ارسالی: دارابی
پنجشنبه 14 فروردین 93 17:51

یا بیاموز یا بیاموزان و یا در آرزوی آموختن باش و الا خسی خواهی بود بررود.
اندیشه های مشترک

سلام علیکم
در مورد اینکه گفته شده بیاموز یا بیاموزان به نظرم اینکه آدم چیز جدیدی یاد گبیرد هم ذهن او به کار می افتد و پیشر فت می کند و هم اینکه از ساکن بودن ذهن و فکر چلوگیری می کند و آموزاندن هم همین طوراست چون اموزاندن هم ذهن را در گیر کرده و باعث می شود همیشه ذهن و عقل به کار بیفتد ولی این که آروزی آموختن را داشته باشیم چه فایده ای دارد؟ مثل اینکه آرزوی داشتن پول زیاد یا هر چیزی که فقط با تلاش به دست می آید را داشته باشد فقط آرزو داشتن فایده ای ندارد بلکه باید خود انسان تلاش کند تا خسی بر رود نشود

سلام علیکم
گاهی انسان بخاطر موانعی نمی تواند در پی علم برود ولی می تواند آرزوی علم آموزی را داشته باشد و این آرزو یا در دنیا و یا در جهان پس از مرگ او را در مسیر علم آموزیقرار خواهد داد.





نوع مطلب : علم، 
برچسب ها : علم آموزی، آموختن، ذهن، پیشرفت، عقل، فکر، آرزو،
لینک های مرتبط :
ارسالی: بهشت
دوشنبه 27 آبان 92 10:58
 
"اگر احساس خوشبختی نمی کنی از خداوند بخواه عقلت را رشد دهد"
اندیشه های مشترک

یعنی هیچ عاقلی نیست که احساس خوشبختی نکنه؟ ربط اینا با هم چیه؟
 
خوشبخت بودن بیتشر نوعی نگاه است! این که انسان خوشبختی خود را در رسیدن به چه وضعیتی می داند میزان عقل او را می رساند.
همه انسانها برای خوشبختی خود پیشنهادهایی دارند و آرزوهایی! بسیاری از آنها وقتی پیشنهادهایشان عملی می شود و آرزوهایشان برآورده می گردد، باز احساس خوشبختی نمی کنند و این به این خاطر است که در ارائه آن پیشنهادها و خلق آرزوها همه جوانب را رعایت نکرده اند و نتوانستند ارزیابی درستی از خود و از اهداف از پیش تعیین شده داشته باشند!
 
ارسالی: بهشت
دوشنبه 27 آبان 92 11:14
 
ببخشید در ادامه سوال قبلیم ،من فکر می کنم کلا با "تعریف درست احساس خوشبختی " مشکل دارم.میشه در ابتدا یه تعریف از حس خوشبختی داشته باشین؟
خیلی ممنونم از زقتی که میذارین....
 
 خوشبختی یعنی بخت و سرنوشت و سرانجامی خوش. سرنوشتی که انسان از آن راضی باشد و عمر رفته خود را برای رسیدن به آن هدف، بیهوده نه انگارد. همان «عیشة راضیة مرضیة» ای که قرآن می فرماید!




نوع مطلب : عقل(احساس خوشبختی)، 
برچسب ها : عقل، خوشبختی، احساس خوشبختی،
لینک های مرتبط :
ارسالی: ؟؟؟

"بیش از حد عاقل بودن كار عاقلانه ای نیست"
(مارون)

اساسا به خود عقل كه افراط و تفریط راه نداره ،آیا اینجا منظور ابراز عاقل بودنه؟

منظور از عقل در  جمله فوق تظاهر به فهمیدن هست! نباید همه جا تظاهر به فهمیدن نمود. شاید لازم باشد بعضی وقتها بگداریم دیگران تصور کنند ما ابله هستیم!! در فرمایشی از امام صادق علیه السلام است که: دو سوم خوشی در زندگی زیرکی است و یک سوم آن تغافل است.




نوع مطلب : عقل(تغافل)، فهم، 
برچسب ها : عقل، تظاهر به فهم، مارون، حدیث امام صادق علیه السلام، تغافل،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار

محبت برتر از عقل است و بنیاد دانش و یقین در روشنی قلب است.
(بلز پاسکال)

نمی شود گفت محبت بر تر از عقل است یا عقل برتر از محبت زیرا محبت و عقل مکمل همدیگرند با محبت،عقل از بند توهمات و تخیلات احساسی رها می شود و با عقل، محبت به مسیر درستش راه می یابد.

وقتی دو مفهوم را مقایسه می کنیم، تفاضلی که در نقطه اشتراک دارند را ملاک این مقایسه قرار می دهیم! نقطه اشتراک عقل و محبت، نقش آنها در انگیزش است!
عقل، نقشی برتر از محبت در انگیزش دارد! «برتر» به معنای «بیشتر» نیست! هم به معنای «قوی تر» نیز نیست! می دانیم سهم محبت در انگیزش بسیار بیشتر از عقل و بسیار قوی تر از اوست! بلکه «برتر» بودن به معنای مصونیت از انحراف است!
محبت کور است و عقل بیناست! هرچند طبق مضمون، سخن نوبهار عزیز، عقل چشم محبت است! مکمل اوست! ولی اگر فرض کنیم هر کدام به تنهایی بخواهند در انگیزش نقش داشته باشند، این عقل است که برتر خواهد بود!




نوع مطلب : عقل(مصونیت از انحراف)، محبت ، 
برچسب ها : پاسکال، محبت، عقل، برتر، مصونیت از انحراف، چشم محبت،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار

عقل سلیم و شوخ طبعی، هر دو یك چیزند كه با سرعت های متفاوت حركت می كنند. شوخ طبعی، همان عقل سلیم در حال رقص است
(كلایو جیمز)

سلام
منظور این جمله رو نمی فهمم ممنون می شم راهنماییم کنید!

سلام
عقل سالم، عقلی رهای از مشغله های بیهوده ذهنی است لذا بخوبی می تواند در ظرفیتها دقیق شود و بهترین راه ها را برای انتقال یک اندیشه برگزیدند.
شوخی مناسب، یکی از سریع ترین و مؤثرترین راههای انتقال یک مفهوم است و همچنین شاخص ترین دلیل بر فهم یک مفهوم است!
مثلا کاریکاتور هم نشان این است که رسم کننده آن مفهوم مورد نظرش را بخوبی فهمیده و هم آن را بخوبی منتقل می کند!




نوع مطلب : عقل(سلامت)، 
برچسب ها : شوخی، انتقال مفهوم، عقل سلیم، کاریکاتور، عقل، کلایو جیمز،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
لرسالی: نوبهار
جمعی در انتظارند كه پیشوایی ظهور كند و آنان را به راه راست هدایت نماید. حال آنكه پیشوایی مهمتر از عقل و خرد نیست؛ خوب است همه از او پیروی كنیم.
(ابوالعلاء مُعری)

عقل همیشه به تنهایی نمی تواند هدایت کند بلکه به هدایت بیرونی و راهنمایی ،با عقل کاملتر لازم است.
اما به نظر می رسد این متن بیشتر سستی انسانها در اقدام به هدایت خود را مذمت می کند..
می شود گفت کسی که بدون کوچکترین تلاشی تنها منتظر می ماند تا دیگری او را هدایت کند اصلاًدغدغه هدایت ندارد حتی اگر پیشوایی هم ظهور کند هدایت نخواهد شد مثل اینکه بگوییم خدایا ما را هدایت کن و خود در پی کشف حقیقت نباشیم اما پیروی از عقل خود می تواند مقدمه ای برای پیروی از یک پیشوا هم باشد.

خصوصیت سخنان حکیمانه این است که چند وجهی نیست! طوری نیست که از یک نگاه صحیح و از یک نگاه نادرست باشد! متن فوق چند وجهی است! همانطور که نوبهار عزیز هم اشاره به دو وجه بودن آن نموده است!
هدایت مقوله ای است دو سویه، هم نیازمند به عقل است و هم پیشوای معصوم و نائب او!
عقل لزوم هدایت توسط امام معصوم را گوشزد می کند. همچنین انسان را به ارزشهای انسانی و نیز اولیات اعتقادی راهنمایی می نماید.
امام معصوم نیز افق دید عقل را گسترش می دهد و او را در انبوه نمودن تصدیقات اولیه کمک می کند! تصدیقات اولیه، سرمایه اصلی هر انسانی برای راه یافت به حوزه های بالاتر معرفتی است! هیچ چیز به اندازه دین ناب الهی، نمی تواند عقل را در دستیابی به رتبه های بالاتر معرفتی کمک کند!
عقل، دین را از خرافه پیرایه می کند و دین، عقل را از احتسابات مادی فراتر می برد! لذا عقل و دین با این هم افزایی، انسان را تا بلندترین قله های رشد، پر پرواز می بخشند!





نوع مطلب : عقل(هدایت)، 
برچسب ها : عقل، امام معصوم، ارزشهای انسانی، خرافه، احتسابات مادی، ابوالعلاء معری،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
ارسالی: نوبهار

راهنمای زندگی بشر عقل نیست بلكه عادت است.
(دیوید هیوم)

مهمترین راهنمای زندگی بشر کتاب خداست او ما را افریده و بهتر از هرکس دیگر می تواند راهنمای زندگی ما باشدو انسان به دور از مرض با قلبش بر حقیقتش صحه می گذارد و با عقل ان را می پذیرد و عقل سلیم همیشه موید ان خواهد بود و در تصدیق و پذیرش ما را یاری خواهد کرد البته تصدیق و پذیرش عقلی درست است که با اصول دین همسو شده باشد اما در مورد جایگاه عادت،عادت فارق از فهم "که به وسیله عقل حاصل می شود " مفهومی ندارد به طوری که در تربیت هم اگر مثلاً یک فریضه دینی را بدون اموختن فلسفه آن برای کسی عادت کرد بعدها تردیدها و شبهاتی که از جانب دیگران در ان فریضه مطرح خواهد شد فرد را در برابر انجام ان فریضه سست خواهد کرد در واقع انتخاب مسیر زندگی به صرف عادت از امنیت زیادی برخوردار نیست در واقع با کتاب خدا جهت دار می شویم با عقل مسائل را درک می کنیم و با عادت یعنی تکرار یک فکر یا عمل آن را نهادینه می کنیم حتی کسانی که اصول فکری دینی هم ندارند نمی توانند بگویند عادت به تنهایی راهنمای زندگی بشر است انها هم همین مسیر را می روند با این تفاوت که اصول درستی را ملاک قرار نمی دهند.

آنچه نوبهار عزیز در باره جایگاه قرآن و عقل و عادت نوشته است، مطلب صحیحی است! منتها باید کمی به قبل برگشت! قبل از این که فرد با قرآن آشنا شود و از مفهوم عقل سر دربیاورد! به عبارت دیگر راهنمای به قرآن و عقل چیست؟ ظاهرا آقای هیوم از راهنمای به اعتقاد دینی و اندیشه ورزی و روی اوردن به تجارب بشری سخن بگوید!
دین ها متفاوت است و اندیشه ها با هم اختلاف دارد و تجارب یک سری گزاره ها متضادی است که هر کسی ادعای مجرب بودن قسمتی از آن را دارد.
هیوم، اولین علل انتخاب های جدی و هوشمندانه انسان را عادت می داند!
حال باید دید این سخن صحیح است یا نه!
دوستان با این نگاه، مسئله را مورد ارزیابی قرار دهند!


ارسالی: نوبهار

با راهنمایی شما وقتی به عقب بر گشتم به این نتیجه رسیدم که اولین انتخاب های هر کسی بر اساس مقدراتی است که در آن قرار گرفته است چنانچه در قرآن هم دیده می شود، که در ابتدا هر فردی به دین پدرانش در می آید که این می تواند بر حسب عادت باشد اما بعد خود قران عاداتی را که بدون دلیل و با مشخص شدن نا درستی آن ادامه پیدا می کند مذمت می نماید زیرا بنای عقل بر این است که درست تر را انتخاب کند"البته عقلی که فارق از تعصبات یا عادات موضوع را بررسی نماید والا درست را انکار خواهد کرد" پس در ابتدا بر اساس عادت مسیری را انتخاب می کنیم و در ادامه راه وقتی شبهات به ما روی می اورند سعی می کنیم به شبهات موجود پاسخ دهیم و همین قدرت تمیز ما را که به وسیله عقل انجام می گیرد فعال می کند و بعد از ان اگر عقل پاسخ را نیابد به دنبال جواب خواهیم رفت که در نهایت اگر تحقیق همه جانبه ای انجام داده باشیم به حقیقت دست خواهیم یافت البته همان طور که گفته شد شخصیت فرد و میزان دغدغه مندی و بدون تعصب نگاه کردن او نقش مهمی در کشف حقیقت دارد اگر واقعاً دنبال جواب باشیم پله پله به سوی حقیقت راهنمایی می شویم شاید اولین پله رسیدن به حقیقت نباشد اما دروازه ای به سوی حقیقت خواهد بود. به این صورت که عقل با بررسی ها و ایجاد سوالها و سعی در به جواب رسیدن به آنها ما را به پله های بعدی راهنمایی خواهد کرد.

قرآن آغاز تولد هر انسانی را تولدی همراه با فطرت الهی می داند البته بعد از آن طبق روایات از این فطرت عدول داده می شود و یهودی و یا نصرانی می گردد!
با این توضیحی که شما دادید و آنچه این حقیر خدمت شما عرض کردم، می توان سخن هیوم را برای مرحله بعد از آغاز زندگی پذیرفت که با عادت آغاز می شود ولی برای ادامه زندگی انسان می تواند خود را از قیود عادت رها کند!





نوع مطلب : اراده، عادت، 
برچسب ها : عقل، عادت، قرآن، تجربه، راهنمای بشر، دیوید هیوم،
لینک های مرتبط : بانک سخنان بزرگان،
«اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که به آنچه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر، در آخرت پاداش دهد، و عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود، اصلاحی، ثواب داشته باشد.»

از مجموعه آثار شماره ۶ تحلیلی از مناسک حج


ثواب به معنای هر آنچیزی است که برگشت می کند. وقتی گفته می شود فلان عمل این ثواب را دارد یعنی این اثر را دارد!
در اسلام آنچه به اعمال دارای ثواب توصیه شده است، به تنهایی بدون هیچ متمم و یا مکمل و یا مقدمه و یا شرطی دارای حداقل از ثوابی که برایش گفته سات می باشد منتها مقدمات و شرائط، متمم ها و مکمل ها می تواند مراتب بالاتری از آن ثواب را نصیب فرد کند.
ثواب می تواند هم دنیوی باشد و هم اخروی. ثوابهای اخروی تماما مشروط به شرط  عمومی ولایت است! ولایت خداوند و در طول آن ولایت پیامبر و ولایت امام معصوم.
اما ثوابهای دنیوی در مراتب پایین آن دارای این شرطی نیست!
آنچه دکتر در جمله فوق گفته است به عنوان یک قاعده کلی درست است ولی اگر کسی بخواهد رأی خود را ملاک تطبیق های خارچی این قاعده کلی قرار دهد و در نتیجه برای بعضی از اعمال و یا اذکار نتواند خاصیتی برای خود و یا جامعه بیابد و بعد نتیجه بگیرد که این ثوابِ گفته شده، خرافه است این چنین کسی مستبد  به رأی خود است و نمی توان او را تسلیم اسلام دانست.
کسی تسلیم اسلام است که یا خود کارشناس مسائل اسلامی باشد و یا از کسی که کارشناس ترین در مسائل اسلامی است پیروی کند و یا راه احتیاط را بپیماید.
راه احتیاط در فرض مذکور (که ثواب ذکر شده برای فلان عمل گفته شده است غیر منطقی به نظر می رسد)، سکوت نمودن و اظهار نظر نکردن است.
البته اسلام در تمام اجزاء خود، معقول است منتها وقتی سخن از عقل می رود  منظور عقل فردی سطحی نیست بلکه عقلی است که توسط خود اسلام رشد یافته است!





نوع مطلب : عقل(هدایت)، ولایت، دکتر شریعتی(تفکرات و شخصیت)، 
برچسب ها : ثواب، شریعتی، اسلام، عقل، تسلیم، تقلید،
لینک های مرتبط :





درباره وبلاگ


سلام علیکم
در این وبلاگ سعی ما بر این است که ...
جملات زیبای منسوب به شخصیتهای علمی را به بررسی بنشینم!
آنها را نقادی کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم!
شاید بعضی جملات فقط زیبایند ولی استحکام نداشته باشند!
شما دوست عزیز ما را در این مهم، یاری خواهی نمود.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم!

مدیر وبلاگ : سید علی روح بخش
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تماس با ما





Powered by WebGozar

برای دانلود کلیک کنید
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو