در انبوه جمعیت
چرا باید از خدا خواست که تنهایی در انبوه جمعیت رو روزی کنه! از نظر من تنهایی ممکنه در بعضی مواقع برای آدم مفید باشه اما اگه روال همیشگی، تنهایی آدم باشه، باز هم آدم مشکل پیدا می کنه در واقع نمیشه گفت که برای یک انسان صرف تنهایی یا در جمع بودن مفیده که بتوان یکی از انها رو تجویز کرد. چون انسان هم به تنهایی نیاز داره، هم به در جمع بودن.
مگر اینکه منظور این باشه که خدا تحمل تنهایی در انبوه جمعیت و روزی کنه که خوب این تحمل تنهایی در انبوه جمعیت اگر در جهت پافشاری بر حقی باشه نعمت خواهد بود.

سلام علیکم
با تأیید آنچه شما گفتید، باید این را هم اضافه نمود که دکتر از تأثیر نپذیری از انبوه جمعیت می گوید. از این که آنها نتوانند با «زنده باد» و «مرده باد»شان، بر انسان تأثیر بگذارند و او را از آنچه انجامش را صحیح باز داشته و به آنچه ناصحیح می داند وادارند.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تعامل انسانی(اثرگذاری)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، تنهایی در انبوه جمعیت، دعا، تأثیر پذیری از جمع، احساس تنهایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 خرداد 1392
از دعای دکتر: ... جهاد بی سلاح ... روزی کن!

وقتی سلاحی نیست، جهاد فقط خسارت به دنبال دارد!
سلاح به هر معنایی باشد، باید وجود داشته باشد!
مگر این که هم جهاد را معنایی غیر از مبارزه مسلحانه بکنیم و هم سلاح را به معنایی ابزار غیر لازم بدانیم آنوقت این جمله دکتر را اینگونه معنی کنیم:
خدایا! نگاهم را به جهاد و تلاش در راهت، آنچنان تعالی ببخش که خود را در بند ابزارهای غیر لازم نبینم و بهانه ها را کنار بگذارم و از همه آنچه دارم برای تلاش در مسیرت بهره ببرم و از کمی توانائیم، آنچنان ننالم که از کار بمانم!





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تلاش(توفیق، کاهلی)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، جهاد، سلاح، مبارزه، دعا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 خرداد 1392
ارسالی: هدی
سلام علیکم.در بخش دیگری از نیایش دکتر شریعتی مضمون مشابهی وجود دارد که به توضیح این فراز کمک میکند( نقل به مضمون):
خدایا تو را سپاس میگوییم که در راه تو هر چه پیشتر میرویم و بیشتر رنج میبریم،آنان که باید همراهمان باشند سد راهمان میشوند،آنان که باید حق شناسی کنند حق کشی میکنند،آنان که باید دستمان را به گرمی بفشارند سیلی میزنند.آنان که باید در برابر سمپاشی های بیگانگان تبرئه مان کنند پیش از دشمن حمله میبرند. سپاس! همین خود نعمت بزرگی است چرا که اگر همچنان که کسانی در راه خدا تلاش میکنند عده ای ستایشگرشان بشوند پنهانی شرک ایجاد میشود زیرا همزمان که برای خدا کار میکنند خودخواهیشان نیز توسط عده ای ارضا میشود.
آیا این میتواند توجیه مناسبی برای فراز مذکور باشد؟ و گذشته از این که منظور دکتر در این فراز و چند فراز مشابه آن چه بوده است آیا بی همراه بودن نمیتواند خود موضوع دعا قرار بگیرد؟ البته نه به عنوان امری کلی و دائمی و نه به این صورت که اساسا رفتن بی همراه را با ارزش تر از رفتن با همراه بدانیم. بلکه از آن جهت که تجربه ی طعم بی کس بودن و از حمایت و دلگرمی دوستان بی بهره بودن را نعمتی از جانب خداوند بدانیم که به همگان داده نمیشود و به هر کس داده شود میتواند در جهت عمق بخشیدن به ایمان و معرفت موثر باشد.

سلام علیکم داشتن همراه، نعمت است و نداشتن آن نقمت. نقمتی که باید پای آن صبر نمود. نقمتی که یقینا بر کمّ و کیف، کاری که می خواهیم انجام دهیم تأثیر می گذارد و از دامنه و عمق آن می کاهد. چنانچه نبود همراه از دامنه و عمق فعالیتهایی ائمه بزرگوار ما به شدت کاست!
آیا خانه نشینی امام علی نعمت بود؟! خانه نشینی دیگر امامان چه؟! آیا شهادت امام حسین نعمت بود؟! پس چرا از آن به بزرگترین مصیبت در آسمان و زمین یاد می شود.
بله، مؤمن از مصیبتها بهره خودش را می برد و از شرها خیر بیرون می کشد؛ ولی این به معنای نعمت بودن این شرور نیست. به معنای این نیست که وضعیت موجود بهتر از وضعیت مطلوب است.
اگر اینطور باشد دیگر چرا باید رؤیای حکومت امام زمان را داشت!
خب البته وجود همراه، آفات خودش را نیز دارد که باید از آن آفت زدایی نمود. ولی وجود آفت، دلیل بر نقمت شدن نعمت نمی گردد و الا هیچ نعمتی دیگر وجود نخواهد داشت.
همچنین آفت تنها بودن بیشتر از همراه داشتن است زیرا تنهایی، زمینه ذهنی بار آمدن انسان را بیشتر از وقتی که همراه دارد آماده می سازد.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، صبر(مصائب)، نعمت(آفت و نقمت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، دعا، همراه، سیره ائمه، نعمت، نقمت،
لینک های مرتبط :
از دعای دکتر ....  رفتن بی همراه ... روزی کن!

از پیامبر نقل شده است: الرفیق ثم السفر. همراه را بیاب بعد سفر کن!
همچنین از امام علی نقل شده: سَل عن الرفیق قبل الطریق! قبل از این که از راه بپرسی از همراه بپرس!
حضرت لقمان به پسرش نصیحت می کند: یا بنی الرفیق ثم الطریق. پسرم! همراه و بعد راه!
رفیق در زبان عربی به معنای همراه و همسفر است. که البته زمینه دوستی هم بالتبع دارد ولی خصوصیت رفیق، رفاقت نیست بلکه همراهی در سفر است.
در مسیر کمال و یا در مسیر مبارزه که مصداقی بارز برای مسیر کمال است، باید همراه داشت. این همراه گاهی مرشد است. حکیمی که انسان با ارتباط گیری با او درستی راهی را که می رود تضمین می کند و یا همراهانی است که به پشتوانه آنها مبارزه ای را آغاز می کند و تلاشی را صورت می دهد.
بدون مرشد و بدون همراهان، مسیر کمال یا به بیراهه می رود و یا حرکت مؤثری اتفاق نمی افتد.
علت گمراهی بسیاری از تلاش گران عدم ارتباط با آنها مرشد است.
و همچنین عقیم ماندن بسیاری دیگر از تلاشها، نبودن همراهان قابل وثوق است.
امامان بزرگوار ما چون نمی خواستند حرکتشان عقیم بماند، و چون بدون همراه بودند، مبارزه ای را بر علیه حاکمان انجام ندادند. البته روشنگری خود را در حد توان داشتند.
آنچه که در توجیه دعای دکتر می شود گفت این است که: او از خداوند می خواهد دلش را قرص دارد تا از خلوتی جاده حق نهراسد و از تنهایی در این مسیر، در راهی که می رود تردید نکند.





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، تنهایی(ترس و تردید)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، همراه، ضرورت مرشد، شرائط مبارزه، دعای شریعتی، دعا،
لینک های مرتبط :
رسالی: احمد
دکتر شریعتی: "شیطان یکی از ابعاد خود ماست ,
چنان که روح خدا یکی از ابعاد دیگر خود ماست ."

نمی دانم وقتی جناب دکتر این مطلب را می نوشته اند به ابعاد علمی (علم تجربی) آن می اندیشیده اند یا نه. ولی درباره آن شاقولی که اشاره کردید، به نظرم در درجه اول آن شاقول همان علم (تجربی) است و بعد هم شناخت وحی و عصاره آن قرآن است. و اتکا به احادیث -به دلیل سختی صحت سنجی شان - در مرتبه بعد قرار می گیرد.

توضیح:
علوم تجربی جدید مثل فیزیولوژی اعصاب و فیزیک ذره شناسی و کیهان شناسی به کمک کامپیوتر (که در مقاله ای از دکتر شریعتی متوجه شدم ایشان یکی از پیشگامان ورود اطلاعات قرآن به کامپیوتر های اولیه در ایران بوده اند -بعدا مرجع می آورم الان دم دستم نیست) حقیقتا راه حل هایی ارائه کرده اند که به نظر من می توانند به حکمت ما مسلمانان یاری مجدانه ای برسانند و غفلت از این علوم و متهم کردن اهلش به یحمل اسفارها و نام دادنشان با عناوینی مثل سرگشته های علم زده و... جز ضرر عقب افتادن و نا معقول جلوه کردن عایدی دیگری ندارد و البته پرسش هایی در آن علوم مطرح است که به نظر می آید کلیدش به دست وحی و حکمت اسلامی (یا کلا توحیدی) باشد.

ظاهرا سخن فوق انکار شیطان به عنوان موجودی واقعی خارج از وجود ماست و این با نص آیات قرآن و احادیث معتبر نمی سازد.
شیطان از جن است و جنیان یکی از دو موجود مکلف در جهان هستی است هر چند تجربه بشری هنوز نتوانسته است با دنیای جنیان ارتباط ثابت شده علمی برقرار بکند.
می دانیم که علوم تجربی نمی تواند پدیده ای را انکار کند بلکه فقط می تواند در صورت استقراء کامل، وقوع چیزی را انکار نماید که در آن صورت هم از انکار امکان آن عاجز است.
وجود جن و به دنبال آن وجود شیطان اقتضاء برای وقوع دارد و وحی سند وقوع آن است.
و البته شیطان از طریق نفس که یکی از ابعاد وجودی ماست، وسوسه های خود را انجام می دهد مع ذلک توان تأثیر در وضعیت جسمانی ما را نیز دارد.
تعبیر «روح خدا» دقیقا معلوم نیست چیست؟ آیا منظور از این ترکیب یعنی «روح خدایی» (نفخت فیه من روحی) است؟ که در آن صورت سخن درستی است ولی اگر منظور این باشد که خداوند روحی دارد که بُعد فطری ما، جلوه آن روح است این، هم در مرحله امکان و هم در مرحله وقوع نیازمند بحث و نظر است.






نوع مطلب : جن و شیطان، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، جنیان، شیطان، روح خدایی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: هدی
آمین!
به نظر بنده بسیار عمیق و زیباست! بیشتر فراز ها درخواست برای رسیدن به یک مفهوم است: خلوص! و مصادیق آن به خوبی بیان شده اند:تلاش در شکست،رفتن بدون همراه،کار بی پاداش،جهاد بی سلاح ،فداکاری در سکوت،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،دوست داشتن بی انکه دوست بداند....
اما بعضی از فراز ها کمی دو پهلو هستند: مذهب بی عوام( اگر منظور این فراز را درست فهمیده باشم!) :
هر چند درخواست برای مصون ماندن از عوام زدگی در مذهب درخواستی منطقی است اما ممکن است آفاتی را نیز در پی داشته باشد، آفاتی از قبیل احساس تافته جدا بافته بودن! دعا کننده باید متوجه باشد که حدی از عامی بودن در مذهب ضروری است.
تعبیر صبر در نومیدی نیز تعبیر دقیقی به نظر نمیرسد و به نوعی در آن تناقض وجود دارد ولی از آنجا که منظور قابل فهم است نیازی به مته به خشخاش گذاشتن نیست!

نظری که عزیزمون در باره تو تا از فرازها دادن کامل بود!
منتظر هستم ببینم نظر دیگر عزیزان درباره دیگر فرازها چیست؟





نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، امیدواری(وهم و واقعیت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، صبر(رشد و بالندگی)، صبر(مصائب)، 
برچسب ها : عوام زدگی، مذهب، بی ریا، دعا، تافته جدا بافته، خلوص، شریعتی،
لینک های مرتبط :
دوستان سلام
نظرتان درباره این دعای دکتر چیست؟
خدایا، به من توفیق:
1) تلاش در شکست،
2) صبر در نومیدی،
3) رفتن بی همراه،
4) جهاد بی سلاح،
5) کار بی پاداش،
6) فداکاری در سکوت،
7) دین بی دنیا،
8) مذهب بی عوام،
9) عظمت بی نام،
10) خدمت بی نان،
11) ایمان بی ریا،
12) خوبی بی نمود،
13) مناعت بی غرور،
14) عشق بی هوس،
15) تنهایی در انبوه جمعیت،
16) و دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند،
روزی کن.




نوع مطلب : اعتقاد(اخلاص)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : 16 فراز، دعا، روزی، شریعتی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: باران
سلام حاج اقا من یک سوال دارم چرا دکتر شریعتی؟

مرحوم دکتر شریعتی تنها فردی است که از طیف روشنفکران بیشترین تأثیر را در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در رویکرد جوانان دانشگاهی به اسلام و انقلاب داشت.
بهتر است به نوشته ای درباره نظر مقام معظم رهبری در باره ایشان مراجعه کنید.
لذا ما در آغاز راهمان، بررسی سخنان ایشان را ضروری تر دانستیم تا بتوانیم تمرین موفقی را در اعتبار سنجی سخنان، ارئه دهیم! و همچنین با غبار روبی از بعضی سخنان ایشان، از اندیشه های داغدار یک دلسوخته اسلام و انقلاب بهره بگیریم.





نوع مطلب : دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شریعتی، دلسوز اسلام و انقلاب، تأثیر بر روشنفکران، رهبری و شریعتی،
لینک های مرتبط : شریعتی و قصه های پر غصه، نظر مقام معظم رهبری درباره شریعتی،
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392
ارسالی: بی نام
پسندیده بود که در ذیل جواب بند ششم می نوشتید که این حکم کتک برای چه امری است و در چه حد است؟
1- این در مورد نشوز زن است از تمکین که وظیفه زن در قبال شوهر در برابر نفقه و مهریه است.
2- در روایت از امام سجاد علیه السلام است که این مقدار زدن به اندازه زدن با چوب مسواک است و آن هم طبق نقل روایت در حدی است که متذکر شود و ناراحتی شوهر به او برسد نه کبود شدن و ...

در تأیید نظر عزیزی که متن فوق را ارسال کردند مراجعه کنید به:
تفسیر آیه 34 سوره نساء





نوع مطلب : همسران(تنبیه همسر)، همسران(واکنش به نقص ها)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : شرائط تنبیه همسر، شریعتی،
لینک های مرتبط : تنبیه همسر،
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392
رسالی: محمد صادق

"تشیع مصلحت" نابود كننده "تشیع حقیقت" است همچنان كه در تاریخ اسلام،‌"اسلام حقیقت" قربانی "اسلام محصلت" شد

بنظر من یكی از راههای اثبات ولایت فقیه اینست كه باید دین كامل را فردی مشخص كند كه به ما بگوید كی مصلحت كی حقیقت و كی چه باید كرد!

در تأیید عزیز دلم عرض می کنم که مقام معظم رهبری در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویی در مورخه 77/12/4 فرمود:
بعضى خیال مى‌كنند كه «مصلحت» در مقابل «حقیقت» است؛ در صورتى كه مصلحت هم یك حقیقت است؛ كمااین‌كه حقیقت هم مصلحت است. اصلاً حقیقت و مصلحت از هم جدا نیستند. مصالحِ پندارى و شخصى است كه بد است. وقتى مصلحت شخصى نیست، وقتى مصلحتِ مردم و مصلحتِ كشور است، این مى‌شود یك امر مقدّس، یك امر خوب، یك چیز عزیز؛ چرا ما باید از آن فرار كنیم؟ لذا من این را واقعاً مصلحت نمى‌دانم.

جمله ای که از دکتر نقل شده است قسمتی از یکی از بخشهای کتاب شیعه صفوی و علوی به نام
«تشیع حقیقت تشیع مصحلت» نقل شده است.








نوع مطلب : حقیقت(مصلحت)، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : تشیع صفوی و علوی، رابطه مصلحت و حقیقت، شریعتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392
ارسالی: نوبهار
زن عشق می کارد و کینه درو می کند
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با توبرابر
می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی
در محبسی به نام بکارت زندانی است وتو
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
اودرد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...
رنج زن دکتر علی شریعتی

**
برداشتم این بود که بعضی از بندها به افکار غلط بعضی ازمردهای زمان خودشون نسبت به زن اشاره داره و می تونه در اون موارد مفید باشه اما بندهایی که به قوانین الهی مربوط میشه قوانین و دستورات خداخیلی سطحی بیان شده
حتی میشه به این فکر کرد که نویسنده در این زمینه مطالعه عمیق و جدی نداشه و حکمت نصف بودن دیه زن و مرد و موارد دیگه ای که بیان نموده برسی نکرده و به افکار خود بسنده نموده است چنانچه می فرماید :عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شرُلکم والله یعلم و انتم لا تعلمون(آیه 216 بقره)البته شاید منظور سخن چیز دیگری باشد راهنماییم کنید ممنون می شم

سلام علیکم
بررسی هشت بند فوق:
بند اول: زن عشق می کارد و کینه درو می کند
غالب انسانها پاسخ محبت و عشق را با محبت و عشق می دهند. که آنچه بکارند همان را پاسخ می گیرند. (من یعمل مثقال ...) اگر اینچنین نبود، انسانها هیچ رغبتی برای التزام به اخلاق نداشتند.
در این میان، قاعده ای که گفته شد، در میان اعضاء خانواده و بخصوص همسران، بیشتر مصداق دارد.
البته هستند افراد لئیمی که خوبیها را با بدی پاسخ می دهند.
زنها اگر آنطور که به صورت غریزی به فرزندانشان عشق می ورزند، با تهذیب خود، با همسرانشان عشق بورزند، یقینا می توانند خوی برتری جویانه مرد را مهار زنند. که از محبت خارها گل می شود.
ولی از انصاف نگذریم مردها آنطور که باید قدر زحمات همسران خود، و فرزندان قدر رنجهای مادران خود و پدرها قدر عواطف دختران خود را نمی دانند و اگر بند اول از سخنان دکتر ناظر به همین قدر ندانی باشد این صادق است. منتها در این سخنان مبالغه ای نهفته است و با توجه به ادبیات حاکم بر کل جملات، این مبالغه چندان نابجا به نظر نمی رسد!
بند دوم: دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با توبرابر
این صریح حکم اسلام است. فلسفه این نصف بودن دیه هر چه باشد، حکیمانه بودن این حکم، برای مسلمانی که نسبت به حکیم بودن خدوند اطمینان پیدا نموده است قطعی است.
هر چند این توانایی در فقه شیعی وجود دارد که بتوان با تنظیم قراردادهایی وضعیت تفاوتهای حقوقی بین زن و مرد را مطابق با مقتضیات روز و یا مناسب با شراط خاص همسران نمود.
چنانچه در قانون جدید مجازاتهای اسلامی، دیه زن کامل محاسبه می‌شود و مابه‌التفاوت دیه مرد از محل تامین صندوق تامین خسارت‌های بدنی پرداخت می‌‌شود.
بند سوم: می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی
این حکم دقیقا طبق طبعت زن و مرد است. در کنار مشکل چند همسری برای زنان در رابطه با از بین رفتن ارتباطات رحمی، زن طبیعی علاقه به داشتن چند همسر ندارد.
برای مرد نیز اجبار او به نداشتن همسر بیش از چهار تا، مهاری است که به او زده شده است. البته نیاز بعضی از مردان و یا فراوانی زنان سرپرست خانواده، حکم می کند که او مجاز باشد بیش از یک همسر داشته باشد.
بند چهارم: برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی
اجازه ولی برای ازدواج زن، موضوعیت ندارد بلکه طریقیت دارد. لذا اگر زنی کُفوی را برای خود برگزید و ولی او بدون داشتن دلیلی منطقی او را از این ازدواج منع نمود، منع او تأثیری در صحت ازدواج ندارد.
خداوند برای محافظت از هیجان پذیری زیاد زن، به پدرش حق دخالت در امر ازدواجش را داده است. جوامع غربی که می بیندد این حق، باعت محدودیت بهره بری جنسی برایشان می شود، به اسم آزادی زن، اورا از بند پدر خلاص نموده و در بند شهوت هرزه خود قرار دادند.
بند پنجم: در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...
رَحِم، ظرفی است که نه ماهِ نخستین زندگی انسان در آن می گذرد. نه ماهی که به اندازه نود سال، تأثیر در سعادت و شقاوت انسان دارد. که: السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ.
بکارت می تواند از «سر به مُهر بودن» این ظرف، اطمینان ایجاد کند.
بند ششم: او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
کتک خوردن زن قابل پی گیری توسط محاکم است. قرآن هم که از کتک خوردن زن سخن می گوید رویش با مردهای پرخاشگری است که با اندکی بدخلقی زن، او را به باد کتک می گیرند. قرآن به آنها می گوید اول نصیحتشان کنید و در مرتبه دوم آنها را از نظر عاطفی و جنسی در مضیقه قرار دهید و در مرتبه سوم آنها را تنبیه کنید. قرآن در این آیه تنبیه را مجاز نکرده است بلکه آن را از مرتبه اول به مرتبه آخر منتقل نموده است! (نساء: 34)
بند هفتم: او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
طبق تکلیفی که پدر نسبت به فرزند خود دارد، فرزند به پدرش نسبت داده می شود. طبق قانون شریعت اسلامی، زن هیچ وظیفه ای نسبت به نگهداری از فرزند خود حتی شیر دادن او ندارد و در قبال انجام همه این کارها می تواند از مرد طلب مزد کند.
بند هشتم: او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...
این خرافه در میان زنان هم همسنگ مردان وجود دارد. مادران هم کمتر از پدران پسر دوست نیستند. و البته قرآن هم از این خرافه به شدت خشمگین است. (نحل: 58)






نوع مطلب : اخلاق(لئامت)، تفاوت انسان ها، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، همسران(بچه داری)، همسران(تنبیه همسر)، همسران(مهرورزی و نفرت)، همسران(واکنش به نقص ها)، همسران(چندهمسری)، 
برچسب ها : تفاوت زن و مرد، شریعتی، ازدواج، اسلام و زن،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید